سرویس : سیاسی
کد خبر: 77442
|
10:44 - 1405/07/20
نسخه چاپی

یادداشت؛

هوش مصنوعی ابزار خلاقیت است، نه جایگزین شاعر

هوش مصنوعی ابزار خلاقیت است، نه جایگزین شاعر
هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری نوین در عرصه ادبیات، می‌تواند زمینه‌ساز گسترش خلاقیت و شکل‌گیری ایده‌های تازه در شعر باشد؛ با این حال، حفظ اندیشه، تجربه و استقلال هنری شاعر، شرط اصلی بهره‌گیری درست از این فناوری در فرایند آفرینش ادبی است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، فرهاد شاهمرادیان، دبیر تخصصی جشنواره بین‌المللی روشنای مشرقی و شاعر معاصر کشورمان، در یادداشتی نوشت: شعر آیینی از مهم‌ترین جلوه‌های ادبیات دینی و فرهنگی ماست؛ گونه‌ای از شعر که ریشه در ایمان، معرفت، اخلاق و محبت به اهل بیت علیهم‌السلام دارد. بااین‌حال، یکی از آسیب‌هایی که ممکن است این حوزه را با محدودیت مواجه کند، تقلیل آن به سوگ و مرثیه است. سوگ و مرثیه بخش مهمی از شعر آیینی ماست، اما تمام آن نیست. اگر آیین را تنها در مناسک و مرثیه‌سرایی خلاصه کنیم، بخش مهمی از حقیقت و کارکرد این گونه ادبی را نادیده گرفته‌ایم.

آیین در معنای عمیق خود، منظومه‌ای از معرفت، اخلاق، عدالت، انسان‌شناسی و نسبت انسان با جامعه است. ازاین‌رو، شعر آیینی امروز باید بتواند میان محبت و معرفت پیوند برقرار کند و از احساس و عاطفه صرف فراتر برود. شعر آیینی زمانی می‌تواند به رسالت خود نزدیک شود که علاوه بر برانگیختن عواطف، مخاطب را به اندیشیدن درباره حقیقت، عدالت و مسئولیت انسانی دعوت کند.

در این میان، باید به نسبت میان شعر آیینی و شعر مقاومت نیز توجه کنیم. این دو گونه شعری، اگرچه یکسان نیستند، از یکدیگر جدا هم نیستند و در مبانی، اشتراکات عمیقی دارند. شعر مقاومت از ایستادگی در برابر ظلم، تحقیر، تبعیض، تحریف و سلطه سخن می‌گوید و بر کرامت انسانی و حقوق برابر انسان‌ها تأکید دارد. شعر آیینی نیز اگر به سیره واقعی اهل بیت علیهم‌السلام وفادار باشد، نمی‌تواند از عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و پاسداشت کرامت انسان خالی بماند.

زندگی اهل بیت علیهم‌السلام، به‌ویژه روایت عاشورا، یکی از سرچشمه‌های مهم ادبیات آیینی در فرهنگ اسلامی ماست. بااین‌حال، نباید این دو جریان را یکی بدانیم. شعر آیینی قلمرو گسترده‌تری دارد و توحید، اخلاق، معرفت، دعا، زیارت و زندگی چهارده معصوم و دیگر انبیا و اولیای الهی را در بر می‌گیرد؛ درحالی‌که شعر مقاومت لزوماً مذهبی نیست و می‌تواند در زمینه‌های ملی، انسانی، تاریخی و اجتماعی نیز شکل بگیرد.

نقطه اشتراک این دو جریان، ایستادگی در برابر ظلم و پاسداشت کرامت انسانی است. توجه به این اشتراک می‌تواند شعر آیینی را از بیان کلیشه‌ای و تکرار مجموعه‌ای محدود از تصاویر دور کند. پیوند شعر آیینی و مقاومت زمانی عمیق‌تر می‌شود که مقاومت از یک واژه صرفاً سیاسی به مفهومی اخلاقی، معرفتی و انسانی تبدیل شود.

یکی از ضرورت‌های شعر آیینی معاصر، عبور از توصیف صرف شخصیت‌های دینی و رسیدن به بازآفرینی جهان فکری آنان است. شاعر باید بتواند از پشت یک واقعه تاریخی، مسائل انسانی و معاصر را کشف کند و نسبت میان ایمان و مسئولیت اجتماعی را به تصویر بکشد.

در این مسیر، باید از خود بپرسیم معصومی که درباره او شعر می‌سراییم، چگونه می‌اندیشید و در برابر مسائل زمانه خود چه موضعی داشت؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند شعر را از سطح توصیف شخصیت به سطح شناخت و کشف اندیشه او ارتقا دهد.

مرثیه نیز در چنین رویکردی از سوگ صرف فراتر می‌رود و به روایت یک مکتب، انتخابی اخلاقی و حقیقتی تاریخی تبدیل می‌شود. به بیان دیگر، شاعر آیینی نباید تنها واقعه را بازگو کند، بلکه باید بتواند معنا، پیام و افق انسانی آن را نیز آشکار سازد.

ورود هوش مصنوعی به عرصه ادبیات، مسئله‌ای جدی درباره ماهیت خلاقیت و آفرینش هنری پیش روی ما قرار داده است. پرسش اساسی این است که آیا می‌توان هر متن تولیدشده‌ای را یک اثر ادبی دانست؟

برای پاسخ به این پرسش، باید میان تولید متن و آفرینش ادبی تفاوت قائل شویم. هوش مصنوعی می‌تواند بر اساس الگوهای زبانی و داده‌های موجود، متن تولید کند و حتی وزن، تصویرسازی و لحن‌های مختلف را شبیه‌سازی کند؛ اما شعر تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها، تصاویر و ساختارهای زبانی نیست. شعر حاصل تجربه، حافظه، تخیل، عواطف و نوع نگاه شاعر به هستی است.

البته درباره آینده این فناوری نمی‌توان با قطعیت سخن گفت و روشن نیست که هوش مصنوعی تا چه اندازه پیشرفت خواهد کرد؛ اما در شرایط فعلی، می‌توان آن را ابزاری قدرتمند برای کمک به فرایند خلاقیت دانست، نه جایگزینی برای عاملیت خلاق شاعر.

مسئله مهم، شناخت مرز میان کمک‌گرفتن از هوش مصنوعی و واگذارکردن فرایند آفرینش به آن است. تا زمانی که شاعر صاحب ایده، اندیشه و نگاه مستقل باشد و خودش درباره اثر تصمیم بگیرد، هوش مصنوعی می‌تواند میدان خلاقیت او را گسترش دهد. اما اگر تصمیم‌گیری، تخیل و تجربه‌کردن را به ماشین بسپاریم، به‌تدریج عاملیت خلاق خود را از دست خواهیم داد.

از سوی دیگر، نباید هوش مصنوعی را ابزاری کاملاً خنثی و عاری از سوگیری تصور کنیم. این فناوری ساخته دست بشر است و مدل‌های آن بر اساس داده‌ها و الگوهای مشخصی آموزش دیده‌اند. بنابراین، آگاهی از منابع آموزشی، محدودیت‌ها و جهت‌گیری‌های احتمالی آن برای استفاده مسئولانه از این ابزار ضروری است.

استفاده از هوش مصنوعی در شعر، بسته به نوع مواجهه با آن، می‌تواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر شاعر از این ابزار بخواهد چند زاویه تازه برای پرداختن به یک موضوع پیشنهاد کند، ممکن است با افق‌هایی روبه‌رو شود که در نگاه نخست به آن‌ها توجه نکرده است. حتی گاهی مخالفت با یک پیشنهاد ماشینی می‌تواند زمینه‌ساز کشفی تازه و شخصی شود.

از این منظر، هوش مصنوعی می‌تواند محرکی برای اندیشیدن، بازنگری و گسترش امکانات ذهنی شاعر باشد. بااین‌حال، میان استفاده از فناوری برای تقویت خلاقیت و سپردن اصل آفرینش به آن تفاوت وجود دارد؛ تفاوتی که نادیده‌گرفتن آن می‌تواند به تضعیف هویت و استقلال هنری بینجامد.

در نهایت، چه در شعر آیینی و مقاومت و چه در مواجهه با فناوری‌های نوین، مسئله اصلی حفظ حقیقت، اندیشه و مسئولیت انسانی است. شعر آیینی زمانی از کلیشه‌ها فاصله می‌گیرد که به جای توقف در ظاهر حوادث، به عمق اندیشه و پیام شخصیت‌های دینی راه پیدا کند. شعر مقاومت نیز زمانی به جایگاه واقعی خود نزدیک می‌شود که از شعار فراتر برود و به بازتاب کرامت انسانی و ایستادگی اخلاقی تبدیل شود.

هوش مصنوعی نیز هنگامی می‌تواند در خدمت ادبیات قرار گیرد که ابزار گسترش خلاقیت باشد، نه جایگزین اندیشه و تجربه شاعر. فناوری ممکن است سرعت و امکانات تولید را افزایش دهد، اما معنا، ضرورت و ارزش یک اثر ادبی همچنان به نوع نگاه و انتخاب‌های خلاقانه انسان وابسته است.

 

 

 

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

تازه ترین مطالب