به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، دفاع برای مردم ایران، تنها به حضور رزمندگان در خطوط مقدم محدود نماند؛ از نخستین روزهای جنگ تحمیلی، خانوادهها، اصناف، گروههای مردمی، امدادگران، دانشآموزان، زنان و جوانان هر کدام به شکلی در پشتیبانی از جبههها نقشآفرینی کردند. در پشت هر سنگر، خانوادهای قرار داشت که بخشی از زندگی خود را با جنگ گره زده بود و در کنار رزمندگان، بار دیگری از مقاومت را بر دوش میکشید.
هفته دفاع مقدس فرصتی برای بازخوانی همین تجربه است؛ تجربهای که تنها در روایت عملیاتهای نظامی خلاصه نمیشود و بخش مهمی از آن به حضور اجتماعی مردم، کمکهای مردمی، پشتیبانی از رزمندگان، تحمل آوارگی و ایستادگی خانوادهها بازمیگردد.
در سالهای اخیر نیز، در روایتهای رسمی جمهوری اسلامی از جنگهای کوتاهمدت و درگیریهای منطقهای، بار دیگر بر مفهوم «دفاع مردمی» تأکید شده است؛ مفهومی که بر اساس آن، قدرت دفاعی صرفاً در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود و انسجام اجتماعی، مشارکت عمومی و توان جامعه برای تحمل فشارهای ناشی از بحران نیز بخشی از ظرفیت دفاعی کشور به شمار میآید.
یک ملت؛ یک وطن
حجتالاسلام عمران احمدی استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ایلام بیدار گفت: یکی از محورهای مهم در بازخوانی تجربه دفاع مقدس، توجه به مفهوم وطن و مشارکت طیفهای مختلف مردم است. جنگ هشتساله، بخش بزرگی از جامعه ایران را با یک واقعیت مشترک روبهرو کرد؛ واقعیتی که در آن، مسئله امنیت شهرها، روستاها و مرزهای کشور به موضوعی عمومی تبدیل شده بود.

وی افزود: از مناطق مرزی تا شهرهای مرکزی، هر بخش از جامعه به شکلی با پیامدهای جنگ مواجه شد. مردم مناطق مرزی، بمباران و آوارگی را تجربه کردند و خانوادههای رزمندگان نیز سالها چشمانتظار بازگشت عزیزان خود بودند.
احمدی گفت: در چنین شرایطی، کمک به جبههها تنها به حضور مستقیم در میدان جنگ محدود نبود. جمعآوری کمکهای مردمی، تهیه پوشاک و مواد غذایی، پشتیبانی از خانوادههای رزمندگان، فعالیتهای امدادی و مشارکت گروههای داوطلب، بخشی از شبکه اجتماعی پشتیبان جنگ را شکل میداد.
این تجربه نشان میدهد که روایت دفاع مقدس، بدون روایت مردم ناقص خواهد بود؛ چرا که جنگ علاوه بر خطوط مقدم، در خانهها، مدارس، مساجد، کارگاهها، بازارها و روستاها نیز جریان داشت.
از کمکهای مردمی تا پشتیبانی از جبهه
محمدتقی قاسمی از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار ایلام بیدار گفت: یکی از تصاویر ماندگار سالهای دفاع مقدس، حضور مردم برای تأمین نیازهای جبههها بود. کمکهایی که گاه بسیار کوچک به نظر میرسیدند، در مجموع به شبکه گستردهای از پشتیبانی تبدیل شدند.
وی افزود: زنانی که بخشی از دارایی یا پسانداز خود را برای جبهه اختصاص میدادند، دانشآموزانی که در مدارس اقدام به جمعآوری کمک میکردند، کشاورزانی که بخشی از محصولات خود را ارسال میکردند و کسبهای که امکانات مورد نیاز را در اختیار گروههای پشتیبانی قرار میدادند، بخشی از این روایت هستند.
.jpg)
قاسمی گفت: اهمیت این اقدامات تنها در ارزش مادی آنها نبود؛ بلکه مشارکت در پشتیبانی از جبهه، برای بسیاری از خانوادهها به معنای احساس مشارکت مستقیم در سرنوشت کشور بود.
پیشکسوت دوران دفاع مقدس گفت: امروز نیز در روایتهای مربوط به بحرانها و درگیریهای اخیر، از الگوهایی مشابه سخن گفته میشود؛ کمک به خانوادههای آسیبدیده، فعالیت گروههای داوطلب، پشتیبانی اجتماعی و حضور مردم در عرصههای امدادی و خدماتی.
با این حال، برای تبدیل این موضوع به یک روایت ماندگار رسانهای، لازم است داستان افراد و خانوادهها ثبت شود؛ اینکه چه کسی چه کمکی کرد، این کمک چگونه به جبهه رسید و چه اثری بر زندگی مردم گذاشت. روایت جزئیات، بیش از کلیگویی میتواند نسل جدید را با ابعاد اجتماعی دفاع آشنا کند.
دفاعی که از خطوط مقدم فراتر رفت
به گفته شاهدان و تحلیلگران دوران دفاع مقدس یکی از نکات مهم در تجربه جنگ ایران و عراق، گسترش میدان دفاع از خطوط مقدم به مناطق شهری و روستایی بود. بمباران شهرها، حمله به زیرساختها و ناامن شدن مناطق مرزی، سبب شد بخش قابل توجهی از مردم مستقیماً با آثار جنگ مواجه شوند.
در این شرایط، مفهوم «دفاع مردمی» معنای گستردهتری پیدا کرد. مردم تنها دریافتکننده خدمات دفاعی نبودند؛ بلکه در پشتیبانی، امدادرسانی و حفظ جریان عادی زندگی نیز نقش داشتند.
در استانهای مرزی مانند ایلام، این مسئله اهمیت بیشتری داشت. بخشهایی از استان در دوران جنگ بارها هدف حملات قرار گرفت و مردم بسیاری مجبور به ترک محل زندگی خود شدند. با وجود این، ارتباط آنان با سرزمین و شهر و روستای خود قطع نشد و بخشی از جمعیت پس از فروکش کردن حملات به مناطق خود بازگشتند.
این تجربه را میتوان یکی از نمونههای مهم پیوند میان جامعه و دفاع ملی دانست؛ پیوندی که در آن، مرز میان «پشت جبهه» و «جبهه» بسیار کمرنگ شده بود.
روایت مقاومت؛ فراتر از آمار و عملیات
سالها پس از پایان جنگ، بخش زیادی از روایت دفاع مقدس همچنان در خاطرات خانوادهها و رزمندگان باقی مانده است. خاطراتی از شبهای بمباران، اعزام نیروها، انتظار خانوادهها، بازگشت مجروحان، تشییع شهدا و کمکهای مردمی.

این خاطرات میتواند برای نسل جدید، تصویری ملموستر از آن دوران ایجاد کند. به همین دلیل، ثبت تاریخ شفاهی یکی از مسیرهای مهم برای جلوگیری از فراموش شدن تجربه اجتماعی جنگ است.
رسانهها نیز در این میان میتوانند از تکرار صرف آمار فاصله بگیرند و به سراغ روایت انسانها بروند؛ روایت مادری که فرزندش را راهی جبهه کرد، نوجوانی که برای جبهه کمک جمعآوری کرد، رزمندهای که سالها بعد خاطرهای از یک شب عملیات را بازگو میکند یا خانوادهای که خانه خود را در جریان جنگ از دست داد.
چنین روایتهایی، دفاع مقدس را از یک مفهوم تاریخی دور و به یک تجربه انسانی نزدیک میکند.
از «دفاع» تا تابآوری اجتماعی
مهدی ویسه عضو هیأت علمی دانشگاه ایلام در گفتگو با خبرنگار ایلام بیدار گفت: یکی از محورهایی که در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا کرده، موضوع تابآوری جامعه است. در زمان بحران، صرفاً قدرت نظامی نمیتواند همه نیازهای جامعه را پاسخ دهد. جامعهای که بتواند خدمات عمومی را حفظ کند، به افراد آسیبدیده کمک کند، اخبار را با دقت بیشتری دنبال کند و از گسترش اضطراب و شایعات جلوگیری کند، از ظرفیت اجتماعی بیشتری برای عبور از بحران برخوردار است.
وی افزود: از این منظر، تجربه دفاع مقدس میتواند موضوع مطالعه قرار گیرد؛ نه صرفاً برای بازتولید ادبیات جنگ، بلکه برای شناخت سازوکارهایی که جامعه در شرایط دشوار برای حفظ انسجام خود به کار گرفته است.
ویسه گفت: البته تابآوری به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا پنهان کردن آسیبها نیست. برعکس، جامعه تابآور باید بتواند مشکلات را ببیند، درباره آنها گفتگو کند و برای کاهش آثار آنها راهحل پیدا کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه ایلام بیان داشت: در این چارچوب، رسانه نقش مهمی دارد؛ رسانه میتواند همزمان با روایت ایستادگی، درباره نیازهای مردم، مشکلات خانوادههای آسیبدیده و ضرورت حمایت اجتماعی نیز گزارش تهیه کند.
درباره جریانهای همسو با دشمن؛ روایت باید مستند باشد
یکی دیگر از محورهای مطرح در ادبیات رسمی دفاع مقدس، نقش گروههایی است که در جریان جنگ یا پس از آن، از سوی جمهوری اسلامی به همکاری با دشمن یا اقدام علیه امنیت کشور متهم شدهاند.
در روایت رسانهای این موضوع، تفکیک میان گروهها، دورههای تاریخی و نوع اقدامات اهمیت زیادی دارد. استفاده از عناوین کلی بدون ارائه سند میتواند زمینه برداشتهای نادرست را فراهم کند. بنابراین، معرفی گروههای سیاسی و مسلح، باید بر پایه اسناد، گزارشهای تاریخی و روایتهای قابل بررسی انجام شود.
در یک گزارش حرفهای، به جای کلیگویی میتوان توضیح داد که هر گروه چه زمانی شکل گرفت، چه مواضعی داشت، چه اقداماتی انجام داد و چه اسنادی درباره ارتباط یا تقابل آن با طرفهای درگیر وجود دارد.
این رویکرد هم به حفظ اعتبار رسانه کمک میکند و هم به مخاطب اجازه میدهد بر اساس اطلاعات مستند، تصویر دقیقتری از تاریخ داشته باشد.
مردم؛ یکی از پایههای قدرت ملی
تجربه دفاع مقدس نشان داد که قدرت یک کشور تنها با تعداد تجهیزات و امکانات نظامی سنجیده نمیشود. سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت مردم و توانایی جامعه برای سازماندهی در شرایط بحرانی نیز بخشی از قدرت ملی است.
در سالهای جنگ، حضور مردم در پشتیبانی از جبههها، امدادرسانی، تأمین نیازهای خانوادهها و حفظ فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، بخشی از این ظرفیت را شکل داد.
در بحرانهای جدید نیز این مسئله میتواند مورد توجه قرار گیرد. مشارکت داوطلبانه مردم، کمک به آسیبدیدگان، همکاری گروههای مردمی و حفظ خدمات ضروری، نمونههایی از ظرفیت اجتماعی هستند که در زمان بحران اهمیت پیدا میکنند.
از این منظر، مفهوم «حکومت مردم» را میتوان نه فقط در قالب حضور سیاسی، بلکه در قالب مشارکت اجتماعی نیز بررسی کرد؛ اینکه مردم در مواقع دشوار تا چه اندازه در حل مسائل جامعه مشارکت میکنند و نهادهای رسمی چگونه این ظرفیت را سازماندهی و حمایت میکنند.
روایت وحدت، بدون حذف تفاوتها
یکی از مهمترین درسهای اجتماعی دفاع مقدس را میتوان در مفهوم همبستگی جستوجو کرد. جامعه ایران در آن دوران از گروهها و دیدگاههای مختلف تشکیل شده بود، اما جنگ برای بخش بزرگی از مردم، مسئله امنیت سرزمین و حفظ زندگی روزمره را به موضوعی مشترک تبدیل کرد.
امروز نیز اگر قرار است از تجربه دفاع مقدس برای افزایش تابآوری اجتماعی استفاده شود، توجه به همین نقطه مشترک اهمیت دارد.
روایت «یک ملت، یک وطن» زمانی میتواند برای جامعه امروز معنا داشته باشد که همه مردم، با وجود تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، بخشی از جامعه و کشور دیده شوند. رسانه میتواند به جای تمرکز بر شکافها، داستانهای همکاری و همیاری گروههای مختلف مردم را برجسته کند.
این به معنای نادیده گرفتن اختلافنظرها نیست؛ بلکه به معنای یافتن موضوعاتی است که امکان گفتوگو و همکاری بر سر آنها وجود دارد.
دفاع مقدس؛ گذشتهای برای فهم امروز
دفاع مقدس تنها یک مقطع هشتساله در تاریخ معاصر ایران نیست؛ مجموعهای از تجربههای اجتماعی، انسانی و تاریخی است که آثار آن همچنان در زندگی جامعه دیده میشود.
روایت این دوران، اگر تنها به بازگویی عملیاتها، آمار شهدا و نام فرماندهان محدود شود، بخش بزرگی از واقعیت جنگ نادیده گرفته خواهد شد. مردم، خانوادهها، زنان، کودکان، امدادگران، کارگران، کشاورزان، کسبه و همه کسانی که در پشت جبهه نقشی بر عهده داشتند، بخش جداییناپذیر این تاریخ هستند.
در شرایطی که جامعه با بحرانها و فشارهای مختلف مواجه است، بازخوانی این تجربه میتواند به شناخت بهتر ظرفیتهای اجتماعی کمک کند؛ ظرفیتهایی مانند همکاری، امدادرسانی، اعتماد متقابل، مسئولیتپذیری و مشارکت داوطلبانه.
رسانه جریان انقلاب اسلامی، در این میان، میتواند از روایتهای شعاری فاصله بگیرد و با تولید گزارشهای میدانی، تاریخ شفاهی، گفتوگو با خانوادهها و بازخوانی اسناد، تصویری انسانی و مستند از دفاع ارائه دهد.
دفاع مقدس را میتوان از سنگرها روایت کرد؛ اما برای فهم کامل آن، باید به خانهها، روستاها، مدارس، بازارها و جادههایی رفت که مردم در آنها زندگی کردند و بخشی از هزینه جنگ را پرداختند.
امروز، آنچه از آن دوران باقی مانده، تنها خاطرات نبرد نیست؛ خاطره جامعهای است که در سختترین شرایط تلاش کرد زندگی را ادامه دهد. شاید همین بخش از تاریخ، یکی از مهمترین سرمایههای روایی برای فهم مفهوم تابآوری و مشارکت اجتماعی در ایران امروز باشد.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد