به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، در واپسین روزهای زمستان ۱۳۶۶، مردم آبدانان خود را برای رسیدن بهار و نوروز آماده میکردند؛ اما ظهر ۲۶ اسفند، آسمان این شهر کوچک مرزی به صحنه یکی از تلخترین حوادث سالهای جنگ تحمیلی تبدیل شد.
هواپیماهای رژیم بعث عراق با بمباران مناطق مسکونی آبدانان، خانههای مردم، صف نانوایی، زنان و کودکان و دانشآموزان را هدف قرار دادند و کوچه شهید کرمی را به صحنهای از خون، آوار و خاکستر تبدیل کردند.
آن روز، قرار بود پیکر شماری از شهدای عملیات شاخ شمیران در آبدانان تشییع شود و مردم برای حضور در این مراسم مقابل مقر سپاه و بسیج وقت تجمع کرده بودند؛ اما حمله هوایی دشمن، فضای شهر را در چند لحظه دگرگون کرد.
آبدانان در سالهای سخت جنگ
سال ۱۳۶۶ از سالهای سخت جنگ تحمیلی بود. بر اساس روایت این گزارش، رژیم بعث عراق در سالهای پایانی جنگ، همزمان با ناکامیهای خود در جبههها، حملات به مناطق مسکونی را افزایش داد و شهرهای مختلف ایران از جمله دزفول، اندیمشک، ایلام و آبدانان را هدف قرار داد.

در آبدانان نیز مردم در حالی که خود را برای تشییع پیکر شهدا آماده میکردند، با صدای هواپیماهای جنگی مواجه شدند. بمبها بر مناطق مسکونی فرود آمد و در مدت کوتاهی، زندگی عادی مردم جای خود را به صحنهای از آوار و شهادت داد.
صف نان؛ جایی که زندگی به خون نشست
کرمالله سبزی، از شاهدان عینی بمباران آبدانان، سالها پس از حادثه هنوز با یادآوری آن روز متأثر میشود.
وی در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» روایت میکند که هنگام حرکت به سمت منزل بستگان، صدای غرش هواپیماها را شنید و لحظاتی بعد انفجاری مهیب رخ داد. گردوخاک همهجا را فرا گرفته بود و او پس از آنکه خود را از جوی آب بیرون کشید، با صحنههایی دردناک مواجه شد.

به گفته او، کودکانی که برای تهیه نان در صف ایستاده بودند، در نزدیکی گودال ایجادشده بر اثر اصابت بمب به شهادت رسیده بودند. خانهها فرو ریخته بود و موج انفجار آثار خود را بر زندگی مردم گذاشته بود.
صف نانوایی مرحوم سیدکریم شفیعی نیز در همان روز به صحنه شهادت مردم بیدفاع تبدیل شد و کوچهای که بعدها به نام «شهید کرمی» شناخته شد، در حافظه مردم آبدانان با آن حادثه گره خورد.
کودکی که زنده ماند تا روایتگر آن روز باشد
در میان روایتهای بهجامانده از آن روز، خاطرات سیداحمد آبساران جایگاه ویژهای دارد؛ کودکی ۱۳ ساله که از آن حادثه جان سالم به در برد.
آبساران میگوید آن روز به همراه دوستش سیدزمان ساعدی مأمور خرید نان بودند، اما به دلیل علاقه به زندگی عشایری، مسیرش را تغییر داد و به سمت سیاهچادرهای سراب رفت. دقایقی بعد خبر بمباران نانوایی به او رسید.
وقتی خود را به محل حادثه رساند، با ویرانی گسترده مواجه شد. همانجا خبر شهادت دوستش، سیدزمان ساعدی، و همچنین همسر و فرزند عمویش سیدکریم شفیعی و همکلاسیاش حمید صحرایی و مادر او، شهیده خیزران باقری، را شنید.
او سالها بعد درباره آن روز میگوید گاهی با خود فکر میکند چرا زنده مانده است؛ شاید برای اینکه شاهدی باشد که بتواند آن روز را برای نسلهای بعد روایت کند.
خیزران باقری؛ روایتی از یک مادر در صف نان
در میان شهدای بمباران ۲۶ اسفند، نام شهیده خیزران باقری نیز ثبت شده است؛ زنی خانهدار که همراه فرزندش در این حمله جان باخت.

یکی از بستگان نزدیک او روایت میکند که خیزران همواره برای خانوادهاش از نانوایی نان تهیه میکرد و آن روز نیز مانند روزهای دیگر برای خرید نان به نانوایی رفته بود؛ اما این بار دیگر به خانه بازنگشت.
شهادت او و فرزندش، تنها یک خانواده را داغدار نکرد؛ بلکه محلهای را به سوگ نشاند. خانهای که پیش از آن محل زندگی و آرامش خانواده بود، پس از حادثه با جای خالی مادر و فرزند مواجه شد.
روایت شهدای این حادثه نشان میدهد که بمباران آبدانان تنها یک نقطه نظامی را هدف نگرفته بود؛ زنان، کودکان و مردم عادی نیز در میان قربانیان این حمله قرار داشتند.
چرا کوچه شهید کرمی هدف قرار گرفت؟
برای بررسی ابعاد تاریخی این حادثه، رضا کریمی، استاد تاریخ دانشگاه ایلام، نیز درباره چرایی حملات رژیم بعث به مناطق مسکونی توضیح داده است.
به گفته او، رژیم بعث در سالهای پایانی جنگ، بهویژه پس از شکستهای متعدد در جبههها، راهبرد فشار بر پشت جبهه را دنبال میکرد و بمباران شهرهای مرزی و حتی مناطق مرکزی ایران با هدف ایجاد رعب و ناامیدی در میان مردم انجام میشد.
کریمی معتقد است آبدانان نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و حضور نیروهای مردمی در معرض چنین حملاتی قرار داشت و کوچه شهید کرمی و نانوایی آن، به عنوان نقطهای پررفتوآمد، در معرض حمله قرار گرفت.
از این منظر، بمباران ۲۶ اسفند را میتوان در چارچوب حملاتی بررسی کرد که هدف آنها علاوه بر خسارت فیزیکی، تحت تأثیر قرار دادن روحیه مردم و ایجاد احساس ناامنی در جامعه بود.
مردم آبدانان زیر آوار نماندند
بمباران اگرچه در چند دقیقه زندگی بسیاری از خانوادهها را دگرگون کرد، اما نتوانست مردم آبدانان را از ادامه مسیر بازدارد.
پس از حمله، مردم و نیروهای امدادی برای خارج کردن پیکر شهدا و کمک به مجروحان وارد میدان شدند. آواربرداری و رسیدگی به آسیبدیدگان در شرایطی انجام شد که خانوادههای بسیاری در جستوجوی عزیزان خود بودند.

یکی از رزمندگان آن روز، با یادآوری فضای شهر پس از بمباران، از تلخی شهادت همشهریانش میگوید؛ اما در کنار این اندوه، به حضور دوباره مردم در مسجد و ادامه زندگی اشاره میکند.
آبدانان اگرچه در آن روز زخم عمیقی برداشت، اما متوقف نشد و مردم آن تلاش کردند زندگی را در میان ویرانیها دوباره از سر بگیرند.
از کوچهای خونین تا خاطرهای ماندگار
امروز بیش از سه دهه از آن روز گذشته است؛ اما نام کوچه شهید کرمی همچنان برای مردم آبدانان یادآور یکی از تلخترین روزهای دوران جنگ تحمیلی است.
حجتالاسلام سیدابراهیم حسینی احمدفداله، امامجمعه آبدانان، در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» با اشاره به جایگاه شهدا در امنیت امروز کشور، تأکید کرده است که امنیت بهدستآمده، حاصل فداکاری و جانفشانی همان نسلی است که در دوران جنگ ایستادگی کرد.
او معتقد است حادثه بمباران آبدانان باید برای نسل جدید یادآور این واقعیت باشد که امنیت و آرامش امروز، بدون هزینه و فداکاری به دست نیامده است.
حافظهای که باید زنده بماند
بمباران آبدانان تنها یک حادثه نظامی در تقویم جنگ تحمیلی نیست؛ این حادثه بخشی از حافظه جمعی مردم این شهر است؛ خاطرهای که در خانوادههای شهدا، بازماندگان و شاهدان آن روز همچنان زنده مانده است.
کوچه شهید کرمی امروز تنها یک نشانی در نقشه شهر نیست؛ نام آن با خاطرات کودکانی گره خورده که برای خرید نان از خانه خارج شدند و دیگر بازنگشتند، با مادرانی که فرزندانشان را از دست دادند و با خانوادههایی که یک روز عادی زندگیشان در چند لحظه به سوگ تبدیل شد.
.jpg)
حفظ چنین خاطراتی، تنها بازگویی یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی برای انتقال تجربههای نسل جنگ به نسلهایی است که آن روزها را ندیدهاند. دانشآموزی که امروز از کنار چنین مکانهایی عبور میکند، میتواند با بخشی از تاریخ شهر و رنج مردمی آشنا شود که سالها پیش، زندگی خود را در میان جنگ و بمباران ادامه دادند.
امنیت امروز، در امتداد ایستادگی دیروز
۲۶ اسفند ۱۳۶۶ برای مردم آبدانان روزی است که در آن، فاصله میان یک زندگی معمولی و یک فاجعه تنها چند لحظه بود؛ روزی که صف نان، خانههای مردم و کوچههای شهر به صحنه شهادت تبدیل شد.
اما روایت آبدانان در همان نقطه پایان نمییابد. بخش دیگری از این روایت، ایستادگی مردمی است که پس از هر حمله دوباره برخاستند و زندگی را ادامه دادند.
امروز کوچه شهید کرمی همچنان بخشی از حافظه تاریخی آبدانان است؛ کوچهای که روزی در آتش جنگ سوخت، اما نام شهدایش در حافظه شهر باقی ماند.
بازخوانی این حادثه، فرصتی است برای آنکه نسل امروز بداند امنیت و آرامش کنونی، بخشی از یک مسیر تاریخی پرهزینه است؛ مسیری که در آن مردم عادی، زنان، کودکان و رزمندگان، هر یک به شکلی سهمی از رنج و مقاومت آن روزها را بر دوش کشیدند.
یاد شهدای ۲۶ اسفند آبدانان، یادآور روزی است که شهر زخم برداشت، اما از حرکت نایستاد.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد