به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، مرور کارنامه حکومت پهلوی، بدون مراجعه به اسناد تاریخی، خاطرات رجال سیاسی، گزارشهای خارجی و روایتهای مردم مناطق مختلف کشور، تصویری ناقص و تحریفشده به دست میدهد. در سالهای اخیر، انتشار اسناد ساواک، خاطرات شخصیتهای سیاسی و نظامی، و پژوهشهای دانشگاهی، ابعاد تازهای از عملکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت پهلوی را آشکار کرده است. این اسناد نشان میدهد که فساد اقتصادی، وابستگی سیاسی، سرکوب مخالفان و بیتوجهی به مناطق محروم، از ویژگیهای اصلی این دوره بوده است.
استان ایلام نیز بهعنوان یکی از مناطق مرزی و محروم کشور، در آن سالها با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم میکرد؛ مشکلاتی که در خاطرات مردم و اسناد اداری آن زمان بهوضوح دیده میشود.
فساد اقتصادی و زندگی اشرافی دربار
یکی از محورهای مهم انتقادها به حکومت پهلوی، حجم گسترده فساد اقتصادی در دربار و اطرافیان شاه بود. بسیاری از اسناد و خاطرات منتشرشده، از نقش خانواده سلطنتی در سوءاستفاده از منابع ملی حکایت دارد.
حسین فردوست، از نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی و رئیسدفتر ویژه اطلاعات، در خاطرات خود به نفوذ گسترده خاندان سلطنتی در اقتصاد کشور اشاره میکند و مینویسد: «هیچ قرارداد مهمی بدون اطلاع و سهم دربار منعقد نمیشد.»

اسدالله علم، وزیر دربار شاه، نیز در خاطرات روزانه خود بارها به ولخرجیهای دربار، سفرهای پرهزینه و روابط خاص اقتصادی اطرافیان شاه اشاره کرده است. وی در بخشی از یادداشتهای خود، از هزینههای سنگین جشنهای ۲۵۰۰ساله و فشار آن بر بودجه کشور سخن میگوید.
همچنین اسناد منتشرشده از وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از درآمدهای نفتی در حسابهای خارجی وابسته به خاندان سلطنتی یا نزدیکان آنان ذخیره میشد.
وابستگی سیاسی و قراردادهای بحثبرانگیز
یکی دیگر از محورهای مهم انتقادها به حکومت پهلوی، وابستگی شدید سیاسی و اقتصادی به قدرتهای خارجی بود.
محمد مصدق، نخستوزیر وقت ایران، در دوران ملیشدن صنعت نفت، بارها نسبت به نفوذ بیگانگان در دربار هشدار داده بود. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با حمایت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس انجام شد، یکی از مهمترین نقاط عطف این وابستگی به شمار میرود.
اسناد منتشرشده سیا و امآی۶ در دهههای اخیر نشان میدهد که این کودتا با برنامهریزی مستقیم این سازمانها و همکاری برخی عناصر داخلی صورتگرفته است.
در ادامه نیز قراردادهای نظامی و اقتصادی گسترده با آمریکا، عملاً اقتصاد و ارتش ایران را به غرب وابسته کرد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که خریدهای تسلیحاتی گسترده، بدون توجه به نیازهای واقعی کشور، باعث خروج میلیاردها دلار ارز از کشور شد.
سرکوب سیاسی و فضای امنیتی
یکی از شاخصترین ویژگیهای حکومت پهلوی، برخوردهای امنیتی و سرکوب مخالفان بود. ساواک بهعنوان سازمان اطلاعات و امنیت کشور، نقش اصلی در کنترل فضای سیاسی داشت.
بر اساس اسناد منتشرشده، بسیاری از فعالان سیاسی، دانشجویان، روحانیون و نویسندگان در این دوران بازداشت، شکنجه یا تبعید شدند.

آیتالله سید روحالله خمینی (ره)، رهبر نهضت اسلامی، پس از اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳، دستگیر و به ترکیه و سپس عراق تبعید شد. این تبعید، یکی از نقاط مهم در شکلگیری جریان انقلاب اسلامی محسوب میشود.
خاطرات زندانیان سیاسی، از جمله آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی و آیتالله سید علی خامنهای، حاوی روایتهایی از بازجوییها و فشارهای امنیتی در آن سالهاست.
شکاف طبقاتی و فقر در مناطق محروم
درحالیکه دربار پهلوی به زندگی اشرافی و هزینههای سنگین مشهور بود، بسیاری از مناطق کشور با فقر و محرومیت دستوپنجه نرم میکردند.
استان ایلام، بهعنوان منطقهای مرزی و کمتر برخوردار، نمونهای از این وضعیت بود. بر اساس اسناد اداری و خاطرات مردم، تا سالهای پایانی حکومت پهلوی، بسیاری از روستاهای استان فاقد راه آسفالته، برق، آب لولهکشی و مراکز درمانی بودند.

مرحوم آیتالله محمدتقی مروارید، از روحانیون شناختهشده ایلام، در خاطرات خود به وضعیت سخت معیشتی مردم و نبود امکانات اولیه در بسیاری از نقاط استان اشاره کرده است.
همچنین گزارشهای رسمی دهه ۱۳۵۰ نشان میدهد که بخش بزرگی از جمعیت استان در خانههای گلی و بدون امکانات اولیه زندگی میکردند و دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی بسیار محدود بود.
وضعیت امنیتی و مرزی ایلام
استان ایلام به دلیل موقعیت مرزی، در سالهای پیش از انقلاب با مشکلات امنیتی و اقتصادی متعددی روبهرو بود.
برخی اسناد نشان میدهد که در بسیاری از نقاط مرزی، امکانات دفاعی و خدماتی کافی وجود نداشت و مردم منطقه از حداقل امکانات محروم بودند. این وضعیت باعث مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها یا استانهای دیگر شد.
فساد اداری نیز یکی از مشکلات مهم آن دوره بود. بسیاری از اسناد نشان میدهد که انتصابها بر اساس روابط خانوادگی و سیاسی انجام میشد و نظارت مؤثری بر عملکرد مدیران وجود نداشت.
حسین فردوست در خاطرات خود به این موضوع اشاره میکند و مینویسد که بسیاری از مقامات، با استفاده از موقعیت خود، به ثروتهای کلان دست یافتند.
اوج نارضایتی و شکلگیری انقلاب
در دهه ۱۳۵۰، با افزایش شکاف طبقاتی، فساد اقتصادی و فشارهای سیاسی، نارضایتی عمومی به اوج رسید. اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف کشور، از جمله ایلام، شکل گرفت و در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید.
در استان ایلام نیز روحانیون و مردم نقش فعالی در حرکتهای انقلابی داشتند. شخصیتهایی مانند آیتالله مروارید و دیگر علما، با برگزاری جلسات مذهبی و روشنگری، مردم را نسبت به وضعیت کشور آگاه میکردند.
توسعه نامتوازن؛ شکاف میان مرکز و پیرامون
یکی از انتقادهای مهم به ساختار حکمرانی در دوره پهلوی، تمرکز شدید امکانات و سرمایهگذاریها در پایتخت و چند شهر بزرگ بود؛ درحالیکه بسیاری از استانهای مرزی و کمبرخوردار، از حداقل زیرساختها نیز بینصیب مانده بودند. ایلام بهعنوان استانی کوهستانی و مرزی، در این میان نمونهای روشن از توسعه نامتوازن به شمار میرفت.
بر اساس روایتهای شفاهی سالمندان استان و برخی اسناد اداری دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، بسیاری از روستاهای کشور و بهخصوص در ایلام حتی از ابتداییترین امکانات مانند مدرسه، درمانگاه و راه ارتباطی مناسب محروم بودند. دانشآموزان برای رسیدن به مدرسه باید مسافتهای طولانی را پیاده طی میکردند و در بسیاری از مناطق، خدمات بهداشتی تنها به حضور دورهای یک بهیار یا اعزام بیمار به شهرهای دورتر محدود میشد.
در حوزه راه نیز شرایط مشابهی وجود داشت. بخش عمدهای از مسیرهای ارتباطی استان، خاکی و صعبالعبور بود و در فصلهای بارندگی یا زمستان، عملاً رفتوآمد در بسیاری از مناطق متوقف میشد. این وضعیت نهتنها دسترسی مردم به خدمات را محدود میکرد، بلکه مانعی جدی برای رونق کشاورزی، تجارت و سرمایهگذاری به شمار میرفت.
از سوی دیگر، نبود صنایع و فرصتهای شغلی، موجب مهاجرت بخشی از جمعیت جوان استان به شهرهای بزرگ شد. این روند، با کاهش نیروی کار محلی و افزایش حاشیهنشینی در شهرهای مقصد همراه بود و به مشکلات اجتماعی دامن میزد.
کارشناسان معتقدند یکی از عوامل اصلی شکلگیری نارضایتی عمومی در استانهای مرزی، همین احساس محرومیت و بیتوجهی به توسعه متوازن بود. این شرایط باعث شد که مردم این مناطق، با امید به تغییر وضعیت، در جریانهای انقلابی مشارکت فعالتری داشته باشند و خواستار توزیع عادلانهتر امکانات و خدمات در سراسر کشور شوند.
مرور اسناد، خاطرات و روایتهای تاریخی نشان میدهد که حکومت پهلوی با مشکلات جدی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو بود. فساد دربار، وابستگی به بیگانگان، سرکوب مخالفان و بیتوجهی به مناطق محروم، از جمله عواملی بود که زمینه نارضایتی عمومی را فراهم کرد.
استان ایلام نیز بهعنوان یکی از مناطق کمتر برخوردار، سهم قابلتوجهی از این محرومیتها را تجربه کرد؛ محرومیتهایی که پس از انقلاب، با توسعه زیرساختها، گازرسانی، راهسازی، برقرسانی و گسترش خدمات آموزشی و بهداشتی، تا حد زیادی کاهش یافت.
امروز مقایسه وضعیت زیرساختها و خدمات عمومی در استان با سالهای پیش از انقلاب، نشان میدهد که مسیر طیشدن، هرچند با چالشها و کاستیهایی همراه بوده، اما فاصله قابلتوجهی با گذشته دارد؛ فاصلهای که در روایت مردم، اسناد رسمی و آمارهای توسعهای قابلمشاهده است.
این روایت تاریخی، نه صرفاً برای بازخوانی گذشته، بلکه برای درک بهتر مسیر آینده و اهمیت عدالت، استقلال و توسعه متوازن در سراسر کشور اهمیت دارد.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد