به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، خونهایی که در روزها و دهههای مختلف تاریخ معاصر ایران بر زمین ریخته شد، صرفاً حوادث پراکنده یا خطاهای فردی نبود؛ بلکه محصول یک الگوی حکمرانی بود که در آن قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی در دستان حلقهای محدود متمرکز شد و هر صدای منتقدی سرکوب گردید. بررسی کارنامه سلسله پهلوی، از رضاخان تا محمدرضا پهلوی، نشان میدهد که خشونت سیاسی، وابستگی خارجی، فساد ساختاری و تحقیر کرامت انسانی، عناصر ثابت این دوره بودهاند.
این گزارش تلاش میکند با مرور مستند برخی رخدادها، چهرهها و تصمیمات کلیدی، تصویری تحلیلی از این کارنامه ارائه دهد؛ تصویری که فراتر از روایتهای احساسی یا تبلیغاتی، بر دادههای تاریخی و شهادت معاصران تکیه دارد.
همراهی با پروژههای ضدایرانی و هزینههای انسانی آن
در سالهای پایانی حکومت محمدرضا پهلوی، وابستگی امنیتی و سیاسی ایران به بلوک غرب به اوج رسید. اسناد منتشرشده از روابط نزدیک دربار با رژیم صهیونیستی، از همکاریهای اطلاعاتی ساواک و موساد تا هماهنگیهای نظامی، حکایت دارد. این روابط، صرفاً دیپلماتیک نبود؛ بلکه پیامدهای انسانی داشت. در جریان برخی درگیریهای منطقهای و عملیاتهای مشترک اطلاعاتی، نام ایران در کنار پروژههایی قرار گرفت که به کشتهشدن شهروندان منطقه انجامید. منتقدان این سیاستها، از جمله مهدی بازرگان و آیتالله طالقانی، بارها هشدار دادند که پیوندزدن منافع ملی ایران به منافع قدرتهای خارجی، کشور را به هزینهپرداز جنگهای نیابتی تبدیل میکند.
دربار، تمسخر اخلاق عمومی و فاصله با جامعه
یکی از وجوه کمتر تحلیلشده اما پر اثر حکومت پهلوی، شکاف عمیق فرهنگی و اخلاقی میان دربار و جامعه بود. رفتارهای علنی برخی اعضای خاندان سلطنتی، از جمله اشرف پهلوی، بارها با واکنش منفی افکار عمومی روبهرو شد. خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار، تصویری روشن از مناسباتی ارائه میدهد که در آن تمسخر ارزشهای خانوادگی و اخلاق عمومی امری عادی تلقی میشد. این فاصله، نهتنها مشروعیت سیاسی حکومت را تضعیف کرد، بلکه زمینهساز خشم اجتماعی عمیقی شد که در سالهای منتهی به انقلاب فوران کرد.
فساد اخلاقی و مالی خاندان پهلوی
رضا بختیاری استاد دانشگاه ایلام در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» گفت: فساد در دوره پهلوی، محدود به چند پرونده اقتصادی نبود؛ بلکه بهصورت شبکهای در ساختار قدرت ریشه دوانده بود. اشرف پهلوی در گزارشهای متعدد، از جمله اسناد کنگره آمریکا، بهعنوان یکی از چهرههای مرتبط با قاچاق مواد مخدر معرفی شده است.
وی افزود: ارتشبد نعمتالله نصیری، رئیس ساواک، و برخی امرای ارتش نیز در پروندههای زمینخواری و رانتهای کلان نامبرده شدهاند. این مفاسد، در حالی رخ میداد که بخش بزرگی از جامعه با فقر و نابرابری دستوپنجه نرم میکرد.

بختیاری گفت: دوره پهلوی شاهد سرکوب شدید روشنفکران و هنرمندان منتقد بود. فرخی یزدی، شاعر آزادیخواه، پس از سالها زندان و شکنجه، در زندان قصر به قتل رسید. ملکالشعرای بهار، اگرچه به قتل نرسید، اما بارها زندانی و تبعید شد و عملاً از نقش اجتماعی خود کنار گذاشته شد. این برخوردها نشان میدهد که حکومت حتی تحمل نقد ادبی و فرهنگی را نداشت و هر صدای مستقلی را تهدیدی برای اقتدار خود میدانست.
سرکوبهای خونین؛ از عشایر تا شهرها
حسین بهرامی پژوهشگر تاریخ ایران در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» گفت: یکی از تاریکترین صفحات کارنامه رضاخان، سرکوب خشن عشایر بود. بمباران عشایر کهگیلویه و بویراحمد، خلع سلاح اجباری ایل بختیاری و اعدام سران طوایف لر، تنها بخشی از سیاست «تمرکز قدرت به هر قیمت» بود. اسناد تاریخی نشان میدهد که این عملیاتها با تلفات گسترده غیرنظامیان همراه بود و باهدف شکستن مقاومت اجتماعی در برابر دولت مرکزی انجام شد.
چپاول اموال عمومی و خصوصی
بهرامی در ادامه گفت: رضاخان طی دو دهه، مالک حدود دو سوم اراضی حاصلخیز کشور شد. این تصاحبها که بازور و تهدید انجام گرفت، بسیاری از مالکان محلی و کشاورزان را به فقر کشاند. محمدرضا پهلوی نیز با ایجاد بنیاد پهلوی، شبکهای پیچیده برای انتقال ثروتهای عمومی به داراییهای خصوصی خاندان سلطنتی ایجاد کرد. گزارشهای پس از انقلاب نشان داد که این بنیاد مالک صدها شرکت و ملک در داخل و خارج کشور بوده است.
رسوایی جشنهای ۲۵۰۰ساله
حجتالاسلام احمد امرایی امامجمعه درهشهر در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» گفت: جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰، نماد شکاف حکومت و مردم بود. درحالیکه بخشهایی از کشور با فقر، بیسوادی و کمبود زیرساخت مواجه بودند، میلیونها دلار صرف برگزاری مراسمی تجملی در تختجمشید شد. بسیاری از روحانیون و روشنفکران، از جمله جلال آلاحمد، این جشنها را «نمایش خودشیفتگی قدرت» توصیف کردند.
وی افزود: پروندههای متعدد درباره اطرافیان محمدرضا پهلوی، از جمله عبدالعظیم ولیان و هوشنگ انصاری، نشاندهنده پیوند قدرت سیاسی با فساد اقتصادی و اخلاقی است. این افراد با سوءاستفاده از نزدیکی به دربار، به ثروتهای افسانهای دست یافتند و درعینحال، از مصونیت قضایی برخوردار بودند.
تراژدیهای خانوادگی و پرسشهای بیپاسخ
خودکشی لیلا پهلوی و علیرضا پهلوی، فرزندان محمدرضا شاه، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت روانی و بحرانهای درونی این خاندان جلب کرد. درباره مرگ علیرضا پهلوی، گمانهزنیهایی مطرح شد و برخی رسانهها از اختلافات شدید خانوادگی سخن گفتند. هرچند روایت رسمی خودکشی اعلام شد، اما پرسشها همچنان باقی است.
مفاسد و خشونتهای رضاخان
بر اساس منابع تاریخ ایران، رضاخان نهتنها با سرکوب سیاسی، بلکه با حذف فیزیکی مخالفان شناخته میشود. قتل آیتالله سید حسن مدرس، نماینده شجاع مجلس، نمونهای بارز از این رویکرد است. مدرس به دلیل مخالفت با استبداد و وابستگی خارجی، ابتدا تبعید و سپس به قتل رسید.
محمد مصدق، نخستوزیر ملیگرا، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محاکمه و به حبس خانگی محکوم شد. این اقدام، نهتنها یک شخصیت، بلکه یک مسیر تاریخی را حذف کرد. کودتا با حمایت مستقیم آمریکا و بریتانیا انجام شد و نقش محمدرضا پهلوی در بازگشت به قدرت، انکارناپذیر است.
واگذاری خاک و منافع ملی
در دوره پهلوی، ایران بخشهایی از سرزمین یا حقوق حاکمیتی خود را از دست داد. از قراردادهای مرزی با ترکیه در مناطق آرارات تا پذیرش استقلال بحرین در سال ۱۳۴۹، این تصمیمها همواره با انتقاد شدید ملیگرایان همراه بود. منتقدان معتقد بودند که این واگذاریها، نتیجه ضعف سیاسی و وابستگی خارجی بود.
کارنامه پهلوی، مجموعهای از تصمیمات و رفتارهایی است که در نهایت به فروپاشی مشروعیت و سقوط حکومت انجامید. سرکوب، فساد، وابستگی و بیتوجهی به خواست مردم، چهار ستون اصلی این شکست تاریخی بودند. بازخوانی این تجربه برای عبرتآموزی ضروری است.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد