به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، عباس خزلی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: هر روز که اخبار را مرور میکنیم صحنهای آشنا تکرار میشود نمایندگان مجلس پشت تریبونها از گرانی تورم، نابسامانی اقتصادی، سقوط معیشت، رواج بیعدالتی و ناکارآمدی ساختاری سخن میگویند. اما این پرسش چون پتکی بر ذهن مردم فرود میآید:
مخاطب این سخنرانیها چه کسانیاند؟ دولت؟ یا افکار عمومی؟ یا شاید تاریخ؟
نمایندگانی که بارأی مردم به خانه ملت قدم گذاشتهاند امروز در جایگاهی نشستهاند که گویی وظیفه اصلی آنان اظهار نگرانی است نه اقدام گویی مجلس بهجای آنکه موتور محرک اصلاحات باشد به سکوی خطابههای آتشین تبدیل شده خطابههایی که دردی از مردم درمان نمیکند و تغییری در معادلات قدرت ایجاد نمیسازد.
وقتی ابزارها هست؛ اما اراده نیست
قدرت مجلس روی کاغذ کم نیست قانونگذاری، تحقیق و تفحص، سؤال، تذکر، استیضاح، رأی عدم اعتماد، الزام دولت به اجرای قوانین، تصویب بودجه و تعیین خطمشی کشور. اما در عمل چه اتفاقی میافتد؟
جیب مردم هر روز خالیتر میشود
ارزش پول ملی هر هفته آب میرود
بازار ارز و طلا هر ماه بحرانی تازه میسازد
تورم از خطقرمزها عبور کرده
بیاعتمادی فراگیر شده
اما مجلس همچنان در موضع انتقاد ایستاده است نه اقدام اگر قانون ناکارآمد است مجلس باید اصلاح کند.
اگر دولت کند عمل میکند، مجلس باید به حرکت وادار کند.
اگر سوءمدیریت وجود دارد مجلس باید برخورد کند.
نهتنها ابزار در اختیار مجلس است؛ بلکه وظیفه قانونی و عهد اخلاقی آن با مردم چنین میطلبد؛ اما پرسش اینجاست:
چرا مجلس از ابزارهای خود استفاده نمیکند؟
استیضاحهایی که بیشتر شبیه بازی سیاسیاند
استیضاحها در مجلس فعلی مدتهاست که از کارکرد واقعی خود فاصله گرفتهاند. وزیر ماهها در صف استیضاح میماند جلسات غیرعلنی پیدرپی برگزار میشود مذاکرهها ادامه مییابد فشارها و مصلحتسنجیها دخالت میکنند و سرانجام وقتی وزیر به صحن علنی میرسد چند اعتراض چند وعده چند گلایه، و یک ختم به خیر برای پایاندادن به موضوع کافی است.
این رویه نهتنها اقتدار مجلس را زیر سؤال میبرد؛ بلکه پیام خطرناکی به جامعه میدهد:
مجلس از ابزارهایش استفاده نمیکند
هیئترئیسه سکاندار یا تماشاچی؟
هیئترئیسه مجلس در حساسترین جایگاه تصمیمسازی قرار دارد. از تعیین اولویتها تا مدیریت نظارتها از جهتدهی به دستور جلسات تا ایجاد فضای پاسخگویی مردم امروز میپرسند:
آیا هیئترئیسه صدای مردم را میشنود؟
آیا دردهای مردم در صدر برنامههاست یا در حاشیه نشستها؟
آیا نقش مدیریت دارد یا نقش میانجیگری؟
آیا مجلس را در رأس امور نگاهداشته یا در حاشیه قدرت رها کرده است؟
اگر واقعاً دغدغه مردم در مرکز توجه است پس زمان آزمون فرا رسیده:
قانون شفاف، نظارت جدی، برخورد قاطع با ناکارآمدی، حذف مصلحتهای جناحی و ایستادن بیتعارف در کنار مردم.
مجلس زیر سایه مردم سنجیده میشود، نه زیر سایه قدرت
امروز اعتماد عمومی سرمایهای است که هر روز کوچکتر میشود. مردم شاهدند که مجلس در مهمترین بحرانهای اقتصادی کشور نتوانسته است تأثیری محسوس بگذارد. از تصویب قوانینی که اجرای واقعی ندارند تا نظارتهایی که تنها در گزارشها جدی به نظر میرسند، نه در عمل.
تاریخنگاران در سالهای آینده خواهند پرسید:
در روزهای دشوار اقتصاد ایران نمایندگان ملت چه کردند؟
در بزنگاهها تصمیم گرفتند یا سکوت کردند؟
به مردم وفادار ماندند یا به مصلحتها؟
در خدمت ملت بودند یا در مسیر سیاست؟
وقت انتخاب است: در رأس امور یا در حاشیه تاریخ
مجلس میتواند نقش تاریخی خود را بازیابد. میتواند در رأس امور قرار گیرد، میتواند نظم اقتصادی کشور را به مسیر صحیح بازگرداند، میتواند سنگر مردم باشد. اما همه اینها یک شرط دارد:
ارادهای برای تغییر، نه ارادهای برای سخنرانی.
ملت امروز چیزی بیش از حرف میخواهد.
ملت اقدام میخواهد، قانون میخواهد، نظارت میخواهد، شجاعت میخواهد.
اگر مجلس این مسیر را انتخاب کند تاریخ او را سربلند خواهد نوشت.
و اگر نکند مردم او را در حاشیه خواهند گذاشت؛ جایی که هیچ نهادی دوست ندارد قرار گیرد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد