به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، دهکبندی درآمدی در ایران قرار بود معیاری باشد برای توزیع عادلانه حمایتهای دولتی؛ ابزاری برای شناسایی خانوارهای کمبرخوردار تا یارانهها، کمکهای معیشتی و سیاستهای حمایتی به طور هدفمند پرداخت شود. اما آنچه در عمل رخ داده، تبدیل این نظام به یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین مباحث اقتصادی و اجتماعی سالهای اخیر است. مردم در استانهای مختلف، بهویژه مناطق کمتر توسعهیافته مانند ایلام، بارها تجربه کردهاند که با یک خرید ساده، یک نقلوانتقال کوچک یا حتی یک اشتباه سیستمی، جایگاه دهکی آنها ناگهان تغییر میکند؛ تغییری که معمولاً همراه با قطع یارانه است.
دهکبندی امروز بیش از یک شاخص اقتصادی، تبدیل به مسئلهای اجتماعی و حتی روانی شده است؛ چراکه مردم حس میکنند عدالت در این نظام در حال فرسایش است. آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، نبود شفافیت در معیارهاست. هیچکس دقیق نمیداند معیار اصلی دولت چیست: درآمد ماهانه؟ دارایی خانوار؟ میزان هزینه؟ یا ترکیبی از همه اینها؟
این گزارش با روایت یک تجربه واقعی آغاز میشود؛ تجربهای که نمونه مشابه آن در دهها استان تکرار شده و امروز به یکی از مهمترین دغدغههای خانوادهها تبدیل شده است. سپس به سراغ کارشناسان اقتصادی، نمایندگان استان ایلام و مردم میرویم تا تصویری روشنتر از این مسئله ارائه دهیم.
روایت آغازین؛ یک پراید که زندگی را دچار «جابهجایی دهکی» کرد
خانهای کوچک در یکی از محلههای قدیمی ایلام، جایی که علی رضایی زندگی میکند. علی وقتی در را باز میکند، هنوز از اتفاقی که برای خانوادهاش افتاده، شگفتزده است. او سالهاست که با حقوق محدود کارمندی هزینههای خانواده را مدیریت میکند. حقوقش از چهار سال پیش تغییری نکرده و بیشترِ آن صرف اجارهخانه، قسط و هزینههای روزمره میشود.
وی تعریف میکند: بهخاطر رفتوآمد روزانه بچهها، مجبور شدیم یک پراید مدلپایین بخریم. نه سرمایهگذاری بود و نه تجمل؛ فقط یک نیاز. ولی همان ماه پیامک آمد که "دهک خانوار شما تغییر کرده" و یارانهمان قطع شد.

رضایی گفت: وقتی برای پیگیری به سامانه مراجعه کرده، متوجه شده از دهک چهارم ــ که پیشتر در آن قرار داشت ــ به دهک هفتم منتقل شده است.
وی بیان داشت: کجای زندگی من تغییر کرده بود؟ درآمدم همان است، هزینههایم بیشتر شده، خودرو هم یک وسیله ساده است. واقعاً چه شاخصی باعث شده من در دهکی قرار بگیرم که دولت آن را "برخوردار" میداند؟
این تنها یک نمونه است. در ایلام، مهران، دهلران، چوار، آبدانان و حتی روستاهای کوهستانی گزارشهای مشابهی وجود دارد. خرید یک موتورسیکلت، فروش یک قطعه زمین ورثهای، واریز یک مبلغ یکباره برای درمان یا حتی گردش حساب بالا در یک ماه خاص، باعث شده افراد به طور ناگهانی دهکشان تغییر کند.
دهکبندی بر چه مبنایی تغییر میکند؟
دهکبندی درآمدی در ظاهر یک مدل اقتصادی ساده است: تقسیم جامعه به ۱۰ بخش بر اساس توان اقتصادی. اما پشت این سادگی ظاهری، شبکهای از دادهها، تصمیمها و الگوریتمهایی قرار دارد که مردم دسترسی به آنها ندارند.
چرا خرید یک پراید باید فرد را از دهک چهار به دهک هفت ببرد؟
چرا یک خانواده سهنفره با یک حقوق ثابت، ناگهان «برخوردار» شناخته میشود؟
و چرا معیارهای دهکبندی نوسانی و غیرقابلپیشبینی است؟
اینها پرسشهایی است که امروزه ذهن مردم را درگیر کرده است. پرسشهایی که پاسخی شفاف برای آنها وجود ندارد؛
بحران اصلی، نبود یک مدل واقعی برای سنجش توان اقتصادی است
برای بررسی علمیتر موضوع، به سراغ علی فریادی، کارشناس مسائل اقتصادی، رفتیم. وی مشکل را به «ابهام در دادههای مورداستفاده» و «روش نادرست تحلیل اطلاعات» نسبت میدهد.
فریادی در ابتدای گفتگو تأکید میکند: دهکبندی زمانی معتبر است که سه شاخص اصلی را بسنجد: درآمد پایدار، هزینه واقعی و قدرت خرید. اما آنچه در عمل میبینیم، بیشتر یک محاسبه ناقص بر اساس داراییهای ثبتشده یا رفتارهای مالی مقطعی است.

وی گفت: سیستم فعلی بهجای توجه به وضعیت اقتصادی پایدار خانوار، به تک معاملهها وزن زیادی میدهد؛ ممکن است کسی برای یک ماه گردش حساب بالا داشته باشد، اما کل سال درآمدش پایین باشد. یا ممکن است فرد برای درمان فرزندش پول زیادی خرج کرده باشد و حسابش پرنوسان شده باشد. سامانه این را بهعنوان توان مالی بالا ثبت میکند.
فریادی خاطرنشان کرد: در استانهایی مانند ایلام که اقتصاد مبتنی بر حقوق ثابت یا اشتغالهای روزمزد است، این خطاها بیشتر نمایان میشود. در این استانها، دارایی مردم معمولاً در قالب خودرو یا زمین کوچک است. همین داراییهای محدود، اگر بهعنوان نشانه برخورداری تفسیر شوند، عملاً دهکبندی را از عدالت دور میکند.
وی گفت: دهکبندی باید بر اساس توان خرید واقعی باشد، نه صرفاً دارایی اسمی.
دهکبندی نادرست چگونه بر روان مردم اثر میگذارد؟
دهکبندی فقط یک محاسبه اقتصادی نیست؛ یک پیام اجتماعی هم دارد. وقتی یارانه خانوار قطع میشود، مردم این پیام را دریافت میکنند که «شما دیگر کمدرآمد نیستید». این، وقتی با واقعیت زندگی آنها همخوان نیست، باعث ایجاد احساس بیعدالتی و فرسایش اعتماد میشود.
برای بررسی رویکرد نهادهای رسمی، با اسدالله چراغی، نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی، گفتگو کردیم. وی با تأکید بر اینکه موضوع دهکبندی یکی از پرتکرارترین درخواستهای مردمی در دفاتر ارتباطگیری مجلس است، گفت: مردم حق دارند بدانند چرا دهکشان تغییر میکند. وقتی با یک خرید کوچک یا یک واریزی موقت، یارانه یک خانوار قطع میشود، طبیعی است که احساس نارضایتی ایجاد شود.
چراغی با اشاره به اینکه نبود شفافیت، مانع اصلی اعتمادسازی است گفت: وقتی دولت معیارهای دهکبندی را به طور رسمی و قابلپیگیری اعلام نکند، مردم نمیتوانند تشخیص دهند در کدام شاخص مشکل دارند.
وی گفت: مجلس نیز در حال آمادهسازی گزارشهایی برای اصلاح این سازوکار است؛ تا زمانی که معیارها دقیق نشود و سیستم بهصورت علمی بازنگری نشود، این مشکلات ادامه خواهد داشت. استانهایی مانند ایلام به دلیل درآمد پایین و نبود شغل پایدار، بیشترین آسیب را از خطاهای دهکبندی میبینند.
دهکبندی در ایلام با چه چالشهایی روبهروست؟
استان ایلام از نظر شاخصهای اقتصادی در رده استانهای کمبرخوردار قرار دارد. درصد بالایی از جمعیت استان حقوقبگیر، کارگر روزمزد یا شاغل در مشاغل موقت هستند. بسیاری از خانوادهها درآمد ثابت ندارند و اقتصاد خانوار مبتنی بر هزینههای ضروری است.

چالش اصلی در این استانها دو مورد است: داراییهای کوچک بهعنوان نشانه برخورداری محاسبه میشود، یک زمین ارثی در روستا، یک پراید یا موتورسیکلت
گردش مالی ناشی از واریزیهای درمانی یا خانواده که سیستم این موارد را بهعنوان شاخص رفاه لحاظ میکند.
درآمد اسمی با درآمد واقعی تفاوت دارد
کسی که ۱۵ میلیون درآمد اسمی دارد، شاید تنها ۵ میلیون قدرت خرید واقعی داشته باشد. هزینههای جانبی و تورم در استانهای کمتر توسعهیافته سهم بیشتری از درآمد را میبلعد.
در بررسی میدانی، خانوادهای در مهران روایت مشابهی داشتند: فروش زمین ورثهای و تقسیم مبلغ بین چهار نفر باعث شد گردش مالی حسابمان بالا برود. همان ماه یارانهمان قطع شد.
این مثالها نشان میدهد که دهکبندی امروز بیش از آنکه بر درآمد پایدار استوار باشد، بر رفتار مالی لحظهای افراد اثر میگذارد.
دهکبندی، ابزار سیاستگذاری عمومی است؛ یعنی باید دقیق، عادلانه و قابل نظارت باشد. اما امروز سه مشکل اصلی وجود دارد: شفاف نبودن معیارها،
عدم دسترسی مردم به دادههای ثبتشده خودشان، نبود امکان اعتراض مؤثر و سریع، اگر این سه مورد اصلاح شود، بخش بزرگی از نارضایتیها کاهش مییابد.
دهکبندی نیاز به اصلاح عمیق دارد، نه تغییرهای مکرر
تجربه علی رضایی تنها یک نمونه از صدها مورد در استانهای کمبرخوردار است. دهکبندی، اگر درست اجرا نشود، نهتنها از هدف اصلی حمایت از اقشار ضعیف دور میشود، بلکه اعتماد مردم به سیاستهای حمایتی را نیز خدشهدار میکند.
آنچه امروز ضروری است: اعلام شفاف و رسمی معیارها، اصلاح سیستم محاسبه بر اساس درآمد و هزینه واقعی، ایجاد امکان اعتراض سریع و مؤثر و دقت در تحلیل دادهها و پرهیز از جابهجایی دهکی بر اساس معاملات کوچک که تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، دهکبندی بهجای ابزار عدالت، به منبع نگرانی و سردرگمی تبدیل خواهد شد.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد