کد مطلب: 49449
تاریخ انتشار : 1399-09-26 11:33
قصه پر غصه این روزهای کرونایی برای کودکان تنها به حوصله ای که سررفته و اختلافات والدین ختم نمی شود؛ بلکه باید تاوان غافلگیری وزارت آموزش و پرورش را هم پس بدهد چرا که نه معلم و نه دانش آموزان آموزشی را در بحث سواد رسانه ای فضای مجازی ندیده اند.

هدی علینژاد:: ظهور هر پدیده ای می تواند دارای ابعاد مثبت و منفی متعددی بر زندگی مردم باشد. یکی از این حوادثی که در یکسال اخیر کل جهان را به خود درگیر کرده، ویروس کرونا است.

 

اهمیت این موضوع و تأثیر گذاری آن در همه ی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، محیط زیستی و... در کل جهان ، بر کسی پوشیده نیست و بلا استثنا همه مردم این موارد را با روح و جان خود لمس کردند.

ویروس کرونا و سرعت انتشار بالای آن در کاهش اقتصاد شهری، افزایش فقر، افزایش بزهکاری اجتماعی، سرقت ها و خشونت های خانوادگی و اجتماعی تاثیری غیر قابل انکار داشته است. در کنار این چالش ها نیز می توان به فرصت های این ویروس از جمله مشارکت همگانی مردم در کنترل بیماری، تقویت روحیه همدلی و همبستگی ملی، ظهور کسب و کارهای جدید اینترنتی، پی بردن به نقاط ضعف و ریزِساخت های شهری و ترسیم طراحی های جدید شهری در توسعه آینده شهرها و ...نام برد.

اصولا آنچه که انسان را از سایر موجودات متمایز می سازد، اجتماعی بودن اوست؛ چرا که انسان، بدون ارتباط با دیگران قادر به برآوردن نیازهایش نبوده و نیست.

نیازهای اساسی و طبیعی هر فرد با توجه به شرایط زندگی وی متفاوت است اما در هر صورت دوری از اجتماع ممکن نیست .

 اما امروزه قدری از این محال محقق شده و مردم برای نجات جان خود و خانواده مجبور به تحمل قرنطینه هستند؛ این دوری از اجتماع آسیب های فراوانی را برای خانواده ها به همراه داشته است.

آسیب‌های دوری انسان اجتماعی از اجتماع‌های انسانی ناشی از بحران کرونا از یک سو و بیکاری و گرانی های افسار گسیخته اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم از سوی دیگر زمینه طغیان آسیب های اجتماعی را فراهم ساخته، به طوری که بنا به گفته کارشناسان اجتماعی با پیامدهای اقتصادی و مشکلاتی در عرصه زندگی خانوادگی همراه شده، موضوعی که بارها مورد اشاره مردم و کارشناسان قرار گرفته است.

ایلام ما که همواره جزو برترین استانهای کشور در بستر آسیب های اجتماعی همچون خودکشی، بیکاری و تورم و ...بوده، با اوضاع پیش آمده از این قائله مستثنی نبوده و تنور اختلافات خانوادگی، اعتیاد، بیکاری و ... داغ شده است.

اگر بخواهیم نیازهای اولیه انسان را در دوران کرونا بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم که این روزها با توجه به شرایط اقتصادی نامطلوب، گرانی و فقر و بالارفتن درصد بیکاری، نیازهای سطح بالاتر توسط عده کثیری از افراد جامعه نادیده گرفته می شود، چرا که تا نیازهای سطح پایین برآورده نشود، رغبتی برای برآورده شدن نیازهای دیگر نمی ماند.

آیا کسی که سقفی بالای سر ندارد و یا هزینه ای برای تأمین غذا ندارد، دیگر به فکر کسب احترام و خود شکوفایی هست؟

کرونا و تغییر سبک زندگی خانواده ها ماسک زدن، الکلیزه کردن خرید های بیرونی، بیرون گذاشتن لباس ها، با آرنج و مچ دست دادن، بوسه پرت کردن، با دستمال درب باز کردن، دستکش پوشیدن، شیلد زدن، اضافه شدن الکل به داخل کیف خانم ها و خودرو ها و کشو میز ادارات، نایلون کشیدن داخل تاکسی ها، اسکناس را با گیره گرفتن و ... همه و همه از سبک های جدید در ارتباطات اجتماعی جدید و ناشی از این بیماری جدید است.

 پارک ها، ورزشگاه ها، رستوران ها، استخرها، مدارس و دانشگاه ها تعطیل و هیاهوی بچه ها تقریبا در پشت ماسک ها خفه شد. استرس بر مردم غلبه کرد و حتی برادر از برادر مرده فرار کرد و مردم از ترس این ویروس، غریبانه عزیزان خود را نه با دستان خود و با دستان کارگران آرمستان ها به خاک سپردند.

 اما آن چیزی که شاید در میان مدت عواقب آن بروز کند مجازی شدن زندگی و دوری چه ها از میدان بازی و هیاهوی مدرسه هاست.

 تغییر سبک زندگی، سلامت افراد خانواده به ویژه کودکان را تحث تأثیر قرار داد و بسیاری از این آنان با کمبود های عاطفی و محرومیت دسترسی به مدرسه، استرس و ترس گرفتاری به کرونا مواجه هستند. این کودکان به دلیل خانه نشینی نمی توانند نیازهای طبیعی خود ازجمله ارتباط با همسالان و انجام فعالیت های لذتبخشی مانند بازی جمعی و هیاهو را تجربه کنند، و همین ارضا نشدن نیاز می تواند منجر به بوجود آمدن اضطراب و افسردگی در کودک شود. قرنطینه های خانگی بیش از همه، بر روان کودکان اثر می گذارد، به طوری که در این ایام سطح استرس کودکان خانه نشین از ترس مبتلا شدن خود و اعضای خانواده بر اساس آمارها چهار برابر رشد داشته است.

 در روزهای کرونایی و قرنطینه از آنجا که افراد خانواده ساعت های بیشتری را کنار هم می گذارند و دچار روزمرگی می شنوند، آمار مشاجره هم بالارفته و تنش ها هم بیشتر شده اند. چرا که دیگر نه از دید و بازدیدها خبری هست و نه سفر و تفریح و نه ورزش همگانی؛ حتی گاها همین موضوع باعث خشونت والدین نسبت به کودکان نیز می شود.

 به دلیل بالارفتن مشاجرات، بی انگیزگی و مشکلات زوجین هم روبه پیشروی بوده و پیش زمینه به وجود آمدن مشکلات دیگری را فراهم می سازد.

 همه افراد از کودکان گرفته تا بزرگسالان به نوعی با کاهش انگیزه یا تضعیف روحیه دچار شده اند؛ در واقع انرژی این افراد گرفته شده و خُلق و خوی پایینی را طی روز تجربه می کنند.

کودکان برای توصیف کلافگی خود از واژه هایی نظیر کلافگی، بی حوصلگی، خستگی و... استفاده می کنند و در طول روز به شکل کج خلقی آن را بروز می دهند.

این توصیف ها تنها بخشی از مشکلات کودکان در روزهای کرونایی است؛ وای بر روزی که این کودک در خانواده های مستمند و یا در خانواده هایی که بحران زده و یا گرفتار دام اعتیاد هستند زندگی کند.

قصه پر غصه این روزهای کرونایی برای کودکان تنها به حوصله ای که سررفته و اختلافات والدین ختم نمی شود؛ بلکه این فرشته های زمینی باید تاوان غافلگیری وزارت آموزش و پرورش را هم پس بدهد چرا که نه معلم آموزش کافی  برای این فضا دید است و نه کودکان بحث های سواد رسانه ای فضای مجازی را گذرانده اند.

آموزش مجازی در درجه اول سوق دادن کودکان به فضایی بود که تا پیش از این از ورود به این فضا نهی شده بودند و این تناقض تاثیرات روانی خوبی برروی کودکان نخواهد داشت، از جهتی هم هر چقدر که مطالب آموزشی با کیفیت ارائه شود اما انتقال این مباحث هم برای معلمان و هم برای دانش آموزانی که هیچگاه آموزشی برای حضور در این فضا نداشته اند مشکل خواهد بود.

والدینی که از تدریس دروس مختلف برای فرزندانشان عاجز شده اند کم نیستند؛ خصوصا کلاس اولی هایی که اگر هنر آموزش جذاب را لمس نکنند به خواندن و نوشتن تن نخواهند داد.

اگر قراربر بیان مشکلات کرونایی آن هم در حوزه کودکان باشد شاید سالها بعد ازدرمان کرونا هم خیلی از مقالات را می توان در این خصوص به ثبت رساند، چرا که در دوران پسا کرونا آثار به جای مانده از آسیب ها و معضلات کرونا خودنمایی خواهند کرد.

 آنچه مشخص است، کودکان و دانش آموزان برای مدت زمان طولانی مجبور به تحمل بار روحی و روانی این قرنطینه خانگی خواهند بود؛ از این جهت بهتر است از همین امروز خانواده ها و دستگاه های متولی به فکر فردای پسا کرونایی کودکان باشند و تلخی روزهایی پر استرس کرونایی را برای آنها جبران کنند.

سابقه آسیب شناختی استان ایلام در حوزه آسیب های اجتماعی و همچنین محرومیت این استان همت مضاعف مسئولین و نمایندگان استان، جهت ارائه و اجرای طرح های حمایتی و امیدآفرین ویژه خانواده ها با محوریت کودکان و نوجوانان پسا کرونایی را می طلبد.

انتهای پیام/ک

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب