کد مطلب: 33290
تاریخ انتشار : 1397-05-17 08:10
به خدا امیدوارم، به شرف انسانیم پایدار،به رسالت حرفه ایم معتقد،قلم رامقدس میدانم، امانت عطیه خدا، خدمت به خلق را توفیق ،پاسداری از انقلاب اسلامی رایک تعهد ومیرات شهیدان رایک آرمان بزرگ و افتخار ماندگارمیدانم.

ایلام بیدار - سید حرمت الله موسوی مقدم:: بنام خداوندلوح وقلم/حقیقت نگار وجود و عدم/جامه جهد برتن دارم وقلم قاصد در دستم، زبانم بالکنت ناآشناست ودیدگانم تاریکیهارامی بینند، گامهایم با تهدید نمیلرزند وصدایم رساست، فریادم اسیر انگشتان آهنین نیست و تاریخ گواه من است.

من خبرنگارم:
قلمم به فرمان عقل خود است وطعمه هیچ تله ای نمیشوم، نگاهم ندای نیازمندانست واشاره ام یک آرمان، به عدالت فکرمیکنم وبرایش مینگارم،در رویای حقیقت درحرکتم وراهی ساحل سخت نجات، به تساوی حقوق بندگان معتقدم وبه خطر این مسیر مطلع
آری من خبرنگارم:
ردپایم در دل طوفانهای تاریخ پیداست و ریش روحم گواه صداقت من است، بچه انقلابم ،نقشم معلوم است و سهمم مجهول،صدایم در سنگرهای دفاع مقدس به گوش میرسد وبا شهیدان نرد عشق میزدم و اکنون هم پیجوی نام بی نشانانم. نه گم شده ام پیداست ونه خود دیده میشوم. اهل خانه ام وبیگانه ام میپندارند، در مزرعه ملک خود بیل میزنم و نصیبم را منکرند، پروانه شمع ایرانم و در سایه سیاه سهم  خواهان پنهان،با چنگ خویش چتری ساخته ام و در زیر باران ملول مانده ام، به صدایم آشنا، خطم در مسیر خدمت، مدادم مدح مردم میکند و سطرم سبز است اما سیاهش میپندارند.
خدایا من فقط خبرنگارم:
سِر مگو میدانم، نادیده ها را می بینم، ناشنیده ها را میشنوم، ناگفته را میگویم و همه آنها را مینویسم و از برای این کارم مزدی نیز نمیگیرم و حلاج جانم را مهیای دار مکافات کرده ام. به حاشیه میروم چون متن می نگارم.
من خبرنگارم؛
سئوال میپرسم و بر پرسشم پای می فشارم، مته مکنت و سیم سیاست غل پایم میشوند، دستم را به دعوا میفرستم به شمشیر شیطنت برمیخورد، اشک قلم رابه میدان بیدادگران روانه میکنم نائره نادانی به تاراجش میدهد، فواره فکرم رابه جنگ جهالت میبرم صحابه سخیف جمود سد راهم میشود. درد و داغ و دشنه دوران را به درگاه دادار می ساند تا بین من مردم ومتولیان و متقدمان ومتاخران داوری کند.
من خبرنگارم:
وارث وحارث قلم و قداست شهید محمود صارمیم، مظلومیت شهیدان را به رخ میکشم، آه سرد مادران مفقودالاثران دفاع مقدس را گواه میگیرم، خاک خوردگان خاکی پوش را میستایم، به سنگرسازان بی سنگر را فریادمیکنم، شکمهای گرسنه، چشمان خسته؛ دلهای بیدار و قلبهای بیقرار بسیجیان را بیادتان می آورم واین آتش فشانان گمنام دشت دیانت رابا وضع موجود مقایسه کرده وخیانت نجومی بگیران‌و زمینخواران و ریاکاران، دو دوزه بازان و منافقان و مرفه هان بی درد و آقا زادگان و بی تعهدان وحرامخواران و دوتابعیتان و میراثخوار شهیدان و دزدان‌ و دروغگویان و مردمفریبان را به معنویت نامداران گمنام میسپارم تا بنیان بد یمن آنان را از ملک ایران برکنند، در دنیا رسوا و در عقبا نیز به عذاب الهی گرفتار نماید.
 و من خبرنگارم:
به خدا امیدوارم، به شرف انسانیم پایدار،به رسالت حرفه ایم معتقد،قلم رامقدس میدانم، امانت عطیه خدا، خدمت به خلق را توفیق ،پاسداری از انقلاب اسلامی رایک تعهد ومیرات شهیدان رایک آرمان بزرگ و افتخار ماندگارمیدانم.
من خبرنگار:
عزت را خریدارم، از ولنگاری بیزارم، قلم را نمیفروشم واستقلال است اصرارم، پاسدار فخرایران و خار چشم اشرارم ،مداد به مزد نیستم و صداقت مینگارم، به راست تمایل ندارم وچپ چپ نمی نگارم، اصول واصلاح را ابزار میدانم و این است اقتدارم، یت و یُن را بیحاصل و بذر عشق میکارم، خرقه دین نمیپوشم و به خدا امیدوارم، سجاده به شراب نیالوده و نام  را نان نینگارم، سرود آزادگی میسرایم و بر آن استوارم ،در سرای من احتکارنیست و سرباز پای دارم.
من خبرنگارم:
برپلکان امانت می نشینم وستارگان میچینم،لباس گمنامی بافته و ردای عشق میبینم، مردمداری فریادم است وشعارمن این است، سنگردار وفایم وبا صداقت اجینم، خدایم شاهد و بر همه امینم، برعهدم مانده ام وازپای نمی نشینم، مخالف سلطه ام چیزی غیر از اینم، خطرنگار و با آسیب قرینم ، بزدل و باندباز و تبارگرا نیستم وحماسه میآفرینم.
آری آری من خبرنگارم ومن همینم.

 

انتهای پیام/س

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب