به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، ابراهیم محمدی فعال رسانه ای در یادداشتی نوشت: در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۳، درست زمانی که عقربههای ساعت حوالی ۱۲ ظهر را نشان میداد، هواپیماهای رژیم بعث صدام یکی از نقاط استان ایلام را به طرز وحشتناکی بمباران کردند؛ بمبارانی که ۵۸ انسان بیگناه را به شهادت رساند و برگ تلخی از تاریخ مظلومیت مردم این دیار را رقم زد.
بمباران روستای ماربره به دلیل نبود امکانات تصویری و رسانهای آن روزها، آنگونه که باید در معرض دید مردم ایران و جهان قرار نگرفت و شاید همین مسئله موجب شد ابعاد این فاجعه تلخ کمتر روایت و مستند شود.
اما پرسش همچنان باقی است؛ آیا میتوان از کنار شهادت ۵۸ زن، کودک، پیر و جوان بیگناه به سادگی گذشت؟ آیا میتوان پذیرفت خانوادههایی با چندین شهید، از خانوادههای ۱۰ نفره گرفته تا خانوادههای ۶، چهار و دو نفره، اینگونه داغدار شوند و پس از گذشت سالها، هنوز ابعاد این حادثه آنطور که شایسته است مستندسازی و روایت نشده باشد؟
خانوادههای ملکپور، دارابپور، احمدیزادی، محمدی و دیگر خانوادههای شهدای ماربره، عزیزترین اعضای خانواده خود را تقدیم کشور کردند؛ کودکانی همچون مهراب، محسن، قدرت و زهرا که زندگیشان در میان آتش بمباران ناتمام ماند.
در میان این تصاویر تلخ، روایتهایی وجود دارد که عمق فاجعه را نشان میدهد؛ از باقی ماندن بخشی از پای شهید عبدالله در کفش تا جان باختن کودک خردسالی همچون فریبا در کنار مادر شهیدهاش. اینها تنها آمار نیستند؛ هر کدام داستان یک خانواده و بخشی از رنج مردم این سرزمین در دوران جنگ تحمیلی هستند.
اکنون این پرسش مطرح است که از میان ۵۸ شهید بمباران ماربره، چند نفر کودک و نوجوان بودند و دستگاههای فرهنگی و متولیان حوزه ایثار و شهادت برای معرفی این مظلومیت و انتقال آن به نسلهای آینده چه اقداماتی انجام دادهاند؟
اگر در آن روزها همانند امروز دوربینها و رسانهها امکان ثبت و انتشار گسترده تصاویر را داشتند، آیا جهان در برابر چنین جنایتی سکوت میکرد؟
سالها پس از آن حادثه، در جریان جنگ رمضان ۱۴۰۴ نیز ملت ایران شاهد یکی دیگر از حوادث تلخ و خونین بود؛ حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و جانباختن جمعی از دانشآموزان و کودکان بیگناه. این حادثه بار دیگر اهمیت ثبت و روایت جنایت علیه غیرنظامیان، بهویژه کودکان، را یادآوری کرد.
در چنین شرایطی، هنگامی که برخی از مدعیان حقوق بشر سخن از حقوق انسانها به میان میآورند، این پرسش مطرح میشود که گناه کودکان و نوجوانانی که قربانی حملات نظامی میشوند چیست و چرا باید تاوان تصمیمها و درگیریهایی را بدهند که نقشی در آن نداشتهاند؟
استان ایلام در دوران هشت سال دفاع مقدس، نمونههای متعددی از حملات به مناطق مسکونی را تجربه کرده است؛ از آبدانان، ایوان، سرابله و ملکشاهی گرفته تا مهران و دهلران.
امروز وظیفه مدیران فرهنگی، رسانهها و متولیان حوزه ایثار و شهادت است که این حوادث را بیش از گذشته ثبت، مستندسازی و برای نسلهای آینده روایت کنند؛ چرا که اگر این خاطرات و تصاویر بهدرستی ثبت نشوند، بخشی از تاریخ مقاومت و مظلومیت مردم این سرزمین در گذر زمان به فراموشی سپرده خواهد شد.
ماربره نباید فراموش شود؛ همانگونه که هیچ کودک بیگناهی که قربانی جنگ شده است، نباید از حافظه تاریخی ملتها حذف شود.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد