به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، جنگ امروز، صرفاً در میدانهای نظامی تعریف نمیشود، بلکه عرصه اصلی آن در ذهنها و ادراکات شکل میگیرد؛ جایی که «روایت اول» میتواند سرنوشت افکار عمومی را رقم بزند. در این میان، ایالات متحده آمریکا با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، تلاش کرده است با القای وجود اختلاف در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، انسجام داخلی کشور را زیر سؤال ببرد. توییتهای دونالد ترامپ و اظهارنظرهای مقامات آمریکایی در همین راستا قابلتحلیل است. اما بررسی دقیقتر تحولات اخیر نشان میدهد که این روایتسازی، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، تلاشی برای پوشاندن شکافهای عمیق در ساختار تصمیمگیری و فرماندهی آمریکا است.
جنگ روایتها؛ از ادعا تا واقعیت
قدرتهای غربی در سالهای اخیر به این جمعبندی رسیدهاند که پیروزی در میدان نبرد بدون تسلط بر افکار عمومی امکانپذیر نیست. به همین دلیل، تمرکز ویژهای بر تولید و انتشار روایتهای هدفمند دارند. در همین چارچوب، ترامپ با طرح ادعای اختلاف در حاکمیت ایران، سعی دارد تصویر یک ساختار ناهماهنگ و متزلزل را به مخاطبان القا کند.
اما واقعیت میدانی در ایران، خلاف این ادعا را نشان میدهد. همافزایی میان مسئولان، هماهنگی در تصمیمگیریها و حضور یکپارچه در مدیریت شرایط، نشاندهنده انسجامی است که در بزنگاههای حساس خود را بهخوبی نمایان کرده است. این انسجام، نهتنها در سطح مدیریتی، بلکه در بدنه اجتماعی نیز قابلمشاهده است.
استعفاها و برکناریها؛ نشانهای از بحران درونی آمریکا
در نقطه مقابل، بررسی وضعیت داخلی ایالات متحده نشان میدهد که این کشور با موجی از استعفاها و برکناریها در سطوح مختلف نظامی و مدیریتی مواجه است. استعفای وزیر نیروی دریایی آمریکا در یکی از حساسترین مقاطع تنش، نمونهای آشکار از این وضعیت است.
دیوید مککینلی تحلیلگر مسائل نظامی اظهار داشت: تعدد استعفاها در ساختار نظامی آمریکا، نشانهای از ناهماهنگی در سطح فرماندهی است. این وضعیت، نهتنها بر کارآمدی عملیات تأثیر میگذارد، بلکه پیام روشنی از ضعف مدیریتی به بیرون مخابره میکند.
وی افزود: یک ارتش پیروز، معمولاً از ثبات در فرماندهی برخوردار است. اما وقتی در یک بازه زمانی کوتاه، شاهد تغییرات مکرر در سطوح بالا هستیم، باید این موضوع را بهعنوان یک نشانه هشداردهنده تلقی کرد.
اختلال در سیستم محاسباتی آمریکا
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، ایجاد اختلال در سیستم محاسباتی ایالات متحده است. تصمیمگیریهای ناهماهنگ، اختلافنظر میان فرماندهان و نبود یک راهبرد مشخص، موجب شده است که آمریکا در تحلیل شرایط و انتخاب مسیرهای عملیاتی دچار سردرگمی شود.

مایکل اندرسون استاد روابط بینالملل در این باره میگوید: وقتی تیم تصمیمگیر دچار شکاف باشد، خروجی آن نیز دچار تناقض خواهد شد. این موضوع در عملکرد آمریکا بهوضوح قابلمشاهده است.
اعتراف ضمنی به ناکارآمدی نظامی
برخی تحلیلگران معتقدند که استعفاهای اخیر را میتوان بهنوعی اعتراف غیرمستقیم به ناکارآمدی ساختار نظامی آمریکا در مواجهه با توانمندیهای ایران دانست. شبکه موشکی و پهپادی ایران، معادلات سنتی جنگ را تغییر داده و موجب شده است که ناوگروههای ضربت آمریکا کارایی گذشته را نداشته باشند.
در همین راستا، جیمز فیلان ژنرال بازنشسته آمریکایی، در اظهاراتی تأکید کرده است: حضور طولانیمدت ناوگروهها در یک منطقه، آنها را در معرض فرسایش شدید قرار میدهد و این مدل از عملیات، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست.
اختلاف در ارتش آمریکا؛ از فرماندهان تا بدنه
گزارشها حاکی از آن است که اختلافات در ارتش آمریکا، تنها به سطح فرماندهان محدود نمیشود، بلکه به بدنه نیز سرایت کرده است. برخی منابع از افزایش نارضایتی در میان نیروها خبر میدهند؛ نارضایتیای که در مواردی به رفتارهای اعتراضی و حتی خرابکاری منجر شده است.

یک منبع آگاه در این باره گفت: وقتی نیروها احساس کنند که در یک جنگ بیهدف و پرهزینه قرار گرفتهاند، طبیعی است که انگیزه خود را از دست بدهند. این مسئله میتواند تبعات جدی برای کارایی ارتش داشته باشد.
جنگ برای چه کسی؟
یکی از محورهای مهم اختلاف در داخل آمریکا، نگاه متفاوت به ماهیت این جنگ است. برخی فرماندهان معتقدند که این درگیری، بیش از آنکه در راستای منافع ملی آمریکا باشد، در خدمت اهداف رژیم صهیونیستی تعریف شده است.
این اختلاف دیدگاه، به یکی از چالشهای اساسی در فرآیند تصمیمگیری تبدیل شده و شکاف میان دولت و بدنه نظامی را عمیقتر کرده است.
درز اطلاعات؛ نشانهای دیگر از بحران
یکی دیگر از نشانههای بحران در ساختار آمریکا، افزایش موارد درز اطلاعات محرمانه است. انتشار گزارشهایی درباره وضعیت نامناسب نیروها، مشکلات لجستیکی و حتی تصاویر مربوط به حملات، نشاندهنده ضعف در کنترل اطلاعات است.
کارشناسان معتقدند که این موضوع، علاوه بر آسیبهای امنیتی، بر روحیه نیروها نیز تأثیر منفی میگذارد و اعتماد عمومی را کاهش میدهد.

آنچه امروز در میدان جنگ روایتها جریان دارد، تلاشی گسترده برای شکلدهی به ادراکات عمومی است. آمریکا با طرح ادعاهایی درباره اختلاف در ایران، سعی دارد توجهها را از مشکلات داخلی خود منحرف کند. اما شواهد موجود، از واقعیتی متفاوت حکایت دارد؛ واقعیتی که در آن، انسجام داخلی ایران در مقابل ناهماهنگی و بحران در ساختار آمریکا قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، نقش رسانهها و تولیدکنندگان محتوا در تبیین واقعیتها و مقابله با روایتهای تحریفشده، بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. جنگ امروز، جنگ روایتهاست و پیروزی در آن، نیازمند آگاهی، دقت و حضور فعال در میدان رسانه است.
انتهای خبر/ر

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد