سرویس : سیاسی
کد خبر: 74388
|
14:09 - 1404/12/02
نسخه چاپی

ایلام بیدار گزارش می‌دهد؛

بازخوانی کودتای انگلیسی رضاخان

بازخوانی کودتای انگلیسی رضاخان
امروز، بازخوانی کودتای انگلیسی رضاخان نه برای داوری شتاب‌زده، بلکه برای درک عمیق‌تر سازوکار قدرت، مداخله خارجی و ظرفیت‌های داخلی در تحولات سیاسی ایران اهمیت دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است؛ رخدادی که نه‌تنها به پایان تدریجی سلطنت قاجار انجامید، بلکه زمینه‌ساز برآمدن رضاخان و شکل‌گیری دولت متمرکز نوین در ایران شد. درباره ماهیت این کودتا، از همان سال‌های نخست تاکنون، روایت‌های متفاوتی ارائه شده است؛ از «کودتای انگلیسی» و طرح‌ریزی‌شده توسط لندن گرفته تا تحلیلی که آن را محصول آشفتگی داخلی و خلأ قدرت در ایران پس از جنگ جهانی اول می‌داند.
 

 این گزارش می‌کوشد با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر گفت‌وگو با پژوهشگران، زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کودتا، نقش بازیگران داخلی و خارجی و پیامدهای آن را بررسی کند؛ رویدادی که در نهایت به سلطنت رضاشاه پهلوی انجامید و مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد.
 

ایران در آستانه کودتا؛ بحران، ناامنی و نفوذ خارجی
 

 علیرضا کریمی پژوهشگر مسائل تاریخی در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در سال‌های پایانی سلطنت احمدشاه قاجار، ایران با مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه بود. ضعف دولت مرکزی، ناامنی گسترده در ایالات، حضور نیروهای بیگانه در شمال و جنوب کشور و پیامدهای ویرانگر جنگ جهانی اول، ساختار حاکمیت را به‌شدت فرسوده کرده بود.
 

وی افزود: از یک‌سو، روسیه تزاری پس از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ از صحنه ایران عقب نشست و خلئی در شمال کشور پدید آمد؛ از سوی دیگر، بریتانیا که پیش‌تر از طریق قرارداد ۱۹۰۷ با روسیه ایران را به حوزه‌های نفوذ تقسیم کرده بود، تلاش داشت جایگاه خود را تثبیت کند. در چنین فضایی، قرارداد ۱۹۱۹ میان دولت ایران و بریتانیا که با حمایت لرد کرزن پیگیری می‌شد، با مخالفت گسترده داخلی روبه‌رو شد و عملاً ناکام ماند.
 

 کریمی بیان داشت: شکست قرارداد ۱۹۱۹، بریتانیا را در برابر این پرسش قرار داد که چگونه می‌توان در ایرانِ بی‌ثبات، دولتی مقتدر و همسو ایجاد کرد؛ دولتی که هم مانع نفوذ بلشویک‌ها شود و هم منافع لندن را حفظ کند.
 

شکل‌گیری کودتا؛ نقش رضاخان و سیدضیاء
 

 وی در ادامه گفت: در چنین شرایطی، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با محوریت رضاخان، فرمانده تیپ قزاق، و سید ضیاءالدین طباطبایی به وقوع پیوست. نیروهای قزاق از قزوین به سمت تهران حرکت کردند و بدون مقاومت جدی، پایتخت را در اختیار گرفتند. سیدضیاء به نخست‌وزیری رسید و رضاخان به‌عنوان فرمانده کل قوا منصوب شد.
 

پژوهشگر مسائل تاریخی گفت: درباره چگونگی هماهنگی این حرکت، اسناد و روایت‌های مختلفی وجود دارد. برخی پژوهشگران معتقدند ژنرال ادموند آیرونساید که فرمانده نیروهای بریتانیا در ایران بود، در تثبیت موقعیت رضاخان در تیپ قزاق نقش مؤثری داشت. آیرونساید در خاطرات خود به دیدار با رضاخان و ارزیابی او اشاره می‌کند؛ موضوعی که بعدها به یکی از محورهای بحث درباره «انگلیسی بودن» کودتا تبدیل شد.
 

آیا کودتا انگلیسی بود؟ روایت‌های موافق و مخالف
 

 یکی از پرسش‌های محوری تاریخ‌نگاری معاصر ایران این است که آیا کودتای ۱۲۹۹ مستقیماً توسط بریتانیا طراحی و اجرا شد یا صرفاً با اطلاع و رضایت این کشور صورت گرفت؟
 

دیدگاه اول: کودتای طراحی‌شده توسط لندن
 

 برخی پژوهشگران بر این باورند که پس از شکست قرارداد ۱۹۱۹، بریتانیا به این جمع‌بندی رسید که تنها راه تثبیت منافعش، ایجاد یک دولت مقتدر نظامی است. آنان به نقش آیرونساید در سازماندهی مجدد تیپ قزاق، حمایت ضمنی سفارت بریتانیا از حرکت قزاق‌ها و سکوت نیروهای انگلیسی مستقر در ایران در برابر پیشروی آنان اشاره می‌کنند.
 

 از منظر این دیدگاه، رضاخان گزینه‌ای مناسب برای اجرای طرح بود: نظامی، جاه‌طلب، منضبط و فاقد پایگاه سیاسی مستقل که می‌توانست در چارچوبی قابل‌مدیریت رشد کند.
 

دیدگاه دوم: ابتکار داخلی با بهره‌گیری از فرصت خارجی
 

 در مقابل، برخی تاریخ‌پژوهان معتقدند گرچه بریتانیا از کودتا استقبال کرد، اما طراح اصلی آن نبود. آنان استدلال می‌کنند که شرایط نابسامان ایران، نارضایتی از قاجار و ضعف شدید دولت مرکزی، زمینه را برای ظهور یک چهره نظامی مقتدر فراهم کرده بود. در این تحلیل، رضاخان با هوشمندی از خلأ قدرت و حمایت ضمنی خارجی بهره برد، اما پروژه‌ای کاملاً «دست‌ساز» لندن نبود.
 

 یکی از اساتید تاریخ معاصر در گفتگو با خبرنگار ما می‌گوید: باید میان حمایت و طراحی تمایز قائل شد. شواهد نشان می‌دهد بریتانیا مانع کودتا نشد و حتی آن را فرصتی برای ثبات می‌دانست، اما این‌که همه مراحل آن را طراحی کرده باشد، نیازمند اسناد قطعی‌تری است.
 

از فرمانده قزاق تا شاه ایران
 

 پس از کودتا، سیدضیاء تنها سه ماه در قدرت ماند و کنار رفت؛ اما رضاخان مسیر صعود را ادامه داد. وی ابتدا وزیر جنگ شد، سپس عنوان سردار سپه گرفت و در سال ۱۳۰۴ با خلع رسمی احمدشاه، سلطنت قاجار پایان یافت و سلسله پهلوی تأسیس شد.
 

 در این مقطع، مجلس شورای ملی با رأی به انقراض قاجار، راه را برای سلطنت رضاخان هموار کرد. برخی تحلیلگران معتقدند اگر کودتای ۱۲۹۹ رخ نمی‌داد، مسیر رسیدن رضاخان به سلطنت نیز هموار نمی‌شد.
 

پیامدهای داخلی کودتا
 

 کودتا و قدرت‌گیری رضاخان پیامدهای گسترده‌ای برای ساختار سیاسی و اجتماعی ایران داشت:

 تمرکز قدرت؛ دولت مرکزی تقویت شد و بسیاری از قدرت‌های محلی و ایلات سرکوب یا مهار شدند.

 نوسازی ارتش؛ ارتش نوین ایران شکل گرفت و ساختار نظامی کشور یکپارچه شد.

 اصلاحات اداری و قضایی؛ نظام اداری جدید، ثبت‌احوال، دادگستری نوین و قوانین مدنی تدوین شد.

 مدرنیزاسیون اجباری؛ سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی جدید، از جمله کشف حجاب و تغییر لباس، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت.

 با این حال، منتقدان معتقدند این تمرکز قدرت، به محدودشدن آزادی‌های سیاسی و تضعیف نهادهای مردمی انجامید.
 

تأثیرات منطقه‌ای و بین‌المللی
 

 در سطح بین‌المللی، روی کار آمدن رضاخان برای بریتانیا به معنای ایجاد دولتی مقتدر در برابر نفوذ شوروی بود. اما روابط تهران و لندن همواره بدون تنش نبود و در سال‌های بعد، اختلافاتی بر سر نفت و سیاست خارجی بروز کرد.
 

 در نهایت، در جریان جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین ایران را اشغال کردند و رضاشاه در سال ۱۳۲۰ ناچار به کناره‌گیری شد؛ رخدادی که نشان داد وابستگی یا نزدیکی اولیه، تضمین‌کننده حمایت پایدار قدرت‌های خارجی نیست.
 

 

 کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ ایران است. تعبیر «کودتای انگلیسی» بیش از یک قرن در ادبیات سیاسی و تاریخی ایران تکرار شده و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده است. با این حال، بررسی دقیق اسناد نشان می‌دهد که واقعیت تاریخی، پیچیده‌تر از یک روایت تک‌خطی است.
 

 آنچه مسلم است، بریتانیا از این تحول زیان ندید و حتی در مقطعی از آن استقبال کرد. اما این‌که کودتا صرفاً پروژه‌ای کاملاً طراحی‌شده در لندن بوده یا حاصل هم‌پوشانی منافع بازیگران داخلی و خارجی، همچنان محل بحث میان پژوهشگران است.
 

 بی‌تردید، کودتای ۱۲۹۹ نقطه عطفی در گذار ایران از ساختار سنتی قاجاری به دولت متمرکز مدرن بود؛ گذاری که هم دستاوردهای نهادی به همراه داشت و هم هزینه‌های سیاسی و اجتماعی قابل‌توجه. فهم این رویداد، بدون توجه همزمان به زمینه‌های داخلی، رقابت‌های خارجی و نقش کنشگران ایرانی ممکن نیست.
 

 امروز، بازخوانی این مقطع تاریخی نه برای داوری شتاب‌زده، بلکه برای درک عمیق‌تر سازوکار قدرت، مداخله خارجی و ظرفیت‌های داخلی در تحولات سیاسی ایران اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از الگوهای کنش سیاسی در تاریخ معاصر، ریشه در همان بزنگاه تعیین‌کننده سوم اسفند ۱۲۹۹ دارند.

 

انتهای خبر/ر

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد