سرویس : سیاسی
کد خبر: 74027
|
10:19 - 1404/11/04
نسخه چاپی

یادداشت؛

استاندارد دوگانه کاخ روسیاه

استاندارد دوگانه کاخ روسیاه
خط‌ونشان «پوست‌کندن» برای معترضان خودی، اشک تمساح برای اغتشاش‌گران و تروریست‌ها در ایران همگی نشان از استانداردهای کاخ روسیاه دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، عظیم پیرانی فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: استانداردهای دوگانه غرب، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، بار دیگر با صراحتی بی‌پرده خود را عیان کرده است؛ استانداردهایی که امنیت، قانون و جان انسان‌ها را نه بر اساس اصول انسانی، بلکه بر پایه منافع سیاسی تعریف می‌کند.
 

 اخیراً جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ، در واکنشی تند به اعتراضات در شهر میناپولیس، صراحتاً معترضان آمریکایی را تهدید کرد و گفت: «اگر به کلیسا یا افسران اجرای قانون فدرال حمله کنید، با تمام قدرت دولت فدرال با شما برخورد می‌کنیم، شما را به زندان می‌فرستیم و پوستتان را می‌کنیم.» ادبیاتی خشن، عریان و به‌دور از هرگونه ملاحظه حقوق بشری؛ اما کاملاً قابل توجیه از نگاه سیاستمداران آمریکایی، چون پای امنیت داخلی خودشان در میان است.
 

 این موضع‌گیری قاطع در دفاع از پلیس و نظم عمومی آمریکا، در تضادی آشکار با رفتار همین مدعیان حقوق بشر در قبال ایران قرار دارد. حافظه تاریخی ملت ایران هنوز صحنه‌های تلخ فتنه‌ها و آشوب‌هایی را به یاد دارد که با حمایت مستقیم و غیرمستقیم آمریکا و متحدان صهیونیستی‌اش رقم خورد. همان سیاست‌مدارانی که امروز کوچک‌ترین تعرض به پلیس خود را «جرم فدرال» می‌دانند، در حوادثی نظیر ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، تمام‌قد پشت سر تجزیه‌طلبان، تروریست‌ها، آشوب‌طلبان و پروژه‌بگیران رسانه‌ای ایستادند.
 

 در آن مقاطع، ماشین تبلیغاتی غرب با تمام ظرفیت وارد میدان شد تا جای جلاد و شهید را عوض کند. نیروهای حافظ امنیت ایران که برای دفاع از جان، مال و آرامش مردم در میدان بودند، به شقی‌ترین و غیرانسانی‌ترین روش‌ها مورد حمله قرار گرفتند؛ از سر بریدن و سوزاندن گرفته تا ترورهای خیابانی. با این حال، نه‌تنها مقامات آمریکایی این جنایات را محکوم نکردند، بلکه برای عاملان آن اشک تمساح ریختند و نشان «آزادی‌خواهی» بر سینه‌شان نشاندند.
 

 نتیجه آن فتنه شوم، کشته‌سازی‌های دروغین، فضاسازی‌های رسانه‌ای مسموم و جان‌باختن بیش از سه هزار نفر با سلاح‌ها و خشونتی بود که دشمنان ایران در اختیار اغتشاش‌گران قرار داده بودند. اما در قاموس غرب، این فجایع «مطالبه مدنی» نام گرفت و سلاخی پلیس و بسیجی، به «دفاع از حقوق بشر» تفسیر شد.
 

 امروز اما وقتی نوبت به امنیت خودشان می‌رسد، حمله به پلیس خط‌قرمز است و با شدیدترین تهدیدها پاسخ داده می‌شود. همان‌ها که دیروز آشوب در ایران را بزک می‌کردند، امروز با مشت آهنین از کلیسا، پلیس و نظم اجتماعی خود دفاع می‌کنند. مصداق روشن همان ضرب‌المثل قدیمی: «مرگ خوب است، اما برای همسایه».
 

 پیام این رفتار دوگانه کاملاً روشن است؛ امنیت، عبادت و آرامش، برای شهروندان آمریکایی مقدس و غیرقابل‌معامله است، اما همین مفاهیم وقتی به ایران می‌رسد، باید قربانی مطامع سیاسی کاخ سفید شود.
 

 غرب تنها زمانی نگران حقوق بشر است که بتواند از آن به‌عنوان ابزاری برای فشار، تحریم و بی‌ثبات‌سازی ملت‌های مستقل استفاده کند؛ و این واقعیتی است که دیگر نیازی به پرده‌پوشی ندارد.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

تازه ترین مطالب