ایلام بیدار15:04 - 1405/07/21
یادداشت؛

صدقه برای زنده ماندن؛ روایت تلخ جاده ملکشاهی

جاده ملکشاهی–ایلام، مسیری که عبور از آن برای بسیاری از مردم با دعا و صدقه همراه شده، سال‌هاست با پیچ‌های خطرناک و نقاط حادثه‌خیز، جان مسافران را تهدید می‌کند؛ پروژه‌ای که پس از مدتی پیشرفت، دوباره از نفس افتاده و مردم را در انتظار تکمیل و ایمن‌سازی مسیر گذاشته است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، عبدالحمید منصوری، فعال رسانه‌ای، در یادداشتی نوشت: ملکشاهی، شهرستانی که تنها ۳۰ کیلومتر با مرکز استان ایلام فاصله دارد، سال‌هاست با یکی از جدی‌ترین مشکلات زیرساختی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ جاده‌ای که باید مسیری ایمن و استاندارد برای رفت‌وآمد مردم باشد، اما همچنان با پیچ‌های خطرناک، نقاط حادثه‌خیز و بخش‌های نیمه‌تمام، هر روز دلهره را به جان مسافران می‌اندازد.

تلخ‌تر از همه اینکه سهم ملکشاهی از بزرگراه‌های کشور صفر درصد است؛ واقعیتی که فاصله این شهرستان با توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل را به‌خوبی نشان می‌دهد. درحالی‌که بسیاری از مناطق کشور برای توسعه راه‌ها و افزایش ایمنی تردد تلاش می‌کنند، مردم ملکشاهی همچنان چشم‌انتظار مسیری هستند که رفت‌وآمد به مرکز استان را از یک نگرانی روزانه به سفری عادی و ایمن تبدیل کند.

این دیار بیش از ۳۷۶ شهید والامقام تقدیم ایران کرده است؛ جوانانی که برای امنیت و سربلندی این سرزمین از جان خود گذشتند. امروز اما مردم همین سرزمین برای حفظ جان خود در جاده‌ای مطالبه‌گری می‌کنند که سال‌هاست بهسازی و ایمن‌سازی آن به یکی از خواسته‌های اصلی‌شان تبدیل شده است.

جاده ملکشاهی–ایلام هنوز با همان مشکلات قدیمی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ پیچ‌های خطرناک، مسیرهای پرمخاطره و نقاطی که رانندگی در آنها به دقت و احتیاطی دوچندان نیاز دارد. کافی است پشت فرمان بنشینی و از این مسیر عبور کنی تا بفهمی چرا بسیاری از رانندگان، رسیدن سالم به مقصد را غنیمت می‌شمارند.

آنچه در این سال‌ها بیشتر به چشم آمده، روکش آسفالت و برخی اقدامات مقطعی بوده است؛ درحالی‌که مشکل اصلی، فراتر از سطح جاده و نیازمند اصلاح اساسی مسیر و رفع نقاط حادثه‌خیز است. زخمی کهنه را نمی‌توان تنها با ترمیم ظاهری درمان کرد؛ همان‌طور که ایمنی یک جاده پرخطر با چند اقدام مقطعی تضمین نمی‌شود.

هر روز که از مسیر ایلام–ملکشاهی عبور می‌کنم، چشمم به اعلامیه‌های ترحیمی می‌افتد که بر دیوارها نقش بسته‌اند؛ نام‌هایی که روزی در میان خانواده و دوستانشان زندگی می‌کردند و امروز جای خالی‌شان به خاطره‌ای تلخ تبدیل شده است. نمی‌توان هر حادثه را بدون بررسی کارشناسی به جاده نسبت داد، اما تداوم نگرانی‌ها درباره ایمنی این مسیر، ضرورت رسیدگی جدی به نقاط پرخطر را دوچندان می‌کند.

گاهی با خودم می‌گویم اگر تمام صدقه‌هایی را که از ترس عبور از این مسیر کنار گذاشته‌ایم جمع می‌کردم، شاید امروز می‌شد تصویری روشن‌تر از عمق نگرانی مردم ترسیم کرد؛ مردمی که گاهی پیش از حرکت، بیش از آنکه به زمان رسیدن فکر کنند، نگران سلامت خود و خانواده‌شان هستند.

در حاشیه همین مسیر، ماشین‌آلات و تجهیزاتی به چشم می‌خورند که قرار بود در خدمت توسعه جاده باشند؛ اما کاهش فعالیت کارگاه‌ها و بخش‌های نیمه‌تمام، پرسش‌های فراوانی درباره سرنوشت پروژه ایجاد کرده است.

واقعیت این است که پروژه بهسازی جاده ملکشاهی–ایلام مدتی با فعالیت و پیشرفت مناسبی همراه بود و همین روند، امید تازه‌ای در دل مردم ایجاد کرد؛ اما متأسفانه این شتاب دوام نیاورد. به‌تدریج از سرعت اجرای پروژه کاسته شد و امروز دیگر از آن تحرک اولیه خبری نیست.

پرسش مردم روشن است: چه اتفاقی افتاد که روند اجرای پروژه پس از یک دوره فعالیت مناسب، تا این اندازه کند شد؟ آیا مشکلات اعتباری، مسائل پیمانکاری یا موانع اجرایی در این وضعیت نقش دارند؟ مسئولان مربوطه باید درباره دلایل کاهش سرعت عملیات و برنامه مشخص خود برای ادامه کار، توضیحی روشن به مردم ارائه دهند.

سال‌هاست مسئولانی به این منطقه می‌آیند، از پروژه بازدید می‌کنند، عکس یادگاری می‌گیرند و از تکمیل مسیر در آینده نزدیک سخن می‌گویند؛ اما مردم دیگر به وعده‌های تکراری دل نمی‌بندند. آنها نتیجه را در پیشرفت واقعی پروژه، فعال‌شدن کارگاه‌ها و کاهش خطرات جاده می‌خواهند.

گاهی پیمانکار فعالیت می‌کند، اما ادامه کار با موانعی روبه‌رو می‌شود؛ گاهی ماشین‌آلات در حاشیه مسیر می‌مانند و گاهی نیز پیشرفت پروژه آن‌قدر کند می‌شود که امید مردم به سرانجام آن رنگ می‌بازد. در این میان، آنچه نباید فراموش شود، حق مردم برای برخورداری از جاده‌ای ایمن و استاندارد است.

نکته اساسی اینجاست که با روکش آسفالت نمی‌توان تمام مشکلات یک مسیر را برطرف کرد. جاده‌ای که نیازمند اصلاح هندسی، ایمن‌سازی پیچ‌ها، رفع نقاط حادثه‌خیز و تکمیل زیرساخت‌هاست، باید با نگاهی جامع و برنامه‌ای عملیاتی سامان یابد.

این مسیر نه در شأن مردمی است که بیش از ۳۷۶ شهید تقدیم کرده‌اند و نه پاسخگوی نیازهای شهرستانی است که برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و ارتباطی خود به راهی مطمئن نیاز دارد.

وقت آن رسیده است که مسئولان از مرحله وعده و بازدید عبور کنند و با اعلام برنامه‌ای شفاف، زمان‌بندی مشخص و پیگیری مستمر، روند اجرای پروژه را به مسیر اصلی خود بازگردانند. مردم حق دارند بدانند چه میزان از پروژه باقی مانده، چه اعتباری برای تکمیل آن نیاز است و عملیات اجرایی دقیقاً چه زمانی با سرعت مناسب ادامه خواهد یافت.

از سوی دیگر، نزدیکی ملکشاهی به مرز بین‌المللی مهران، اهمیت این مسیر را دوچندان می‌کند. جاده بهسازی‌شده ملکشاهی–ایلام می‌تواند در ایام اربعین، به‌عنوان مسیری جایگزین و مکمل برای مدیریت ترافیک جاده‌های منتهی به مهران مورد استفاده قرار گیرد و به رونق اقتصادی و توسعه کسب‌وکارهای محلی این شهرستان  نیز کمک کند.

این شهرستان به وعده تازه نیاز ندارد؛ به تصمیم جدی، اعتبار کافی، نظارت مستمر و کار اجرایی نیاز دارد. پروژه‌ای که روزی با شتاب پیش می‌رفت، نباید در میان راه متوقف بماند و مردم را دوباره به نقطه آغاز انتظار بازگرداند.

جاده ملکشاهی–ایلام یک‌بار به حرکت افتاد؛ حالا وقت آن است که از توقف دوباره نجات پیدا کند.

وقت آن است که ماشین‌آلات دوباره به کار بیفتند، کارگاه‌ها جان بگیرند و پیشرفت پروژه از روی زمین قابل مشاهده باشد، نه فقط در وعده‌ها و گزارش‌ها.

جاده ملکشاهی نباید با صدقه و دعا اداره شود؛ مردم این دیار حق دارند با آسودگی خاطر سفر کنند و سالم به خانه بازگردند.