در ماههای پیش رو، حفظ آرامش، اعتماد و انسجام عمومی اهمیت ویژهای دارد. میتوان با یک اصل ساده آغاز کرد: حرف هیچکس را، چه دوست و چه دشمن، بدون بررسی نپذیریم؛ اما اجازه هم ندهیم ادعاهای تأییدنشده، بیواسطه به تیتر رسانههای خودمان تبدیل شوند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، مهدی محمدی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: آنچه این روزها در ایران میگذرد، صرفاً یک درگیری نظامی، امنیتی یا اقتصادی نیست. ما در میانه جنگی اطلاعاتی و شناختی قرار داریم؛ جنگی که هدفش اثرگذاشتن بر ذهن جامعه، تضعیف اعتماد عمومی و تغییر رفتار مردم است. در این میدان، آمریکا و اسرائیل و متحدانشان نقش دارند؛ اما گاهی بازیگران داخلی نیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، به بازتاب پیامهایی کمک میکنند که در خدمت همین هدف است.
این جنگ دستکم سه مقصد اصلی را دنبال میکند: نخست، القای حس شکست و این باور که ایران توان ایستادگی ندارد؛ دوم، ترساندن جامعه و سوقدادن مردم به رفتارهای هیجانی، از فرار از ریال و احتکار تا تعطیلی کسبوکارها و تشدید تنشهای داخلی؛ و سوم، کاهش تابآوری کشور در برابر فشارها و ضربههای بعدی، چه محدود و چه گسترده.
برای دشمن، مهم است که جامعه ایران در برابر تهدید خارجی از همبستگی خود فاصله بگیرد؛ ذهنها پراکنده شوند، اختلافها شدت بگیرند و انرژی مردم بهجای مقابله با فشار بیرونی، صرف درگیری با یکدیگر شود. از این منظر، حفظ اعتماد و انسجام اجتماعی بخشی از امنیت ملی است؛ شاید در مقاطع حساس، حتی مهمتر از بسیاری از موضوعاتی باشد که هر روز تیتر یک رسانهها میشوند.
ترامپ بارها نشان داده که تکرار یک ادعا را بخشی از بازی رسانهای خود میداند. نتانیاهو و دیگر بازیگران نیز از ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده میکنند. هدف این است که یک روایت بارها بازگو شود تا بهتدریج معتبر یا اجتنابناپذیر به نظر برسد؛ حتی اگر پشتوانه روشنی نداشته باشد.
در روزهای اخیر، از ادعاهایی درباره تنگه هرمز تا خبرهایی درباره فهرست افراد مرتبط با سازمانهای اطلاعاتی، از روایتهای مربوط به مذاکرات و امتیازدهی ایران تا پیشبینی فروپاشی اقتصاد کشور، نمونههایی از این فضاسازیها مطرح شده است. این ادعاها را نباید بدون بررسی پذیرفت یا بازنشر کرد. خبرهایی که به نقل از رسانههای خارجی منتشر میشوند، از جمله اکسیوس و رویترز، نیز باید با معیارهای حرفهای سنجیده شوند؛ نه آنکه صرفاً به دلیل انتشار در یک رسانه شناختهشده، حقیقت قطعی تلقی شوند.
البته ایران با مشکلات واقعی روبهروست و انکار دشواریها نه به حل آنها کمک میکند و نه اعتماد مردم را افزایش میدهد. اما وجود مشکل، با فروپاشی یکی نیست. پیشبینی یا آرزوی فروپاشی ایران، بهخودیخود آن را به واقعیت تبدیل نمیکند. آنچه میتواند آسیبزا باشد، تبدیل ترس به رفتار جمعی و بازنشر روایتهایی است که ناامنی، اختلاف و بیاعتمادی را تشدید میکنند.
از همین رو، رسانههای داخلی مسئولیتی فراتر از سرعت در انتشار دارند. هر خبر و تیتر باید با دقت، راستیآزمایی و توجه به پیامدهای احتمالی آن منتشر شود. نقل یک ادعای دشمن، حتی با افزودن عبارتهایی مانند «به گزارش رسانه خارجی»، ممکن است همان پیام را به مخاطب منتقل کند و به گسترش آن دامن بزند. رسانه نباید بلندگوی روایتهای تأییدنشده شود؛ بهویژه وقتی پای امنیت روانی جامعه در میان است.
راهحل، بستن چشم و گوش مردم بر خبرها نیست؛ بلکه پرهیز از بازنشر بیمحابای ادعاها و تمایزگذاشتن میان خبر، تحلیل و عملیات روانی است. مردم حق دارند بدانند چه میگذرد، اما این حق با اطلاعرسانی دقیق تأمین میشود، نه با تکرار ادعاهایی که هدف و اعتبارشان روشن نیست.
در ماههای پیش رو، حفظ آرامش، اعتماد و انسجام عمومی اهمیت ویژهای دارد. میتوان با یک اصل ساده آغاز کرد: حرف هیچکس را، چه دوست و چه دشمن، بدون بررسی نپذیریم؛ اما اجازه هم ندهیم ادعاهای تأییدنشده، بیواسطه به تیتر رسانههای خودمان تبدیل شوند. اگر قرار است قدمی برای تقویت جامعه برداریم، همین است: خبر را بسنجیم، روایت دشمن را بیدلیل بازنشر نکنیم و میدان بازی او نشویم.