ایلام بیدار01:36 - 1405/07/17
تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی مطرح کرد:

فرصت‌ها و سناریوهای میانجی‌گری پاکستان در پرونده ایران

تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی گفت: پاکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی، روابط هم‌زمان با ایران، چین، آمریکا و کشورهای عربی و همچنین برخورداری از ظرفیت‌های امنیتی و اطلاعاتی، می‌تواند به یکی از کانال‌های مهم ارتباطی در تحولات منطقه تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، با افزایش رایزنی‌های دیپلماتیک درباره تحولات منطقه و تلاش برخی بازیگران برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا، نقش کشورهای واسط و میانجی بیش از گذشته موردتوجه قرار گرفته است. در این میان، پاکستان به دلیل هم‌جواری با ایران، روابط راهبردی با برخی کشورهای عربی، ارتباطات گسترده با آمریکا و جایگاه ژئوپلیتیکی خود، از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش میانجی برخوردار است.

 این نقش‌آفرینی علاوه بر آنکه می‌تواند جایگاه پاکستان را در معادلات منطقه‌ای ارتقا دهد، از منظر امنیتی و اقتصادی نیز برای اسلام‌آباد اهمیت دارد؛ چراکه هرگونه تشدید بحران در منطقه می‌تواند مستقیماً بر امنیت مرزها، انرژی و اقتصاد پاکستان اثرگذار باشد.

 در همین راستا، شهاب بیگی، تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار» به بررسی ابعاد نقش پاکستان در رایزنی‌های مرتبط با ایران و آمریکا، ظرفیت‌های امنیتی و دیپلماتیک اسلام‌آباد، سناریوهای احتمالی پیش‌روی تهران و ضرورت رصد تحولات پرداخت.

میانجی‌گری؛ فرصتی برای افزایش اعتبار پاکستان

 بیگی در پاسخ به این پرسش که نقش میانجی‌گری میان ایران و آمریکا چه منافعی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و بین‌المللی برای پاکستان دارد، اظهار کرد: این نقش در حوزه سیاسی می‌تواند موجب افزایش اعتبار، جایگاه و نفوذ منطقه‌ای پاکستان شود و به بهبود مناسبات این کشور با کشورهای منطقه و کسب امتیازات سیاسی برای اسلام‌آباد کمک کند.

 وی افزود: پاکستان با چالش‌هایی در داخل، منطقه و روابط با برخی همسایگان خود مواجه است و ایفای نقش میانجی می‌تواند به استحکام روابط این کشور با ایران و جلوگیری از تخریب مناسباتش با همسایگان کمک کند.

 این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی درباره ابعاد اقتصادی این نقش نیز بیان داشت: در حوزه اقتصادی، میانجی‌گری می‌تواند به کاهش شوک‌های انرژی و توسعه تجارت پاکستان کمک کند؛ موضوعی که با توجه به مشکلات اقتصادی و وضعیت شکننده اقتصاد این کشور اهمیت ویژه‌ای دارد.

 بیگی ادامه داد: در حوزه امنیتی نیز میانجی‌گری فعال پاکستان می‌تواند از سرایت جنگ به مرزهای این کشور جلوگیری کند. پاکستان از شرق با هند چالش امنیتی دارد و هر از چندگاهی میان دو کشور درگیری‌هایی رخ می‌دهد و از شمال نیز با افغانستان و پیامدهای امنیتی ناشی از فعالیت جریان‌های تندرو و گروه‌های مسلح مواجه است.

 وی تصریح کرد: بنابراین، تشدید یک جنگ منطقه‌ای و گسترش ناامنی در کشورهای پیرامونی می‌تواند امنیت پاکستان را نیز با تهدید مواجه کند و اسلام‌آباد از این منظر انگیزه دارد که از طریق دیپلماسی، مانع گسترش بحران شود.

موقعیت ژئوپلیتیکی پاکستان، یک مزیت مهم

 بیگی درباره ابعاد ژئوپلیتیکی و بین‌المللی نقش پاکستان گفت: این کشور از ظرفیت لازم برای ایجاد توازن میان بازیگران مختلف برخوردار است و به دلیل روابط خود با ایران، چین، عربستان و آمریکا می‌تواند در برخی معادلات منطقه‌ای نقش تسهیل‌کننده داشته باشد.

 وی افزود: اگر پاکستان بتواند از طریق دیپلماسی به حل اختلافات ایران و آمریکا کمک کند، این کشور می‌تواند جایگاه خود را به‌عنوان یک میانجی معتبر منطقه‌ای تثبیت کرده و حتی در سطح بین‌المللی نیز به یک بازیگر دیپلماتیک اثرگذار تبدیل شود.

پاکستان چگونه می‌تواند بر معادلات منطقه اثر بگذارد؟

 این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا افزایش نقش پاکستان در رایزنی‌های مرتبط با ایران می‌تواند ظرفیت‌های جدیدی برای اثرگذاری بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایجاد کند، گفت: مهم‌ترین شواهد در این زمینه را می‌توان در چند محور بررسی کرد.

 وی ادامه داد: نخست اینکه پاکستان از طریق تماس‌های دیپلماتیک به یک میانجی فعال نزدیک شده است. طی ماه‌های اخیر، پاکستان و قطر در رایزنی‌های مرتبط با ایران و آمریکا نقش‌هایی در زمینه میانجی‌گری و تسهیل گفتگوها داشته‌اند و برای ادامه مذاکرات فنی و ایجاد سازوکارهای کاهش تنش همکاری کرده‌اند.

 بیگی بیان داشت: دوم اینکه چین با توجه به روابط امنیتی و نظامی خود با پاکستان می‌تواند از ظرفیت اسلام‌آباد در تحولات منطقه استفاده کند. رایزنی‌های چین و پاکستان و ابتکارهایی که برای توقف خصومت‌ها و آغاز مذاکرات صلح مطرح شده، نشان می‌دهد پاکستان می‌تواند بخشی از یک دیپلماسی چندلایه چین - اسلام‌آباد در منطقه خلیج‌فارس باشد.

 وی سومین مؤلفه را موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی پاکستان دانست و گفت: پاکستان از یک سو با ایران مرز مشترک دارد و از سوی دیگر با عربستان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس روابط گسترده‌ای دارد و همین موقعیت، ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش ارتباطی و میانجی‌گرانه در اختیار اسلام‌آباد قرار می‌دهد.

ظرفیت اطلاعاتی پاکستان را نباید نادیده گرفت

 بیگی درباره سابقه و ظرفیت دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی پاکستان و اهمیت آن برای ایران نیز اظهار کرد: ظرفیت اطلاعاتی و امنیتی پاکستان، به‌ویژه دستگاه اطلاعات نظامی این کشور یعنی ISI، می‌تواند در تحولات مرتبط با جمهوری اسلامی ایران یک متغیر مهم باشد.

 وی افزود: دستگاه‌های اطلاعاتی پاکستان سابقه طولانی در تحولات منطقه دارند و مهم‌ترین نمونه آن فعالیت ISI در افغانستان است؛ دستگاهی که طی چند دهه گذشته ارتباط نزدیکی با ارتش پاکستان داشته و در تحولات امنیتی افغانستان نقش قابل توجهی ایفا کرده است.

 این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: اهمیت پاکستان برای ایران صرفاً به ظرفیت ISI محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه ارتش، دستگاه اطلاعاتی، دیپلماسی و شبکه ارتباطی پاکستان می‌تواند یک کانال چندلایه برای ارتباطات منطقه‌ای ایجاد کند.

 بیگی ادامه داد: این موضوع در سال ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ چراکه پاکستان در ماه‌های اخیر عملاً در ارتباطات میان ایران و آمریکا نقش تسهیل‌کننده و میانجی داشته است.

 وی با اشاره به ظرفیت‌های اطلاعاتی پاکستان گفت: این ظرفیت‌ها می‌تواند در سه حوزه مورد استفاده قرار گیرد؛ نخست جمع‌آوری اطلاعات منطقه‌ای در افغانستان، بلوچستان، مرزهای ایران و شبکه‌های منطقه‌ای؛ دوم انتقال پیام‌های غیررسمی که شاید در شرایط فعلی حتی از عملیات اطلاعاتی نیز مهم‌تر باشد و سوم ایجاد پل ارتباطی میان ایران، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج‌فارس.

 بیگی خاطرنشان کرد: پاکستان می‌تواند از روابط خود با آمریکا و عربستان در کنار کانال ارتباطی با ایران برای کاهش سوءتفاهم‌ها یا انتقال پیام میان طرف‌های مختلف استفاده کند.

سفر گوترش و چهار سطح قابل بررسی

 وی در ادامه درباره سفر گوترش و اینکه آیا این سفر را می‌توان صرفاً یک سفر دیپلماتیک دانست، گفت: به نظر من این سفر را باید در چهار سطح هم‌زمان تحلیل کرد.

 بیگی افزود: در سطح دیپلماتیک، این سفر می‌تواند به معنای رایزنی با اسلام‌آباد درباره تحولات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا باشد. در سطح منطقه‌ای نیز می‌تواند به تثبیت نقش و جایگاه پاکستان در معادلات غرب آسیا کمک کند.

 وی ادامه داد: در سطح بین‌المللی، سفر گوترش می‌تواند نوعی پیوند میان نقش میانجی‌گرانه پاکستان و ظرفیت‌های سازمان ملل ایجاد کند و در سطح امنیتی نیز می‌توان آن را تلاشی برای جلوگیری از گسترش جنگ و طولانی‌شدن بحران میان ایران و آمریکا ارزیابی کرد.

ایران چه سناریوهایی را باید رصد کند؟

 این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در پاسخ به این پرسش که اگر بازیگران مختلف بخواهند از ظرفیت پاکستان برای پیشبرد منافع خود استفاده کنند، ایران چه سناریوهایی را باید رصد کند، اظهار کرد: این سناریوها را می‌توان در پنج سطح بررسی کرد.

 وی گفت: نخست، سناریوی پاکستان به‌عنوان میانجی مستقل است؛ در این وضعیت اسلام‌آباد تلاش می‌کند بدون وابستگی مستقیم به یک قدرت خارجی، نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند.

 بیگی ادامه داد: سناریوی دوم، میانجی‌گری مدیریت‌شده توسط آمریکا است که در آن واشنگتن ممکن است از ظرفیت ارتباطی و دیپلماتیک پاکستان برای انتقال پیام یا پیشبرد برخی اهداف خود استفاده کند.

 وی سناریوی سوم را شکل‌گیری محور پاکستان، عربستان و ترکیه عنوان کرد و گفت: در چنین شرایطی افزایش هماهنگی میان این کشورها می‌تواند به شکل‌گیری یک کانال منطقه‌ای جدید برای اثرگذاری بر تحولات مرتبط با ایران منجر شود.

 این تحلیلگر سیاسی بیان داشت: سناریوی چهارم، استفاده از پاکستان برای فشار بر عمق منطقه‌ای ایران است؛ فشاری که می‌تواند موضوعاتی همچون یمن، دریای سرخ، محور مقاومت در عراق و لبنان، امنیت خلیج‌فارس، تنگه هرمز و حتی توان موشکی و پهپادی ایران را دربرگیرد.

 بیگی اضافه کرد: سناریوی پنجم نیز امنیتی‌شدن مرزهای شرقی ایران است. این سناریو شاید کمتر موردتوجه قرار گیرد، اما برای تهران اهمیت زیادی دارد و در صورت افزایش همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی پاکستان با آمریکا، عربستان یا سایر بازیگران، باید بررسی شود که این همکاری‌ها به حوزه‌هایی مانند قاچاق، گروه‌های مسلح و تحولات افغانستان نیز تسری پیدا نکند.

پنج محور مهم برای رصد تحولات پاکستان

 وی تأکید کرد: ایران باید تحولات مرتبط با نقش پاکستان را در پنج محور به‌صورت جدی دنبال کند؛ نخست حوزه دیپلماتیک و رفت‌وآمدها و رایزنی‌های اسلام‌آباد با آمریکا، عربستان و ترکیه درباره ایران؛ دوم حوزه نظامی و رصد رزمایش‌ها، استقرار نیروها و همکاری‌های دفاعی جدید پاکستان با کشورهایی مانند ترکیه و عربستان.

 بیگی ادامه داد: محور سوم، حوزه اطلاعاتی و رصد افزایش همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی در مرزهای شرقی است. محور چهارم نیز حوزه مذاکراتی است و باید بررسی شود که آیا موضوعات موشکی، منطقه‌ای و امنیتی ایران وارد کانال اسلام‌آباد می‌شود یا خیر.

 وی گفت: در نهایت، در حوزه اقتصادی نیز باید احتمال مشروط شدن همکاری‌های اقتصادی و تجاری پاکستان با ایران به خواسته‌های آمریکا یا کشورهای حوزه خلیج‌فارس موردتوجه قرار گیرد.

 این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در جمع‌بندی سخنان خود خاطرنشان کرد: پاکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی، روابط هم‌زمان با ایران، چین، آمریکا و کشورهای عربی و همچنین برخورداری از ظرفیت‌های امنیتی و اطلاعاتی، می‌تواند به یکی از کانال‌های مهم ارتباطی در تحولات منطقه تبدیل شود.

 بیگی افزود: از نگاه اسلام‌آباد، ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا تنها یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه می‌تواند با منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی این کشور نیز ارتباط مستقیم داشته باشد.

 وی تصریح کرد: در مقابل، ایران نیز باید ضمن استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک پاکستان برای کاهش تنش و انتقال پیام، نسبت به تغییر احتمالی نقش این کشور و تبدیل‌شدن آن به بستری برای فشارهای سیاسی، امنیتی و منطقه‌ای هوشیار باشد.

 بیگی در پایان گفت: بنابراین، مسئله اصلی برای تهران نه صرفاً افزایش نقش پاکستان، بلکه شناخت جهت‌گیری این نقش، شبکه ارتباطات اسلام‌آباد و نوع استفاده بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از ظرفیت پاکستان است؛ موضوعی که می‌تواند در معادلات آینده منطقه اهمیت قابل توجهی داشته باشد.

 

انتهای خبر/ر