ایلام بیدار14:19 - 1405/04/18
ایلام بیدار گزارش می‌دهد؛

مشهد؛ آخرین بدرقه در مسیر خورشید

امروز مشهد میزبان قائد شهید در مسیر وداعی تاریخی است تا در تاریخ دنیا ارادت، ولایت‌مداری و همبستگی مردم ثبت شود.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، بعد از تشییع پیکر قائد شهید در تهران، قم، نجف و کربلا اکنون مشهد میزبان آقای شهید است تا پس از بدرقه به خاک سپرده شود.

 مشهد امروز تنها یک شهر نبود؛ گویی تاریخ در کوچه‌ها و خیابان‌هایش ورق می‌خورد و هر قدم، روایتی از وداع، وفاداری و دلدادگی را در خود جای‌داده بود. از نخستین ساعات بامداد، خیابان امام رضا (ع)، میدان بیت‌المقدس و مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی، مملو از جمعیتی بود که از شهرها و سرزمین‌های مختلف آمده بودند تا در آخرین بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور یابند.

 هوا هنوز گرگ‌ومیش بود که صدای صلوات، نوحه و زمزمه دعا در فضای شهر طنین انداخت. پیر و جوان، زن و مرد، هر کدام با چهره‌ای اندوهگین اما استوار، در امتداد خیابان امام رضا (ع) ایستاده بودند. گنبد طلایی حرم از دور می‌درخشید و بسیاری نگاه خود را میان مسیر تشییع و آن گنبد نورانی جابه‌جا می‌کردند؛ گویی پایان این راه را آرامش ابدی می‌دانستند.

 هرچه زمان می‌گذشت، بر حجم جمعیت افزوده می‌شد. برخی از شب گذشته در مسیر حضور یافته بودند تا جایگاهی برای خود پیدا کنند و لحظه عبور پیکر را از دست ندهند. پرچم‌های سیاه و سرخ بر فراز خیابان‌ها به اهتزاز درآمده بود و فضای شهر رنگی از سوگ و حماسه به خود گرفته بود.

در میان جمعیت، مادرانی دیده می‌شدند که کودکان خود را در آغوش گرفته بودند. برخی دست فرزندانشان را محکم گرفته بودند و آرام برای آنان از مفهوم وفاداری، ایثار و عشق به آرمان‌ها سخن می‌گفتند. حضور نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر، تصویری از انتقال یک روایت تاریخی از نسلی به نسل دیگر را به نمایش می‌گذاشت.

 در گوشه‌ای از مسیر، پیرمردی با مشک آب بر دوش، بی‌وقفه میان عزاداران حرکت می‌کرد. هر بار که لیوانی آب به دست تشنه‌ای می‌رساند، لبخندی آرام بر لب داشت؛ گویی سهم خود را از این بدرقه تاریخی، در سقایی می‌دید.

 

 با نزدیک‌شدن کاروان تشییع، موجی از صلوات و اشک سراسر خیابان را فراگرفت. بسیاری دست‌ها را به‌سوی آسمان بلند کرده بودند و دعا می‌خواندند. سکوت‌های کوتاه، با نوای مرثیه و زمزمه جمعیت شکسته می‌شد و فضای معنوی ویژه‌ای را رقم می‌زد.

در میان حاضران، گروه‌هایی از کشورهای همسایه نیز دیده می‌شدند. زائرانی که با پرچم‌های خود آمده بودند، همدردی و همراهی‌شان را ابراز می‌کردند و حضورشان نشان می‌داد که این مراسم، در این روایت داستانی، فراتر از مرزهای جغرافیایی تصویر شده است.

در بخش دیگری از مسیر، گروهی با لباس‌های سنتی، پرچم‌های عزا را بر دوش داشتند. نوحه‌های محلی آنان درهم‌آمیخته با مرثیه‌های فارسی، فضایی متفاوت ایجاد کرده بود؛ فضایی که تنوع فرهنگی را در کنار وحدت به تصویر می‌کشید.

 هرچه کاروان به حرم نزدیک‌تر می‌شد، اشک‌ها بیشتر و صداها آرام‌تر می‌شد. گنبد طلایی امام رضا (ع) اکنون نزدیک‌تر از همیشه بود و جمعیت، آخرین قدم‌های این بدرقه را با سکوتی آمیخته به احترام دنبال می‌کرد.

 مشهد نه‌فقط شهری برای برگزاری یک مراسم، بلکه نمادی از همدلی، حضور و خاطره‌ای ماندگار بود؛ شهری که در حافظه داستان، آخرین ایستگاه وداع را در جوار بارگاه امام رضا (ع) رقم می‌زد و تصویری از پیوند میان ایمان، اندوه و وفاداری را به نمایش می‌گذاشت.