به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، فرشته قاسمیان فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: بیش از سه ماه است که خیابانها، سنگرِ استقامتِ مردمی شده که در تلاطمِ طوفانها، خم به ابرو نیاوردهاند، در این شبهای بلند، میان سوز سرما و گرمای هوا، زیر رگبارِ سنگینِ بمبارانهای خبریِ دشمنانی که چشم دیدنِ اقتدارِ این خاک را ندارند، مردمِ اصیل و ریشهدارِ ایران همچون کوه ایستادهاند.
آنها که در طوفانِ تردیدها، لحظهای تزلزل در قلبشان راه ندادند و بر عهدِ خود با نظام و آرمانشان وفادار ماندند، بگذارید آنها که چشم دیدنِ این غیرت را ندارند، همچنان در لجنزارِ دروغپراکنیهای خود غرق شوند؛ همان وطنفروشانی که مدعی بودند این حضورها خریده شده است! دریغ که نمیدانند حضورِ ما، نه به دعوتِ هیچکس بود و نه وامدارِ هیچ جریانی؛ این حضور، جوششِ خودجوشِ خونِ غیرت بود.
ما از همان ساعاتِ نخست، خیابانها را نه با هراس از مرگ که با بیمِ «بیوطن شدن» پر کردیم، ترسِ ما، نه از رفتنِ جان که از خزانِ ایران بود؛ بیمِ آنکه باشیم، اما ایران نباشد!
ما از دیدنِ جولانِ بیگانگان در کوچهپسکوچههای وطنی که به گفته رهبر شهیدمان با خونِ شریفترین انسانها حفظ شده، لرزیدیم؛ از اندیشهِٔ آنکه گیسوانِ دخترانِ سرزمینمان در پنجههای آلودهٔ متجاوزانِ وطنفروش اسیر شود، خون در رگهایمان جوشید.
درست است؛ ما شاید به برخی چیزها اعتراض داشتیم، اما وقتی کیانِ این خانه به خطر افتاد، تمامِ گلهها را به کنار نهادیم و در یک جبهه، دوشادوش هم قد علم کردیم.
ما به چیزی چنگ زدیم که آن بیگانگانِ رقصان بر خونِ شهدایمان، کوچکترین بویی از آن نبردهاند. برای آنها، وطن کالایی در چمدانهای مهاجرت بود؛ اما برای ما، وطن رگ و پیِ وجودمان است، آنها تماشاگرِ سوختنِ خانه بودند و ما کسانی بودیم که باایمان به پروردگار متعال و تاسی به قائد شهید، آتشی را که افروخته بودند، خاموش کردیم.
بگذار تاریخ بنویسد که در آن شبهایِ ایستادگی، وقتی همه خواب بودند و دشمنان از دور برای ویرانیمان نقشه میکشیدند، مردمی با دستانِ خالی و ایمانی قلبی، نهتنها خیابانها را که سدِ نفوذِ بیگانگان را شکستند، ما ثابت کردیم که این ملت، فرزندِ همان حماسهسازانی است که در تاریخ همواره سربلند بودهاند.
ما به چیزی چنگ زدیم که آن دشمنان هرگز نخواهند فهمید؛ چیزی که با هیچ دلار و هیچ رسانهای قابلخرید نیست؛ چیزی که حتی در سختترین لحظاتِ تاریخ هم چراغِ راهِ ما بوده است: چیزی به نام شرف؛ و شرف، نه معامله میشود و نه فروشی است، تا ما هستیم، این پرچم بر بامِ این خانه برافراشته خواهد ماند.
