این خاک جای تسلیم نیست و همواره با غیرت و فداکاری فرزندانش استوار مانده است.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار» ، حسن الهامی فعال رسانه ای در یادداشتی نوشت؛ ایران، نام زخمی کهنسال و سرافراز تاریخ است که هر بار با خون فرزندانش التیام یافته و دوباره قد کشیده است. از فراز کوههای استوارش تا دامن دشتهای بیپایانش، از هیاهوی شمشیرها در میدانهای نبرد کهن تا طنین گامهای مردانی که جان بر کف، برای دفاع از خاک و ناموس برخاستند، این سرزمین همیشه روایتگر سلحشوری بوده است، روایتی که با خون نوشته شده، نه با جوهر. ایرانی، در طول تاریخ، تنها جنگاور نبوده، او نگهبان شرف بوده است، پاسدار ریشه، حافظ خانه، و تکیهگاه فردا.
هرگاه دشمن، چشمِ طمع به این آب و خاک دوخته، از دل همین خاک، مردانی روییدهاند که مرگ را کوچکتر از آن دیدهاند که در برابر عظمت وطن، به حسابش بیاورند. آنان ایستادهاند، نه فقط برای زیستن، که برای زنده ماندن ایران... برای آنکه پرچم این سرزمین بر زمین نیفتد، برای آنکه نام این ملت در هجوم حادثهها خاموش نشود.
چه بسیار دلیرانی که در هنگامهی خطر، سینه را سپر کردند و جان را به بهای امنیت مردم خویش نثار نمودند. آنان فهمیده بودند که بعضی مرگها، پایان نیست،بلکه آغاز جاودانگی است.
شهادت، در والاترین معنا، اوج گذشتن از خویش برای ماندن حقیقت است، آن لحظهی باشکوهی که انسان، از مرز تن عبور میکند و به افق معنا میرسد. شهید، تنها کشتهی میدان نیست،او چراغی است که در تاریکترین شبهای تاریخ روشن میماند تا نسلها راه را گم نکنند. در حافظهی این سرزمین، نام آنان که جان خویش را نثار وطن کردهاند، همچون ستارههایی خاموشنشدنی میدرخشد.
مادرانی که با اشک، اما با غرور، فرزندان خویش را بدرقه کردند،پدرانی که قامت شکستند اما ایمان نشکستند، و جوانانی که به جای رؤیای آرام زندگی، آغوش آتش را پذیرفتند تا کودکی در این سرزمین، فردا را بیهراس ببیند. اینها افسانه نیست، حقیقت بزرگ ملتی است که عزت را ارزان نخریده است.
وطن، با غیرت همین مردان و زنان زنده مانده است،با همانهایی که وقتی زمانه بوی خطر گرفت، تماشاگر نماندند. آنان به ما آموختند که عشق به میهن، فقط یک احساس شاعرانه نیست،گاهی باید برایش ایستاد، رنج کشید، خون داد و از عزیزترین داشتهی خویش گذشت.
این همان نقطهای است که حماسه زاده میشود، آنجا که انسان، از خویش فراتر میرود و در قامت یک ملت میایستد. ایران، میراث شهیدان است، میراث آنان که با خون خویش، بر دیوار تاریخ نوشتند: این خاک، جای تسلیم نیست. هر وجب از این سرزمین، نه فقط تکهای از جغرافیا، که قطعهای از ایمان، شرف و فداکاری است. اگر امروز خورشید بر گنبدها، کوهها، دشتها و کوچههای این سرزمین میتابد، از روشنایی همان جانهایی است که در راه دفاع از وطن، بیدریغ سوختند.
پس باید به احترام آن همه شکوه، سر فرود آورد، به احترام آنان که رفتند تا ایران بماند. باید دانست که شهادت، پایان زندگی نیست،اوج معنا یافتن آن است.. وقتی انسانی، جان خویش را نثار حقیقت، امنیت، آزادی و سربلندیِ وطن میکند، دیگر در خاک دفن نمیشود،بلکه در رگهای تاریخ جاری میگردد.
ایران، تا وقتی چنین فرزندانی در دامانِ خویش پرورده است، هرگز شکستخورده نیست. چرا که این سرزمین، بیش از آنکه بر خاک تکیه داشته باشد، بر شانههای مردانی ایستاده است که مرگ را پذیرفتند تا وطن زنده بماند. و چه باشکوه است ملتی که قهرمانانش، نه در قصهها، که در حقیقت تاریخ زیستهاند. آری، ایران را با شمشیرِ غیرت، با اشک مادران، با ایمان رزمآوران و با خون شهیدان باید شناخت، سرزمینی که همیشه از دل آتش عبور کرده و سرافرازتر از پیش، دوباره برخاسته است.