ایلام بیدار14:07 - 1405/02/05
ایلام بیدار گزارش می‌دهد؛

طبس تا امروز؛ روایت تداوم یک تقابل تاریخی

حادثه طبس تنها یک رخداد نظامی ناکام نبود، بلکه نقطه آغاز تثبیت یک الگوی تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به شمار می‌رود؛ الگویی که در طول دهه‌های گذشته در قالب‌های مختلف از جنگ سخت تا جنگ ترکیبی ادامه یافته و امروز نیز در قالبی پیچیده‌تر خود را نشان می‌دهد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، تقابل جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، تاریخی پر فراز و نشیب دارد که ریشه‌های آن به نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. حادثه طبس در سال ۱۳۵۹ به عنوان نخستین رویارویی مستقیم نظامی، نه تنها یک شکست برای آمریکا بلکه یک نقطه عطف در تثبیت استقلال و اراده ملی ایران بود. 

از آن زمان تاکنون، این تقابل در اشکال مختلفی همچون جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی، جنگ روانی و در نهایت جنگ ترکیبی ادامه یافته است. در این گزارش، تلاش شده است با نگاهی تحلیلی، پیوند میان حادثه طبس، سابقه تقابل آمریکا با ایران و تحولات اخیر از جمله آنچه از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، بررسی شود.
 

طبس؛ شکست یک عملیات و آغاز یک روایت
 

 در اردیبهشت سال ۱۳۵۹، عملیات نظامی آمریکا با هدف آزادسازی گروگان‌های سفارت این کشور در تهران، در صحرای طبس با شکست مواجه شد. طوفان شن و بروز نقص‌های فنی در تجهیزات نظامی، باعث شد این عملیات بدون دستیابی به اهداف خود متوقف شود.
 

 حجت‌الاسلام مهدی اکبرنژاد عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار» گفت: حادثه طبس را نباید صرفاً یک اتفاق نظامی دانست، بلکه این حادثه به یک نماد از شکست اراده قدرت‌های بزرگ در برابر اراده ملت ایران تبدیل شد.
 

 وی افزود: این واقعه در ذهنیت تاریخی مردم ایران به عنوان نشانه‌ای از حمایت الهی و در عین حال ضعف ساختاری دشمن در مواجهه با یک ملت مقاوم تثبیت شد.
 

 حادثه طبس از همان ابتدا وارد ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور شد و به عنوان سندی از ناکامی آمریکا در مواجهه مستقیم با ایران مورد استناد قرار گرفت. این حادثه همچنین باعث شد رویکرد آمریکا در قبال ایران تغییر کرده و از تقابل مستقیم به سمت استفاده از ابزارهای غیرمستقیم حرکت کند.
 

آغاز جنگ‌های غیرمستقیم؛ از تحریم تا جنگ تحمیلی
 

 پس از شکست در طبس، ایالات متحده تلاش کرد از مسیرهای دیگری فشار بر ایران را افزایش دهد. یکی از مهم‌ترین این مسیرها، حمایت از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران بود.
 

 نصرت‌الله حیدری استاد دانشگاه آزاد ایلام در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: جنگ تحمیلی هشت‌ساله را باید نخستین نمونه جدی از جنگ نیابتی آمریکا علیه ایران دانست.
 

 وی افزود: آمریکا به‌صورت مستقیم وارد جنگ نشد، اما با حمایت‌های اطلاعاتی، تسلیحاتی و سیاسی از عراق، تلاش کرد جمهوری اسلامی را تضعیف کند.

 در این دوره، الگوی جدیدی از تقابل شکل گرفت که در آن، آمریکا به جای حضور مستقیم، از ابزارهای منطقه‌ای و متحدان خود استفاده می‌کرد. این الگو بعدها در قالب‌های پیچیده‌تری نیز ادامه یافت.
 

جنگ رمضان؛ نقطه عطفی در بازتعریف تقابل
 

جنگ رمضان نمونه‌ای از تحول در ماهیت تقابل میان ایران و دشمنانش است. این جنگ، نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه ترکیبی از عملیات‌های نظامی، رسانه‌ای، سایبری و اقتصادی بود.
 

 قدرت‌اله نیا صادق تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار «ایلام بیدار» گفت: جنگ رمضان نشان داد که دشمنان ایران دیگر به دنبال یک جنگ کلاسیک نیستند، بلکه از مجموعه‌ای از ابزارها برای ایجاد فشار استفاده می‌کنند.
 

 وی افزود: در این جنگ، عملیات نظامی تنها بخشی از ماجرا بود و بخش مهم‌تر آن، جنگ روایت‌ها و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بود.
 

 جنگ رمضان همچنین نشان داد که ایران نیز در طول سال‌های گذشته توانسته است خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و در حوزه‌های مختلف از جمله توان موشکی، پهپادی و جنگ سایبری به سطحی از بازدارندگی برسد.
 

جنگ ترکیبی؛ ادامه همان مسیر با ابزارهای جدید
 

 امروز تقابل میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که از آن به عنوان «جنگ ترکیبی» یاد می‌شود. در این نوع جنگ، ابزارهای مختلفی از جمله تحریم‌های اقتصادی، عملیات روانی، جنگ رسانه‌ای و حتی تحریک ناآرامی‌های داخلی به کار گرفته می‌شود.
 

یکی از فعالان رسانه‌ای ایلام در این خصوص گفت: جنگ ترکیبی در واقع ادامه همان تقابل تاریخی است که از طبس آغاز شد، اما اکنون با ابزارهای پیچیده‌تر دنبال می‌شود.
 

 وی افزود: در این نوع جنگ، هدف اصلی نه صرفاً ضربه نظامی، بلکه تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد شکاف در جامعه است.
 

 یکی از ویژگی‌های مهم جنگ ترکیبی، تلاش برای تغییر ادراک عمومی است. در این چارچوب، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به ابزارهای اصلی تبدیل شده‌اند.
 

نقش مردم؛ عنصر ثابت در همه تقابل‌ها
 

 یکی از مهم‌ترین نقاط مشترک میان حادثه طبس، جنگ تحمیلی و تحولات اخیر، نقش مردم در تعیین سرنوشت این تقابل‌هاست.
 

 حجت‌الاسلام اله‌نور کریمی‌تبار امام جمعه ایلام در گفتگو با خبرنگار ما گفت: آنچه در همه این سال‌ها باعث شکست دشمن شده، حضور و پشتیبانی مردم بوده است.
 

 وی افزود: در طبس، در دفاع مقدس و در شرایط امروز، این مردم هستند که با ایستادگی خود معادلات دشمن را بر هم می‌زنند.
 

 مردم ایران در طول این سال‌ها نشان داده‌اند که در برابر فشارها و تهدیدها، نه تنها عقب‌نشینی نمی‌کنند، بلکه با انسجام بیشتر به مقابله می‌پردازند.
 

تغییر راهبرد آمریکا؛ از تقابل سخت به جنگ شناختی
 

 بررسی روند تاریخی تقابل نشان می‌دهد که آمریکا به‌تدریج راهبرد خود را تغییر داده است. از عملیات مستقیم نظامی در طبس، به حمایت از جنگ نیابتی و در نهایت به جنگ شناختی و ترکیبی رسیده است.
 

 عباس میرزاد معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار ایلام در این باره گفت: امروز بخش عمده‌ای از جنگ علیه ایران در حوزه اقتصاد و ذهن مردم جریان دارد.

 وی افزود: تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی با هدف ایجاد نارضایتی در جامعه طراحی شده‌اند، اما تجربه نشان داده که این ابزارها نیز نتوانسته‌اند به اهداف خود برسند.
 

 این تغییر راهبرد نشان‌دهنده آن است که دشمنان ایران به این نتیجه رسیده‌اند که تقابل مستقیم نه تنها نتیجه‌بخش نیست، بلکه ممکن است هزینه‌های سنگینی برای آنها داشته باشد.
 

پیوند تاریخی؛ از طبس تا جنگ امروز
 

 حادثه طبس، جنگ تحمیلی، جنگ رمضان و جنگ ترکیبی امروز، همگی حلقه‌هایی از یک زنجیره هستند؛ زنجیره‌ای که نشان‌دهنده تداوم یک تقابل تاریخی است.

 این تقابل اگرچه در ظاهر تغییر شکل داده، اما در ماهیت خود همچنان همان هدف اولیه را دنبال می‌کند: تضعیف جمهوری اسلامی ایران.
 

 در مقابل، ایران نیز با تکیه بر توان داخلی و حمایت مردمی، تلاش کرده است این تقابل را مدیریت کرده و از آن به عنوان فرصتی برای تقویت توانمندی‌های خود استفاده کند.
 

 مرور حادثه طبس و تحولات پس از آن نشان می‌دهد که تقابل میان ایران و آمریکا نه یک رویداد مقطعی، بلکه یک روند مستمر و چندلایه است. از شکست عملیات نظامی در طبس تا جنگ ترکیبی امروز، این تقابل همواره ادامه داشته، اما در هر مرحله با پاسخ متفاوتی از سوی ایران مواجه شده است.
 

 آنچه در این میان اهمیت دارد، درک صحیح از ماهیت این تقابل و استفاده از تجربیات گذشته برای مواجهه با چالش‌های آینده است. تجربه طبس نشان داد که اتکا به اراده ملی و باور به توان داخلی می‌تواند حتی بزرگ‌ترین تهدیدها را نیز خنثی کند؛ درسی که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

 

 

انتهای خبر/ر