به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، با پایان تعطیلات نوروزی و بازگشت تدریجی فعالیتهای اقتصادی به روال عادی، اقتصاد ایران وارد یکی از حساسترین مقاطع خود شده است؛ مقطعی که میتوان آن را «آغاز آشکارشدن آثار واقعی جنگ» نامید. اگرچه در هفتههای ابتدایی درگیری، به دلیل تعطیلی بخش قابلتوجهی از بازارها و کاهش سطح فعالیت کسبوکارها، بخشی از تبعات اقتصادی جنگ در لایههای پنهان باقیمانده بود، اما اکنون با بازگشایی بازارها، این آثار بهتدریج در شاخصهای کلان، رفتار بازیگران اقتصادی و فضای روانی جامعه نمایان میشود.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر عامل دیگری اهمیت پیدا میکند، نحوه مدیریت همزمان سه مؤلفه «واقعیت اقتصادی»، «ادراک عمومی» و «روایت رسانهای» است؛ سه مؤلفهای که در صورت عدم هماهنگی، میتوانند بهسرعت به شکلگیری شوکهای جدید در اقتصاد منجر شوند.
اقتصاد در مواجهه با شوک سهگانه
کارشناسان اقتصادی معتقدند اقتصاد ایران در این مقطع با یک «شوک همزمان تقاضا، عرضه و انتظارات» روبرو است. شوکی که از یک سو ناشی از انباشت تقاضای عقبافتاده در ایام تعطیلات و از سوی دیگر حاصل افزایش نااطمینانیها و تغییر در رفتار فعالان اقتصادی است.
رضا حیدری استاد اقتصاد دانشگاه ایلام در گفتگو با خبرنگار ما میگوید: در دوران تعطیلات نوروزی، بخشی از تقاضای مصرفی و سرمایهای بهتعویقافتاده و اکنون با بازگشایی بازارها، این تقاضا بهصورت یکباره وارد بازار میشود. این موضوع اگر با محدودیتهای عرضه همراه شود، میتواند به افزایش قیمتها و ایجاد نوسانات منجر شود.

وی میافزاید: از طرف دیگر، انتظارات تورمی که در دوره تعطیلات تا حدی سرکوب شده بود، اکنون در حال آزادشدن است. این مسئله میتواند رفتارهای هیجانی در بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی کالاهای اساسی را تشدید کند.
بازگشت بازیگران و تصمیمهای حساس
در کنار این دو عامل، بازگشت فعالان اقتصادی به چرخه تصمیمگیری نیز یکی دیگر از مؤلفههای کلیدی این مقطع است. بسیاری از تولیدکنندگان، تجار و سرمایهگذاران در هفتههای گذشته در وضعیت انتظار قرار داشتند و اکنون باید در شرایطی تصمیمگیری کنند که سطح نااطمینانی همچنان بالاست.
مهدی مرادی از فعالان بخش صنعت در ایلام، در این باره میگوید: بسیاری از واحدهای تولیدی در ایام تعطیلات با حداقل ظرفیت کار کردند یا به طور کامل تعطیل بودند. حالا سؤال اصلی این است که آیا باید تولید را با ظرفیت کامل از سر بگیریم یا بااحتیاط حرکت کنیم؟ این تصمیم بهشدت تحتتأثیر فضای روانی بازار و سیگنالهایی است که از سیاستگذار دریافت میکنیم.
وی تأکید میکند: اگر فضای رسانهای و سیاستی به سمت ایجاد اطمینان حرکت کند، تولیدکننده هم با اطمینان بیشتری وارد میدان میشود. اما اگر نااطمینانی تشدید شود، طبیعی است که بسیاری ترجیح دهند دست نگه دارند.
نقش تعیینکننده ادراک عمومی
در چنین شرایطی، مدیریت ادراک عمومی به یکی از مهمترین وظایف سیاستگذاران و رسانهها تبدیل میشود. تجربههای گذشته نشان داده که در اقتصادهای درگیر بحران، گاهی «برداشت مردم از واقعیت» تأثیری بهمراتب بیشتر از خود واقعیت دارد.
فاطمه کریمی پژوهشگر حوزه اقتصاد رفتاری، در گفتگو با خبرنگار ما اظهار میکند: در شرایط نااطمینانی، مردم بیش از هر زمان دیگری به نشانهها و روایتها توجه میکنند. اگر این روایتها منفی باشد، حتی در صورت ثبات نسبی متغیرهای واقعی، رفتارهای هیجانی افزایش پیدا میکند.
وی ادامه میدهد: برای مثال، اگر این تصور در جامعه شکل بگیرد که قیمتها بهزودی افزایش شدیدی خواهد داشت، حتی بدون وجود کمبود واقعی، مردم به خریدهای هیجانی روی میآورند و همین رفتار، خود به افزایش قیمتها دامن میزند.
تهدید عملیات روانی و روایتسازی معاند
در کنار چالشهای داخلی، نباید از نقش جریانهای معاند در تشدید فضای روانی غافل شد. به گفته کارشناسان، این جریانها در مقاطع حساس اقتصادی، با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، تلاش میکنند با القای ناامیدی و بزرگنمایی مشکلات، فضای عمومی را ملتهب کنند.

یکی از فعالان رسانهای در ایلام، دراینخصوص میگوید: یکی از محورهای اصلی عملیات روانی دشمن، ایجاد این تصور است که اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی قرار دارد. این در حالی است که بسیاری از این روایتها مبتنی بر دادههای غیرواقعی یا تحلیلهای جهتدار است.
وی تأکید میکند: هدف اصلی این جریانها، جلوگیری از بازگشت اقتصاد به شرایط عادی و ایجاد اختلال در روند تولید و توزیع است؛ بنابراین مقابله با این جریان، نیازمند تولید محتوای دقیق، شفاف و اقناعکننده از سوی رسانههای داخلی است.
سه ریسک کلیدی در روزهای ابتدایی بازگشایی
بررسیها نشان میدهد بازارها در روزهای ابتدایی پس از تعطیلات با سه ریسک مهم مواجه هستند:
نخست، انباشت تقاضای عقبافتاده؛ این عامل میتواند به افزایش ناگهانی فشار بر بازارها منجر شود، بهویژه در حوزه کالاهای مصرفی و خدمات.
دوم، آزادشدن انتظارات سرکوبشده؛ این موضوع میتواند رفتارهای سفتهبازانه را در بازارهای مالی تشدید کند.
سوم، بازگشت بازیگران به تصمیمگیری؛ تصمیمهایی که در این مقطع اتخاذ میشود، میتواند مسیر بازارها را در ماههای آینده تعیین کند.
علی محمدی کارشناس بازار در این باره میگوید: اگر این سه ریسک بهدرستی مدیریت نشود، ممکن است شاهد شکلگیری یکچرخه معیوب باشیم؛ افزایش قیمتها باعث افزایش انتظارات تورمی میشود و این انتظارات دوباره به افزایش قیمتها دامن میزند.
اهمیت سیاستگذاری هوشمندانه
در چنین شرایطی، نقش سیاستگذار اقتصادی بیش از هر زمان دیگری پررنگ میشود. اتخاذ سیاستهای دقیق، بهموقع و هماهنگ میتواند از تبدیل این شوکها به بحران جلوگیری کند.
زهرا عباسی عضو هیأت علمی دانشگاه ایلام، معتقد است: در این مقطع، سیاستگذار باید به طور همزمان سه هدف را دنبال کند؛ کنترل نوسانات، حفظ جریان تولید و مدیریت انتظارات. تحقق این اهداف نیازمند هماهنگی میان نهادهای مختلف و پرهیز از تصمیمات شتابزده است.
وی میافزاید: یکی از مهمترین ابزارها در این زمینه، شفافیت است. هرچه اطلاعات دقیقتر و سریعتر در اختیار فعالان اقتصادی قرار گیرد، از شکلگیری شایعات و رفتارهای هیجانی کاسته میشود.
رسانهها در خط مقدم آرامسازی بازار
در کنار سیاستگذاران، رسانهها نیز نقش کلیدی در این مقطع ایفا میکنند. نحوه پوشش اخبار اقتصادی، انتخاب تیترها و تحلیلها میتواند تأثیر مستقیم بر فضای روانی جامعه داشته باشد.
سعید یوسفی خبرنگار اقتصادی، در این باره میگوید: در شرایط عادی، شاید یک خبر اقتصادی صرفاً یک خبر باشد، اما در شرایط بحرانی، همان خبر میتواند به یک سیگنال قوی برای بازار تبدیل شود؛ بنابراین مسئولیت رسانهها در این مقطع دوچندان است.
وی تأکید میکند: رسانهها باید ضمن بیان واقعیتها، از بزرگنمایی مشکلات و ایجاد ترس غیرضروری در جامعه پرهیز کنند. درعینحال، نباید به سمت انکار واقعیتها نیز حرکت کنند، چرا که این موضوع میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود.
تجربههای گذشته؛ چراغ راه آینده
نگاهی به تجربههای گذشته نشان میدهد اقتصاد ایران بارها با شرایط مشابه مواجه شده و توانسته از آن عبور کند. این تجربهها میتواند بهعنوان یک سرمایه مهم در مدیریت شرایط فعلی مورداستفاده قرار گیرد.
عبدالله ویسی از مدیران باسابقه اقتصادی استان ایلام، میگوید: در سالهای گذشته نیز شاهد شوکهای مختلف اقتصادی بودهایم؛ از تحریمها گرفته تا نوسانات شدید ارزی. در بسیاری از این موارد، آنچه به عبور از بحران کمک کرده، ترکیبی از مدیریت صحیح و همراهی مردم بوده است.
وی ادامه میدهد: امروز هم اگر بتوانیم این دو عامل را در کنار هم حفظ کنیم، میتوانیم از این مقطع عبور کنیم و حتی آن را به فرصتی برای تقویت ساختارهای اقتصادی تبدیل کنیم.

باوجود تمامی چالشها و ریسکهای پیشرو، برخی کارشناسان معتقدند این مقطع میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستها و تقویت تابآوری اقتصاد باشد.
اقتصاد ایران اکنون در نقطهای قرار دارد که تصمیمهای امروز، آینده آن را رقم خواهد زد. مدیریت صحیح بازگشایی پس از تعطیلات، کنترل شوکهای روانی، مقابله با عملیات رسانهای معاند و حمایت از تولید، چهار محور کلیدی است که میتواند مسیر حرکت اقتصاد را مشخص کند.
در نهایت، آنچه تعیینکننده خواهد بود، نه صرفاً شدت شوکها، بلکه نحوه مواجهه با آنهاست. اگر این مواجهه مبتنی بر عقلانیت، هماهنگی و درک صحیح از شرایط باشد، میتوان امیدوار بود که اقتصاد کشور نهتنها از این مرحله عبور کند، بلکه با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه دهد.
انتهای خبر/ر
