به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، در حالی که تحولات میدانی و رسانهای جنگ اخیر به نقطه حساسی رسیده، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره «تعلیق پنجروزه حمله به زیرساختها» و همزمان طرح موضوع «مذاکره با ایران» موجی از تحلیلها، واکنشها و البته برخی اختلافنظرها را در بخشی از افکار عمومی کشور ایجاد کرده است؛ موضوعی که بسیاری از کارشناسان آن را نه یک تغییر واقعی در سیاستهای آمریکا، بلکه بخشی از یک «عملیات هوشمند روانی» برای اثرگذاری بر ذهن جامعه ایرانی ارزیابی میکنند.
این عملیات در شرایطی طراحی و اجرا شده که به گفته ناظران، انسجام داخلی و مقاومت میدانی ایران در طول بیش از سه هفته گذشته، بسیاری از محاسبات اولیه دشمن را با شکست مواجه کرده و حالا میدان نبرد، بیش از هر زمان دیگری به عرصه «روایتها» و «جنگ ادراکها» کشیده شده است.
روایت یک سناریو؛ وقتی رسانه جای میدان را میگیرد
در نخستین ساعات انتشار اظهارات رئیسجمهور پیشین آمریکا، برخی رسانههای غربی با برجستهسازی واژههایی چون «تعلیق»، «فرصت مذاکره» و «انعطافپذیری»، تلاش کردند تصویری متفاوت از آنچه در میدان میگذرد، ارائه دهند. در این روایت، آمریکا بهعنوان بازیگری معرفی میشود که در پی کاهش تنش و حرکت به سمت گفتگو است.
اما در مقابل، مقامات رسمی ایران این ادعاها را بهصراحت رد کرده و آن را «فاقد واقعیت» توصیف کردند. این تضاد آشکار میان دو روایت، دقیقاً همان نقطهای است که کارشناسان از آن بهعنوان «هدف اصلی عملیات روانی» یاد میکنند.

مهدی سلیمانی، تحلیلگر مسائل بینالملل در گفتگو با خبرنگار ما میگوید: وقتی یک روایت رسانهای شکل میگیرد که هیچ انطباقی با واقعیت میدانی ندارد، باید بهدنبال اهداف پنهان آن بود. اینجا ما با یک پروژه طراحیشده مواجه هستیم که هدفش نه اطلاعرسانی، بلکه اثرگذاری بر ذهن مخاطب است.
هدف اول؛ ایجاد تردید در افکار عمومی
به گفته کارشناسان، یکی از اصلیترین اهداف این عملیات، ایجاد «تردید» در میان مردم نسبت به واقعیتهای جاری است. وقتی بخشی از جامعه با دو روایت کاملاً متضاد مواجه میشود یکی از سوی مقامات داخلی و دیگری از سوی رسانههای خارجی زمینه برای شکلگیری پرسشها و حتی بیاعتمادی فراهم میشود.
سلیمانی در اینباره توضیح میدهد: این تکنیک بهطور کلاسیک در جنگهای شناختی استفاده میشود. شما بهجای اینکه یک دروغ ساده بگویید، چند روایت متناقض را همزمان منتشر میکنید تا مخاطب در تشخیص حقیقت دچار سردرگمی شود.
در چنین فضایی، حتی اگر روایت نادرست باشد، صرف ایجاد شک و دودلی میتواند به هدف طراحان عملیات کمک کند.
مهلت پنجروزه یا یک عملیات فریب؟
یکی از نکات قابلتوجه در اظهارات اخیر ترامپ، تعیین یک «بازه زمانی پنجروزه» برای تعلیق حملات است؛ موضوعی که برخی تحلیلگران آن را نشانهای از یک «عملیات فریب» میدانند.
علی رضایی، کارشناس مسائل راهبردی، در گفتگو با ایلام بیدار میگوید: در ادبیات نظامی، اعلام مهلت زمانی از سوی دشمن، لزوماً بهمعنای توقف واقعی عملیات نیست. گاهی این اقدام برای منحرف کردن توجه، ایجاد غفلت یا حتی آمادهسازی یک سناریوی دیگر انجام میشود.

وی تأکید میکند: این احتمال وجود دارد که در پس این مهلت اعلامی، برنامهریزی برای اقدامات دیگر در دستور کار باشد. بنابراین، مهمترین پیام در این شرایط، ضرورت هوشیاری کامل مردم و مسئولان است.
خط قرمز امنیت؛ پرهیز از تخریب و ترور شخصیتی
یکی دیگر از محورهای برجسته در تحلیل عملیات اخیر، تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان است. برخی شواهد نشان میدهد که بخشی از این پروژه، بر تخریب چهرههای مدیریتی و ایجاد بدبینی نسبت به تصمیمگیران کشور متمرکز شده است.
در همین راستا، کارشناسان نسبت به خطر «ترور شخصیتی» هشدار میدهند؛ پدیدهای که میتواند در نهایت به تضعیف انسجام داخلی منجر شود.
الهام کریمی، جامعهشناس سیاسی، در اینباره میگوید: وقتی اعتماد عمومی نسبت به مسئولان کاهش یابد، تصمیمگیریهای کلان با چالش مواجه میشود. این دقیقاً همان چیزی است که دشمن بهدنبال آن است.
وی همچنین به یک نکته مهم اشاره میکند: در شرایط جنگی، حتی برخی مطالبات رسانهای میتواند ناخواسته در خدمت اهداف دشمن قرار گیرد؛ بهویژه اگر بهگونهای مطرح شود که زمینه رصد و شناسایی مسئولان را فراهم کند.
روایت میدان؛ ۲۵ روز ایستادگی و تغییر معادلات
در کنار تمام این تحولات رسانهای، واقعیتهای میدانی تصویر متفاوتی را نشان میدهد. به گفته منابع رسمی، در طول ۲۵ روز گذشته، ایران توانسته با وجود فشارهای گسترده و حتی شهادت برخی فرماندهان، مدیریت صحنه را در دست بگیرد.
حجتالاسلام محمدرضا امیری، کارشناس مسائل سیاسی، در اینباره میگوید: اگر به اهداف اولیه دشمن نگاه کنیم — از جمله ایجاد بیثباتی، فشار اقتصادی شدید و حتی تغییر ساختار سیاسی — میبینیم که هیچکدام محقق نشده است.
وی ادامه میدهد: در مقابل، ایران توانسته ضمن حفظ ثبات داخلی، پاسخهای مؤثری در حوزههای مختلف ارائه دهد؛ از مدیریت بازار و تأمین کالاهای اساسی گرفته تا پاسخهای میدانی به تحرکات خارجی.
از میدان تا اقتصاد؛ ضربه به معادلات جهانی
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این جنگ، تأثیرات آن بر اقتصاد جهانی است. به گفته تحلیلگران، تحولات اخیر باعث شده بازارهای انرژی با نوسانات قابلتوجهی مواجه شوند.
سعید مرادی، اقتصاددان، در گفتگو با خبرنگار ما میگوید: هرگونه تنش در منطقه، بهویژه در حوزه خلیج فارس، بلافاصله بر قیمت نفت و گاز تأثیر میگذارد. این موضوع نهتنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت دارد.
وی اضافه میکند: اینکه برخی قدرتها بهدنبال کنترل روایتها هستند، دقیقاً به همین دلیل است؛ چراکه افکار عمومی میتواند بر تصمیمات اقتصادی و سیاسی تأثیرگذار باشد.
شکست پروژه انزوا؛ موج حمایتهای بینالمللی
در کنار تمام این مسائل، یکی از تحولات مهم روزهای اخیر، افزایش حمایتهای خارجی از ایران است؛ موضوعی که به گفته ناظران، نشاندهنده شکست پروژه «انزوای ایران» است.
در روزهای گذشته، شخصیتها و گروههای مختلف در کشورهای گوناگون، با انتشار بیانیهها و برگزاری تجمعات، اقدامات خصمانه علیه ایران را محکوم کردهاند.
ناصر حیدری، استاد روابط بینالملل، در اینباره میگوید: وقتی افکار عمومی در سطح جهانی نسبت به یک موضوع حساس میشود، دولتها نیز نمیتوانند بهراحتی از کنار آن عبور کنند. این مسئله میتواند معادلات سیاسی را تغییر دهد.
جنگ روایتها؛ میدان تعیینکننده آینده
با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز این تقابل، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که جنگ وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحلهای که در آن، «روایتها» به اندازه «واقعیتها» اهمیت دارند.

سلیمانی در جمعبندی تحلیل خود میگوید: در دنیای امروز، پیروزی فقط در میدان نظامی تعریف نمیشود. کشوری که بتواند روایت خود را به افکار عمومی تحمیل کند، دست بالا را خواهد داشت.
انسجام ملی، کلید عبور از جنگ شناختی
برآیند تمامی این تحلیلها نشان میدهد که آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ انسجام داخلی و افزایش سطح آگاهی عمومی است. عملیاتهای روانی و رسانهای، زمانی موفق میشوند که بتوانند شکاف ایجاد کنند؛ اما اگر جامعهای با درک صحیح از شرایط، مسیر خود را ادامه دهد، این عملیاتها نهتنها بیاثر خواهند شد، بلکه میتوانند به تقویت موقعیت آن کشور نیز منجر شوند.
در نهایت، آنچه تعیینکننده نتیجه این نبرد خواهد بود، نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی، بلکه «قدرت درک، تحلیل و روایت» است؛ قدرتی که اگر با وحدت ملی همراه شود، میتواند معادلات را بهطور کامل تغییر دهد.
انتهای خبر/ر
