ایلام بیدار15:19 - 1405/01/05
تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل مطرح کرد:

روایت‌سازی ترامپ زیر سایه واقعیت‌های میدانی شکست

تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل گفت: به نظر می‌رسد ادعای مذاکره بیش از آنکه یک روند واقعی باشد، ابزاری برای خرید زمان و مدیریت فشارها است در حالی که هم‌اکنون هم آمریکا شکست سختی از ایران خورده است.

قدرت‌اله نیاصادق در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار» گفت: آنچه این روزها از سوی مقامات آمریکایی، به‌ویژه دونالد ترامپ درباره «مذاکره با ایران» مطرح می‌شود، بیش از آنکه یک واقعیت میدانی باشد، بخشی از یک عملیات پیچیده رسانه‌ای و روانی است. در واقع، این ادعاها را باید در چارچوب جنگ روایت‌ها تحلیل کرد؛ جایی که طرف مقابل تلاش می‌کند با دستکاری افکار عمومی، معادلات واقعی را به نفع خود تغییر دهد.

 

وی افزود: در دنیای امروز، رسانه‌ها فقط ابزار اطلاع‌رسانی نیستند بلکه به‌نوعی «حکمرانی بر ذهن‌ها» را بر عهده دارند. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که القای وجود مذاکره، حتی اگر دروغ باشد، می‌تواند چند هدف مهم را دنبال کند؛ از جمله ایجاد آرامش کاذب در بازارهای جهانی به‌ویژه انرژی، کاهش فشار افکار عمومی در داخل آمریکا و اروپا، و همچنین ایجاد شکاف و تردید در داخل ایران. این تردید می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز کند؛ از بی‌اعتمادی نسبت به مسئولان تا ایجاد دوگانگی در جامعه درباره ادامه مسیر مقاومت یا تمایل به سازش.

 

تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل گفت: نکته مهم اینجاست که این سناریوها زمانی موفق می‌شوند که با واقعیت‌های میدانی همخوانی داشته باشند، در حالی که امروز صحنه واقعی تحولات، خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد. در داخل کشور، نه‌تنها نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود، بلکه انسجام اجتماعی و حضور مردم در صحنه‌های مختلف، پررنگ‌تر از گذشته شده است. این مسئله نشان می‌دهد که پروژه ایجاد تفرقه و بی‌اعتمادی آن‌طور که طراحانش انتظار داشتند، پیش نرفته است.

 

وی ادامه داد: از سوی دیگر، مسئولان جمهوری اسلامی نیز تجربه‌های گذشته از جمله روند مذاکراتی را در کارنامه دارند و به همین دلیل، نسبت به این نوع فضاسازی‌ها آگاه هستند. به‌ویژه زمانی که ادعای مذاکره با ادبیات تهدید و فشار همراه می‌شود، طبیعی است که از سوی ایران به‌عنوان یک تاکتیک غیرقابل اعتماد تلقی شود. این موضوع باعث شده تا مواضع رسمی کشور، با صراحت و هماهنگی بیشتری بر عدم وجود چنین مذاکراتی تأکید داشته باشد.

 

نیاصادق تصریح کرد: آنچه در این میان اهمیت دارد، «برخورد واقعیت با روایت‌سازی» است. واقعیت‌های میدانی، از جمله تداوم فشارهای متقابل، تحرکات منطقه‌ای و پاسخ‌های عملی، به‌تدریج روایت‌های ساختگی را بی‌اعتبار می‌کند. به بیان دیگر، وقتی مردم و ناظران بین‌المللی شکاف میان ادعا و واقعیت را ببینند، اعتماد به روایت طرف مقابل کاهش می‌یابد.

 

وی خاطرنشان کرد: یکی از تحولات قابل توجه در این مقطع، تغییر در موازنه رسانه‌ای است. امروز دیگر تنها رسانه‌های غربی تعیین‌کننده روایت غالب نیستند، بلکه رسانه‌های ایرانی نیز توانسته‌اند در انتقال پیام و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش فعالی ایفا کنند. حتی گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد محتوای منتشرشده از سوی منابع رسمی ایران، به‌سرعت در سطح منطقه و حتی در سرزمین‌های اشغالی بازنشر می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل در پایان گفت: در مجموع، به نظر می‌رسد ادعای مذاکره بیش از آنکه یک روند واقعی باشد، ابزاری برای خرید زمان و مدیریت فشارهاست. اما در نهایت، این واقعیت‌های میدانی و میزان انسجام داخلی کشورهاست که تعیین می‌کند کدام روایت ماندگار شود. اگر این انسجام حفظ شود، نه‌تنها اهداف عملیات روانی محقق نخواهد شد، بلکه می‌تواند به تقویت موقعیت ایران در عرصه بین‌المللی نیز منجر شود.

 

انتهای خبر/ر