به گزارش ایلام بیدار ، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سهشنبه) هم زمان با سالروز شهادت شهید مطهری و روز معلّم، در دیدار جمعی از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور فرمودند: مسئله زبان، ملیت و پرچم از مسائل اساسی و مهم است. دانشآموز باید به ایرانی بودن خود افتخار کند که افتخار هم دارد.
ایشان تأکید کردند: باید هویت ایرانی و اسلامی و شخصیت ملی را در کودکان کشور زنده کنیم.
مهمترین محورهای بیانات حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
- یاد شهید عزیزمان مرحوم آیتالله مطهری را گرامی میدارم که به معنای واقعی کلمه یک معلم بود. همهی آن خصوصیاتی که ما در معلمین مدارسمان یا مدرسین دانشگاههایمان انتظار داریم، در این مرد وجود داشت. علم داشت، تعهد داشت، دقت داشت، پیگیری داشت، نظم و انضباط در کار داشت.
- بحمداللّه شهادت او هم برکاتی برای کشور داشت. خود ایشان که خب به مقامات عالی رسید و آثار ایشان در اثر این شهادت در دل جامعه جا باز کرد و من توصیه میکنم نوشتههای ایشان و تنظیمشدههای سخنرانیهای ایشان را حتماً بهخصوص معلمین، اینها را نگاه کنند، بخوانند.
- اولین مطلبی که در باب معلم باید بنده امروز عرض بکنم، سپاس از جامعه معلمان است؛ این سربازان گمنام نظام اسلامی و اسلام و مسلمین که در اطراف کشور در دورترین نقاط کشور بیسروصدا مشغول کارند، مشغول مجاهدتاند. با سختیها، با مشکلات فراوان دارند کار میکنند. درواقع فرزندان ملّت را این جامعهی معلّمین دارند تربیت میکنند و آنها را برای آیندهی روشنی آماده میکنند.
- معلّم در واقع معمار آیندهی کشور است. امروز شما دارید فردای کشور را میسازید.
- مسئله زبان، ملیت و پرچم از مسائل اساسی و مهم است.
- دانشآموز باید به ایرانی بودن خود افتخار کند که افتخار هم دارد.
- باید هویت ایرانی و اسلامی و شخصیت ملی را در کودکان کشور زنده کنیم.
- چرا در آموزشوپرورش بیثباتی در مدیریت وجود دارد؟
- ده سال اخیر، پنج وزیر و چهار سرپرست سرکار آمدند؛ این چیز عجیبی است...
- تقویت مدارس دولتی مهم است.
- نباید جوری باشد در کشور که وقتی گفته میشود مدرسه دولتی اولین چیزی که مقابل انسان نقش میبندد، ضعف مدرسه است.
- وقتی به مدرسه دولتی کماعتنایی کنیم، معنایش این است که اگر کسی بنیه مالیاش آنقدر نبود که بتواند در مدرسهای که شهریه میگیرد ثبتنام کند، ناچار است که تن به ضعف بدهد؛ یعنی کسی که بنیه مالی ندارد، بنیه علمی هم نداشته باشد/ این بیعدالتی محض است و بههیچوجه قابلقبول نیست.
معلم شاگرد را مثل فرزند خودش بداند. شما در مورد پسر خودتان، دختر خودتان چه آرزوهایی دارید؟ نمیخواهید خوشبخت باشد؟ نمیخواهید سربلند باشد؟ نمیخواهید عاقل باشد؟ نمیخواهید باسواد باشد؟ نمیخواهید رفتار او احترامبرانگیز باشد در جوامع، در خانوادهها؟ انسان راجع به بچهاش این چیزها را میخواهد. عین همینها را از این شاگردتان هم بخواهید.
- در خلال درس با رفتار، با کردار، با بیان، ایمان را، صلاح را، صلاحیتهای انسانی را در این شاگرد پرورش بدهید فرض کنید فرزند خودتان است.
- این قضیهی کرونا و این آموزش مجازی و آموزش از راه دور ضربه زد واقعاً؛ یعنی اختلال ایجاد کرد در کارآموزش کشور. ممکن است که ما بگوییم با فضای مجازی و ارتباط ویدئویی و امثال اینها میشود درس را تعلیم داد؛ اما شاگرد، دانشآموز غیر از یادگیری و شنیدن درس احتیاج به حضور در فضای آموزشی دارد. احتیاج دارد به اینکه بین همسالان خود، همسانان خود حضور داشته باشد این همافزایی ایجاد میکند، این خیلی مهم است.
- سعی باید بشود که دانشآموز در مدرسه حضور پیدا بکند. مدرسه موضوعیّت دارد.
- به نظر بنده بعضی هنوز قادر نیستند نقش آموزشوپرورش را در پیشرفت همهجانبهی کشور درک کنند. یک خطای راهبردی در بین برخی از مسئولین درگذشته وجود داشته که خسارتهایی هم وارد آورده و آن کوچکانگاری این دستگاه حیاتی است.
- بعضی آن را بهصورت یک مزاحم نگاه کردند. اینها را من که عرض میکنم، چون حرفههایی را از خود افراد شنیدهام. بهصورت یک مجموعهی مصرفی نگاه میکردند و به بنده میگفتند که مثلاً فرض کنید فلان قدر از بودجهی کشور صرف آموزشوپرورش میشود. دنبالهاش چیست؟ دنبالهاش برونسپاری است؛ یعنی به چشم یک مزاحم به آموزشوپرورش نگاه میکردند.
- به نظر بنده عبور از گردنههای دشوار پیشرفت که ما دنبال پیشرفت همهجانبهی کشور هستیم، در این مسیر گردنههای دشواری وجود دارد، بدون کمک آموزشوپرورش عبور از این گردنهها ممکن نیست.
- مسیر کنونی آموزشوپرورش یک مسیری است به سمت دانشگاه؛ یعنی این که الان هست یک دالانی است از دبستان و دبیرستان به سمت دانشگاه. آیا این ضروری است؟ واقعاً باید همه همینطور بیایند عبور کنند بروند به سمت دانشگاه؟ این ضروری است؟ این اصلاً بهرهدِه هست برای کشور؟ من چند روز قبل از این در دیدار کارگران گفتم که ما یک تعداد زیادی دیپلمه را تبدیل میکنیم به کارشناسها و کارشناسهای ارشد بیکار و ناراضی و معترض که حق هم دارد. این همه درسخوانده، کار مناسب درسش وجود ندارد. یعنی روی اینها باید فکر کرد، واقعاً اینها را باید ملاحظه کرد.
- ما از معلّم توقّع داریم احساس مسئولیّت کند. این توقع، توقعِ بجایی است؛ اما در مقابل، در قبال معلّم هم باید احساس مسئولیّت بشود. وقتی نظام از معلّمین، جامعهی معلّمی، توقّعی دارد، باید در قبال این جامعه احساس مسئولیّت هم بکند. حالا این احساس مسئولیّت در همهی ابعاد است، فقط مسئلهی معیشت نیست. مسئلهی معیشت البتّه خیلی مهم است؛ اما فقط مسئلهی معیشت نیست. مسئلهی تجربهآموزی است، مهارتآموزی است، اینها، جزو وظایف است. اینها کارهایی است که باید انجام بگیرد؛ یعنی اینها احساس مسئولیّت دستگاه در قبال معلّم است.
- این فکر وجود داشته در بعضی از مسئولین کشور درگذشته که ما بیاییم آموزشوپرورش را از دولت جدا کنیم. بدهیم دست بخشهای خصوصی بروند، این خرج سنگین و این بودجهی سنگین را از دوش آموزشوپرورش برداریم. دستشان درد نکند، برای نابودکردن کشور فکر خوبی است این. شأن تعلیموتربیت شأن دولتی است. هیچ نظامی نمیتواند این شأن را از خودش دور کند، قابلتفکیک نیست از نظام. تربیت و تعلیم کشور به عهدهی نظام حاکم بر این کشور است. در همهی دنیا همینجور است. یک مواردی یک استثناهایی دارد مثل همین مدارس بهاصطلاح غیرانتفاعی که حالا در کشور وجود دارد. اینها موارد استثنایی است. قانون اساسی ما هم که این را بهصراحت بیان کرده؛ بنابراین مسئلهی برونسپاری معنیای ندارد. این شأن دستگاه حاکم قابلواگذاری نیست.
انتهای پیام/ر
