به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، دین اسلام اعیادی را معین کرده و توصیهها و دستوراتی در مورد آنها دارد. بهعنوانمثال فطر، قربان، غدیر، جمعه، مبعث نبی اکرم (ص) و میلاد ائمه (ع) را عید قلمداد میکند.
حال سؤال این است که این ایام چرا عید نامیده میشود؛ چه اتفاقی میافتد و چرا در مبعث و یا در غدیر یا فطر و قربان عید میگیریم؟ چرا هر هفته یک عید به نام جمعه داریم و خدای متعال آن روز را برای ما عید قرار داده است؛ مگر چه اتفاقی میافتد؟ عید یک باطنی دارد که آن باطن، در روز دیگری وجود ندارد. مثلاً شب جمعه با روزهای دیگر فرق میکند؛ درهای آسمانی در شب جمعه باز است و خیلی برکات برای سحر جمعه نقل شده است که در مورد روزهای دیگر چنین نقلهایی نداریم.
اعیاد یک حقیقت و باطنی دارند؛ آن باطن هم این است که یکدری بهسوی عالم بالا باز شده است و خدای متعال یک ابواب یا یک باب را بهسوی رحمت خودش و خیرات و معرفت و محبت بازکرده است و میگوید شما مسلمانها عید بگیرید و خوشحال باشید.
آیتالله میرباقری در این مورد میگوید: «اعیاد یک حقیقت و باطنی دارند؛ آن باطن هم این است که یکدری بهسوی عالم بالا باز شده است و خدای متعال یک ابواب یا یک باب را بهسوی رحمت خودش و خیرات و معرفت و محبت بازکرده است و میگوید شما مسلمانها عید بگیرید و خوشحال باشید...»
وی ادامه میدهد: مثلاً گفته شده که غدیر عید شماست؛ زیرا روزی است که درهای ولایت امیرالمؤمنین (ع) به دست وجود مقدس رسولالله (ص) گشوده شد و حضرت از جمال امیرالمؤمنین (ع) در عالم و حقیقت ولایت ایشان در عالم پردهبرداری کردند و آن روز را جشن میگیریم؛ و یا میفرمایند روزی که آن تجلی اعظم الهی یعنی بعثت نبی اکرم (ص) واقع شد، شما جشن بگیرید؛ یا آن روزی که یک حقیقتی از عالم بالا میآید و نوری نازل میشود و امامی متولد میشود شما جشن بگیرید. پس عیدی که اسلام برای ما قرار داده چنین است که حتماً یکدری به روی عالم غیب باز شده و باید مطمئن باشیم والا خدای متعال نمیفرمود بروید و جشن بگیرید.»
یکی از اعیادی که توصیه زیادی در بزرگداشت آن شده است عید مبعث است که از آن بهعنوان تجلی اعظم الهی در روایات یاد شده است.
در باب میلاد نبی اکرم (ص) در زیارت از راه دور ایشان هم آمده است: «بِأَنْ کَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلَادَتِهِ ظُلَمَ الْأَسْتَار وَ أَلْبَسْتَ حَرَمَکَ فِیهِ حُلَلَ الْأَنْوَار»؛ با میلاد حضرت حجابهای ظلمت برداشته شده است و بر حرم الهی، حُلّههایی از نور پوشیده شده است. اما در باب مبعث حضرت، آمده است: «بِالتَّجَلِّی الْأَعْظَمِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّم»؛ تجلی اعظم الهی در آن شب بر عالم ما واقع شده است.
آیتالله میرباقری در مورد بزرگداشت هرساله مبعث میگوید: «این که هرسال تکرار میشود یک شعاعی از آن تجلی و یک واقعیتی تکرار میشود؛ نه اینکه واقعاً یکبار بوده و ما یادبود آن سال را بگیریم. بحث این است که آن اتفاقی که افتاده، مکرراً یک تجلی پیدا میکند.»
بزرگترین نعمت الهی، بعثت نبی اکرم است و خدای متعال منتی به عظمت نعمت و منت نبی اکرم (ص) بر بندگانش ندارد «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» یعنی خداوند بر مؤمنین منت گذاشت
وی میافزاید: «بزرگترین نعمت الهی، بعثت نبی اکرم است و خدای متعال منتی به عظمت نعمت و منت نبی اکرم (ص) بر بندگانش ندارد «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» یعنی خداوند بر مؤمنین منت گذاشت. نعمت وقتی بزرگ و باعظمت باشد از او تعبیر به «منّ» میشود. زمانی که خدای متعال پیامبر گرامی اسلام را از بین خودشان مبعوث کرد، نعمت بزرگی را به مؤمنین عطا فرمود.»
آیتالله میرباقری با بیان این که روزی بزرگتر از مبعث وجود ندارد، با اشاره به فرازی از دعای شب مبعث یعنی «و با تجلی الاعظم فی هذه اللیله من الشهر المعظم» میگوید: «شاید این «تجلی الاعظم» حقیقت قرآن و باطن قرآن باشد «لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه و لکن لا یبصرون» حضرت فرمود خدای متعال در قرآن تجلی کرده، اما شما چشم ندارید؛ اگر چشمتان باز میشد تجلیات الهی را در کتاب میدیدید. این تجلی بر قلب نبی اکرم وارد شد و همه حکمت را خدا به این پیغمبر داد و از شبی که مبعوث شد خداوند دستور داد که شما مدینه حکمت هستی، برو و حکمت را به مردم برسان و مردم را حکیم کن.» یکی از اوصاف پیامبر اکرم این است که قرآن میفرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمة» یعنی پیامبر بناست کتاب و حکمت را به مردم بیاموزد.
آیتالله جوادی آملی در این باره میگوید: شاخصترین تأثیر بعثت نبوی بر تمدّن بشری همانا احیای آن به نفخ روح معنویت و پرستش خدا و پرهیز از بت هوا است. از بارزترین تأثیر بعثت نبوی بر فرهنگ و تمدن، گسترش دانش در جوامع بشری است. خداوند سبحان رسول اعظم (ص) خود را معلّم کتاب و حکمت معرفی فرمود «وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» و حضرت رسول(ص) فراگیری علم را لازم دانست و فنون گوناگون دانشِ لازم را بیان نمود: «انّما العلم ثلاثة: آیة محکمة و فریضة عادلة و سنّة قائمة» و تمام علوم، از عقاید، اخلاق، فقه، حقوق و فنون ضروری و سودمند جامعه را در این مثلّث به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تعبیه فرمود و خود را به عنوان مدینه علم معرفی کرد «أنا مدینةُ العلم وعلیٌّ بابها» و با چنین تعریفی میتوان از آن حضرت به مدائنالعلوم یاد کرد.»
یکی از اعمالی که در روز مبعث وارد شده است و نشانه حقایقی در باطن آن است این است که مبعث روز زیارت مخصوص امیرالمؤمنین است. آیتالله میرباقری دلیل این امر را اینگونه میخواند: «روز مبعث، روز زیارت مخصوص امیرالمؤمنین هم هست؛ شاید به این دلیل باشد که چون درهای حکمت امروز باز شده است؛ تا امروز راه رسیدن به حکمت نبی اکرم در این عالم بسته بود؛ البته انبیا در عالم ارواح شاگرد پیغمبر بودند و از پیامبر حکمت گرفتند؛ ملائکه و جبرئیل و میکائیل در مقام عرش از نبی اکرم حکمت یاد میگرفتند؛ ولی برای ما زمینیها باب حکمت نبی اکرم امروز باز شده است؛ امروز میتوانیم با نبی اکرم رشد پیدا کنیم. امروز است که نور نبی اکرم در خانه نبی اکرم و در عالم دنیا آمده است و عالم دنیا را نورانی کرده؛ پس از امروز میشود وارد خانه نبی اکرم شد. حالا ما که میخواهیم وارد خانه حضرت بشویم، باید از کجا وارد بشویم؟ «انا دار الحکمة و علی بابها» در روز بعثت در باز شده و میشود وارد بیت النبوة بشویم؛ ولی باید از باب امیر المومنین وارد بشویم، راههای دیگر بسته است؛ روز بعثت نبی اکرم روز زیارت مخصوص امیرالمؤمنین است.»
ما که میخواهیم وارد خانه حضرت بشویم، باید از کجا وارد بشویم؟ «انا دار الحکمة و علی بابها» در روز بعثت در باز شده و میشود وارد بیت النبوة بشویم؛ ولی باید از باب امیرالمؤمنین وارد بشویم، راههای دیگر بسته است؛ روز بعثت نبی اکرم روز زیارت مخصوص امیرالمؤمنین است
لذا شب بعثت هم یک شب بوده که تجلی اعظم شده؛ اما هرسال شب بعثت و روز بیست و هفتم یک شعاعی از آن تجلی در عالم میافتد. اگر در این روز یک نوری از نبی اکرم در قلب انسان بیفتد «مطمئن القلوب» خواهد شد؛ لذا طبق این حدیث «انا مدینة العلم و علی بابها» اگر روز بعثت نبی اکرم، نور نبی اکرم در عالم آمده و هرسال هم تکرار میشود و اگر میخواهیم از این نور برخوردار شویم باید از طریق امیر المومنین وارد شویم. اگر در مبعث، نور نبوت نبی اکرم در عالم ظهور پیدا کرد و حقیقت قرآن تجلی کرد و اگر میخواهیم به آن حقیقت قرآن و به آن حقیقت حکمت برسیم، باید از باب امیرالمؤمنین وارد شویم.
یکی از مسائلی که در باب مبعث قابلتوجه است و تامل دوباره در مورد آن خالیازلطف نیست، نگاهی به آیات ابتدایی سوره علق است که بر پیامبر نازل شد.
نظر مرحوم علامه طباطبایی در مورد فراز اول این سوره این است که کلمه «اقْرَأْ» که در آغاز وحی به نبی اکرم (ص) گفته میشود، به معنای دستور به تلقی و دریافت وحی است. وحی امر عظیم و بسیار مهمی است و قرار است با این وحی، عالَم راهبری شود. خداوند با دستور «اقْرَأْ» به پیامبر اکرم دستور میدهد که آماده دریافت وحی باشد. این برداشت از کلمه «اقْرَأْ» به این خاطر است که قرائت به معنای جمعکردن حروف و کلمات با هم است و به هر خواندنی قرائت گفته میشود، خواه در ذهن بخواند، خواه به لفظ آوره و تلفظ شود و خواه اینکه شخصی کتابی را قرائت کند و به سمع دیگران برساند که این نوع از قرائت قرائتی خاص است و از آن به تلاوت هم یاد میشود. اینکه خداوند متعال میفرماید: «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِه» یعنی کلمات الهی را بهگونهای تلفظ میکند که دیگران هم بشنوند.
آیتالله میرباقری در این باره توضیح میدهد: «در رابطه کلمه «اقْرَأْ» نظر علامه طباطبایی این است که این اقْرَأْ در آغاز وحی، دستور به خواندن قرآن برای دیگران نیست. درست است که خداوند دستور داده تا پیامبر اکرم قرآن را برای مردم تلاوت کند که فرمود: «لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ» اما این دستور در آغاز وحی به معنای قرائت و تلفظ بر مردم نیست؛ بنابراین قرائت به معنای تلقی وحی است و در این آیه شریفه به این معناست کتابی که به شما عطاء میشود را بخوان و تلقی کن. گویا با خواندن، وحی در حضرت محقق میشود. در این آیه میفرماید: «اقْرَأْ» یعنی این قرآن را بخوان و تلقی کن که شاید منظور از «بِالتَّجَلِّی الْأَعْظَمِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ» که در دعای شب مبعث آمده است، همین تنزل حقیقت قرآن و روحی است که بر وجود مقدس نبی اکرم(ص) نازل شده است. این مرحله تلقی وحی و مبعوث شدن نبی اکرم(ص)، مرحله جدیدی از حضور حضرت در عالم است.»
خداوند متعال در ابتدای این فراز میفرماید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ» یعنی ای پیامبر وقتی میخواهی وحی را بخوانی و تلقی کنی، با استعانت از اسم پروردگارت آن را دریافت کن.
آیتالله میرباقری در این باره ادامه میدهد: علامه طباطبایی فراز اول را اینگونه معنا میکنند که خداوند به پیامبری دستور به تلقی وحی میدهد که بهحسب ظاهر مکتب نرفته و استاد ندیده و قرار است معلّمِ کل شود و در این عالم، وحی الهی را که جامع و مهیمن وحی تمام انبیا است دریافت کند.
بیان علامه طباطبایی دراینرابطه این است که گویا ممکن است دشوار به نظر بیاید پیامبری که به مکتب نرفته و استاد ندیده، کتابی را که دربردارنده تمام حقایق است دریافت کند. به همین خاطر خداوند اینگونه به پیامبر خطاب میکند و امیدواری میدهد آن خدایی که این انسان را از آن راه دور آورد و به او که از خون بستهای آفریده شده بود، تعلیم بالقلم کرد؛ این خدای متعال میتواند به شما وحی را القای کند؛ بنابراین شما نگران نباشید و باقوت این وحی الهی را دریافت کنید.»
طبق آیات قرآن وحی دفعتاً بر پیغمبر آمده، ولی این که حضرت جبرائیل میآمد و به نبی مکرم آیات را عرضه میداشت، ازاینجهت بود که میگفت الآن آن آیه را باید بگویی؛ لذا اینگونه نبود که آیات اول به حضرت جبرائیل آیات نازل شود و بعد به پیغمبر
آیتالله قرهی نیز در مورد فرازهای اولیه سوره علق میگوید: طبق آیات قرآن وحی دفعتاً بر پیغمبر آمده، ولی این که حضرت جبرائیل میآمد و به نبی مکرم آیات را عرضه میداشت، ازاینجهت بود که میگفت الآن آن آیه را باید بگویی؛ لذا اینگونه نبود که آیات اول به حضرت جبرائیل آیات نازل شود و بعد به پیغمبر. اگر اینطور بود که برعکس میشد؛ یعنی جبرائیل مقامش بالاتر میشد! آن هم آیاتی که قرآن میفرماید اگر این آیات بر جبل نازل میشد «لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً».
وی ادامه میدهد: «از خود «إقرأ» هم میشود همین را فهمید که قرآن اول دفعتاً نازل شده، حالا میگوید بخوان، «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ»؛ لذا همه اینها قبلاً بر قلب نازنین نبی مکرم آمده است. پیامبر اشرف همه انسانها و همه انبیا است. اگر کسی تصور کند قرآن اول بر جبرائیل نازل میشد، اشتباه است؛ یعنی اوّل جبرائیل باید خبر را بداند، بعد پیامبر؟! اصلاً این صحیح نیست و با آیات الهی ارتباط ندارد؛ لذا آیات الهی دفعتاً بر پیامبر نازل شده و بعد وحی که میآمد، بیان میکرد این آیه را بخوان. من با ادلهای هم که عرض کردم در باب نوع وحی، بر این نوع وحی قائل و مصر هستم و بنده غیر از این چیز دیگری را ندیدم؛ چون انسان اشرف مخلوقات است.»
وی ادامه میدهد: «از خود «إقرأ» هم میشود همین را فهمید که قرآن اول دفعتاً نازل شده، حالا میگوید بخوان، «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ»؛ لذا همه اینها قبلاً بر قلب نازنین نبی مکرم آمده است
منابع:
وی ادامه میدهد: «از خود «إقرأ» هم میشود همین را فهمید که قرآن اول دفعتاً نازل شده، حالا میگوید بخوان،
فرهنگنامه معین ج ۴،
مفاتیحالجنان،
شرح تاریخ پیامبر اسلام (ص)،
تفسیر المیزان،
وی ادامه میدهد: «از خود «إقرأ» هم میشود همین را فهمید که قرآن اول دفعتاً نازل شده، حالا میگوید بخوان،……………………………….…………………..
انتهای خبر/ر
