کد مطلب: 30003
تاریخ انتشار : 1396-09-02 08:55
این حادثه غمگین، این سوز سرمای حاکم بر دلهای داغدیده این ملت رنج کشیده٬ این آوارگان خون به دیده با شمیم عطر جانفزای رهبر عظیم شأن، التیامی دوباره می یابد و جانی تازه می گیرد.

محمد سبزی:: قلم در دست میگیرم تا از غمی جانگداز بنویسم از شبی ظلمانی که زیر این گنبد دوار به آرامی سپری می شد و در این سکوت شب صدای آرامش کودکان سرپل ذهاب بگوش می رسید که در خواب کودکانه به امید فردایی رنگین غرق در ارامش بودند.

ناگهان گهواره زمین چنان به لرزش آمد که خواب را بر چشمان آنان ابدی کرد، زمین لرزید و دل تمامی مادران آن سرزمین لرزید؛ دل تمامی ایرانیان لرزید. 

بگذار از دردی جانکاه بگویم از سوز سرمایی سخت که بر دلها حاکم شده، از مردمان خونگرم کرمانشاه که این روزها دلهایشان خونین است از دل دردمند مادری که این روزها زندگیش پر از غصه و درد است، از پدری که فرزندش را بی حس و حال از زیر آوار بیرون می کشد، از بغضی که گلوی همه را گرفته، از حادثه ای غمگین و از زلزله ای خونین.

بنویس ای قلم؛ اینجا کرمانشاه است ساعت 10 شب همه به امید زیستن فردا می خوابند، کودکی آرزوهای فردایش را نقاشی می کشد، دانش آموزی تکالیف فردایش را می نویسد اما افسوس فردا را زیر آوار خواهند گذراند.

آه ای قلم چگونه یارای نوشتن داری؟ چگونه طاقت نوشتن از پسر بچه ای داری که در زیر آوار مانند دفتر مشقش برگ برگ شده است؛ چگونه یارای نوشتن از دختری داری که مانند آرزوهایش زیر آوار جا مانده است. 
ای زلزله با ما چه میکنی؟ چرا غم را در اعماق وجودمان منجمد کردی؟ بس است دیگر، تا کی به دنبال زنان و‌کودکان و عزیزانمان در زیر آوار بگردیم ؟ تا به کی این چنین سنگدلی و‌ آدم خواری، چگونه دلت امد جوانان آرزو به دل را به کام مرگ کشاندی، دلت از بی خانمانی مردمان سرپل ذهاب به خون نیامده؟ دل من و دل همه ایرانیان از ابن حادثه خونین است.
و اما امید است که قدم های نورانی بزرگ مرد ایران، حامی قرآن و نایب امام عصر التیامی باشد بر دلهای مجروح این مردمان.
این حادثه غمگین، این سوز سرمای حاکم بر دلهای داغدیده این ملت رنج کشیده٬ این آوارگان خون به دیده با شمیم عطر جانفزای رهبر عظیم شان التیامی دوباره می یابد و جانی تازه می گیرد، بی شک نفس های گهربار رهبری فرزانه و دلسوز مرهمی بر دلهای مجروح این دیار خواهد بود.
رهبرا اکنون که با قدم های سبز خویش سرزمینم را مزین کردی جرعه ای از لطافت و خلوص فضایلت را بر دلهای رنج کشیده و آخته از خون این مردمان بنوشان تا التیامی باشد و امیدی به سوی فردا...

 

انتهای پیام/س

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب