کد مطلب: 38066
تاریخ انتشار : 1398-07-01 08:35
رزمنده ایلامی روایت جدیدی از رشادت رزمندگان شجاع ایلامی در دوران دفاع مقدس، نحوه محاصره رزمندگان در عملیات عاشورا و اسارت و شهادت آنان را بیان کرد.

به گزارش ايلام بيدار ، حماسه جاوید دفاع مقدس سرشار از خاطراتی است که حافظه تاریخ را پر از غرور و افتخار کرده است.

در این راستا بلاشک انتقال مفاهیم پرمغز دفاع مقدس ، مرهون راویانی است که با فصاحت و بلاغت خود ، چراغ تابناک مهر و مجاهدت را برافروخته و بیرق آزادی و ظفر را بر بام ایران اسلامی به اهتزاز درآورده اند.

"دوستعلی آزوغ"، از رزمندگان و فرماندهان لشکر امیرالمومنین(ع) در دوران دفاع مقدس در گفتگو با ایلام بیدار روایت جدیدی از رشادت شهید "عبدالمجید امیدی" رزمنده شجاع ایلامی در دوران دفاع مقدس و نحوه محاصره رزمندگان در عملیات عاشورا و اسارت و شهادت آنان را بیان کرد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: رزمنده و مجاهد مفقودالاثر شهید عبدالمجید امیدی از مبارزین و رزمندگان قبل از انقلاب بود که با شروع انقلاب اسلامی، قدمهای مثبتی را به همراه همرزمانش از جمله شهید بسطامی در هدایت دانش آموزان به سوی اهداف انقلاب برداشت.

با شروع جنگ تحمیلی، حاج عبدالمجید امیدی فعالیتش را در جبهه های حق علیه باطل آغاز کرد و در سال 61 به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد.

شهید عبدالمجید امیدی یک سری خصوصیات و صفات ویژه داشت از جمله اینکه به عبادت و نماز اهمیت ویژه می داد، جذبه عجیبی در چهره وی بود که به واسطه اخلاق حسنه و نیکوکاری وی بود.

آغاز عملیات عاشورا در میمک و محاصره رزمندگان

وی با اشاره به عملیات میمک و نحوه محاصره رزمندگان ایلامی گفت: عملیات عاشورا در منطقه میمک در مهرماه 63 به وقوع پیوست و شهید عبدالمجید امیدی در این عملیات شرکت کرد.

عملیات عاشورای میمک متاسفانه در شب اول با شکست مواجه شد و با شروع عملیات بارش باران آغاز شد.

روز دوم عملیات بود که ما متوجه شدیم که یگانها برگشته اند و جمعی از رزمندگان در پشت ارتفاعات میمک در منطقه ای بنان نیزار میمک در محاصره دشمن مانده اند.

پس از بررسی مشاهده کردیم که شهید بسطامی، زنده یاد حاج حیدر حسنی، شهید حسینی، شهید مجیدامیدی و جمعی دیگر از پاسداران ناب درجه یک در محاصره مانده اند.

رزمندگانی که در محاصره بودند از نظر امکانات غذایی نیز با مشکل مواجه بودند و بعد از برنامه ریزی هایی که انجام گرفت با بی سیم شان صحبت هایی صورت گرفت و آنها هم فهمیده بودند که در محاصره هستند.

تا چند روز امیدوار بودند که محاصره را بشکنند و پس از آن گفتند که خودشما فکری بکنید ولی محاصره آنها تنگ شده بود.

خیسی لباسها، تن زخمی برخی رزمندگان و بارش باران یک صحنه عجیبی را بوجود آورده بود.

تا یک هفته به وسیله گلوله های توپ غذای مختصری به داخل نیزار پرتاب می شد و با بی سیم به آنها اطلاع داده می شد، بعد از یک هفته باطری بی سیم آنها تمام شده بود و ارتباط کاملا قطع گردید.

بعد از یک هفته از محاصره، شهید بسطامی و چند نفر از رزمندگان برگشتند و گفتند که پشت سر هم می آمدیم که به یک گردنه رسیدیم و تیربار عراقی ها روی گردنه مستقر شده بود، ما گفتیم که باید با یک سرعتی خود را به این سمت پرت کنیم، نفر اول تا چهارم خود را به این سمت پرت می کنند نفر پنجم شهید عبدالمجید امیدی بود و بقیه نیز پشت سرش بودند که عراقی ها متوجه می وند و به سمتشان رگبار می گیرند.

چهار نفری که به سمت نیروهای خودی آمده بودند به مقر برگشتند ولی از بقیه هیچ خبری نداشتند.

در میان این رزمندگان، بچه های کرمانشاه، همدان و مشهد نیز وجود داشتند.

اسارت رزمندگان محاصره شده در نیزار توسط رژیم بعث

آزوغ ادامه داد: بعد از گذشت حدود یک سال، یکی از آن رزمندگان به نام سید میرمعینی که اهل کنگاور بود برگشتند، بنده بخاطر علاقه ای که به شهید عبدالمجید امیدی داشتم به کنگائر رفتم و به سید میرمعینی سرزدم.

این رزمنده کنگاوری بعلت جراحاتی که در نیزار برداشته بود، از ناحیه دست و پا فلج شده بود.

وقتی که سراغ شهید مجید امیدی را از او گرفتم، گفت که من و عبدالمجید با هم مجروح شدیم، در آن شب که بچه ها برگشتند، عراقی ها آمدند و نیزار را به آتش کشیدند ، تعدادی شهید شدند و ما را هم اسیر کردند که من و شهید مجید امیدی و یک نفر دیگر را به "رمادیه" بردند.

عبدالمجید مجروح شده بود منتها روی مجید حساس شده بودند و دیگر خبری از وی نشده بود و ما هم بی اطلاع از این رزمنده مجاهد بودیم.

ماجرای زنده دفن کردن اسیران ایرانی در بیمارستان رمادیه

رزمنده ایلامی با اشاره به ماجرای زنده دفن کردن رزمندگان ایلامی توسط رژیم بعث گفت: دیگر از عبدالمجید امیدی خبری نشد تا اینکه امیر سرتیپ نجفی از برادران ارتشی که مسئول کمیته تفحص بود، بعد از پیگیری های صورت گرفته به ما گفت که؛ جمعی از عزیزان و از جمله شهید عبدالمجید امیدی که مجروح بودند، بعثی های ملعون اینها را در همان صحن و حیاط بیمارستان رمادیه دفن کردند و موقعی که دفن شان کردند  جان در بدن داشتند و زنده بودند.

 

وی تصریح کرد: شهید جاویدالاثر "عبدالمجید امیدی" از شهدای عزیزی است که همه چشم به راه برگشت جسم عزیز ایشان هستند.

ذکر نام و یاد شهید امیدی هنوز بر زبان رزمندگان هم سنگرش جاری است و منتظر بازگشت جسم پاکش هستند و یاد و خاطره شهید عبدالمجید امیدی فراموش نشدنی است.

 

آزوغ اذعان کرد: یک بار به منزل ایشان رفتیم و به پدر و مادرش سر زدیم، دیدیم که مادرش جلوی باران ایستاده بودو به ما گفت که صورت زیبای مجید الان جلوی باران باشد و من زیر سقف بنشینم؟

پدر و مادرش در فراغ جانسوز عبدالمجید دار فانی را وداع گفتند و در آغوش گرفتن جسم مجید را به سرای آخرت بردند.

 

این فرمانده دفاع مقدس یادآور شد: باید بپذیریم که برای این انقلاب و این معماری که حضرت امام (ره) برای اسلام ناب محمدی ترسیم کرده اند هزینه داده ایم و پرچم سرخ شهادت با نثار خون جوانان پاک انقلاب به اهتزاز درآمده و امروز در حال گسترش در عالم است و هر روز پایه های پرچم انقلاب اسلامی مستحکم تر و افراد زیادی زیر چتر اسلام و انقلاب می آیند.

 

وی افزود: این پیروزی ها و عمر با برکت 40ساله انقلاب اسلامی به واسطه چشم دوختن به دنیای استکبار نبوده بلکه به واسطه ایستادگی و مقاومت بوده است که استکبار پلید را به زانو درآورده است.

 

آزوغ تاکید کرد: مسئولین ما بایستی پای بند به راه شهدا و اهداف بلند انقلاب اسلامی و آرمان امام راحل(ره) باشند.

انتهای پیام/ش

 

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب