رئیس بنیادحفظ آثار و نشرارزش های دفاع مقدس درپاسخ به ایلام بیدار:
40 اثر فاخر دفاع مقدس در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب تهیه شده است
کد مطلب: 32761
تاریخ انتشار : 1397-04-10 11:16
سردار کارگر گفت: 40 اثر فاخر دفاع مقدس در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب تهیه شده است.

به گزارش ايلام بيدار ، سردار "بهمن کارگر"، رئیس بنیاد آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس صبح امروز (یکشنبه) در نشست خبری با اصحاب رسانه و مطبوعات در محل استانداری ایلام گفت: سالانه شش میلیون نفر از یادمان های دفاع مقدس در سراسر کشور بازدید می کنند که در نوع آمار بسیار مناسبی است.

وی اظهار کرد: 80 درصد از شش میلیون آمار بازدید سالانه را جوانان تشکیل می دهند و این ارتباط نزدیک و تنگاتنک این قشر با دفاع مقدس و شهدا حکایت دارد.

کارگر افزود: جوانان امروزی حتی از جوانان دفاع مقدس هم بهتر هستند و انس بسیار زیادی با ارزش های انقلاب و نظام و شهدا و امام و رهبری گرفته اند و علاوه بر این به خوبی در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان ایستاده اند.

رئیس بنیاد آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به موزه های دفاع مقدس در استان ها اشاره و گفت: بنا داریم تا در 16 استان کشور در طی سال جاری موزه های دفاع مقدس را افتتاح کنیم که استان ایلام از جمله آنها است.

وی ادامه داد: تاکنون تعداد 700 کتاب در حوزه دفاع مقدس چاپ شده بود اما از سال 93 تاکنون بیش از دو هزار کتاب در کشو چاپ شده است.

کارگر بیان کرد: در این راستا به هر استان تعداد 30 کتاب سهمیه داده شده تا از این ظرفیت در راستای ترویج فرهنگ دفاع مقدس استفاده لازم شود.

رئیس بنیاد آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به مناطق عملیاتی دفاع مقدس اشاره و گفت: در کل کشور حدود دو هزار یادمان وجود دارد.

وی در ادامه به دهم تیرماه سالروز عملیات غرور آفرین کربلای یک و آزادسازی مهران قهرمان اشاره و گفت: از این عملیات بعنوان یک عملیات ملی نام برده می شود که همه تلاش کردند مهران را از دست متجاوزان بعثی پس بگیرند که با لطف خداوند و دلاوری های رزمندگان اسلام و مردم غیور استان ایلام این مهم تحقق یافت و موجبات شادی قلب امام راحل را تحقق ساخت.

کارگر تأکید کرد: نامگذاری عملیات کربلای یک و آزادسازی مهران در تقویم رسمی کشور حق مردم ایلام است و باید با جدیدت پیگیری شود.

تهیه 40 اثر فاخر دفاع مقدس در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار ایلام بیدار مبنی بر برنامه های این سازمان در آستانه چهل سالگی انقلاب گفت: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ستاد ویژه ای را برای این موضوع تشکیل داده است.

وی اظهار کرد: تلاش کردیم در این ستاد با بهره گیری از نظرات و موضوعات مطرح شده در راستای هر چه بهتر و باشکوه تر برگزار کردن چهل سالگی انقلاب نقش آفرینی کنیم.

کارگر افزود: مهمترین برنامه در نظر گرفته شده تهیه 40 اثر فاخر دفاع مقدس در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب است که معرفی خواهند شد.

 

انتهای پیام/س

دیدگاه‌ها

حاج عباس: تیرماه باهمه توانش پابه میدان گذاشته بودو گرما چهره رهگذران را مثل ضربات تازیانه آزار می داد. کم حوصله و کلافه از خونه بیرون زدم تا به اتفاق قباد رفتم سری به افراسیاب بزنیم. افراسیاب با دیدنِ ما لبخندی زد و گفت کاش چیزی دیگه از خدا خواسته بودم . اتفاقا می خواستم بیام سراغتون ، اگه شد یه سفرچندروزه بریم . احساس کردم حرفی روی زبونشِ اما نمیخواست لو بده. شایدم گفتنش براش سخت بود... قباد گفت: افراسیاب! می خوای چیزی بگی؟ چرا دل دل میکنی؟خوب بگو دیگه. افراسیاب گفت: قراره عملیات بشه ؛ هر دو باهم گفتیم کی ؟ کجا ؟ گفت مهران انشالله بزودی . من فردا میرم ،شما چه تصمیمی دارید ؟ قباد به فکر فرو رفت . بعد از چند لحظه گفت عباس چکار کنیم . من بی درنگ گفتم ماهم میایم و سریع از افراسیاب خدا حافظی کردیم تا مقدمات اعزام و از مهمتر راضی کردن مادر را فراهم کنیم . من وقباد وافراسیاب دوستان صمیمی و تقریبا هم سن و سال بودیم ولی حضور در جبهه و جنگ و حشر و نشر با بزرگان و رزمندگان ٬ مارا به مردانی سخت کوش و آبدیده بار آورده بود. اماافراسیاب ازما باتجربه تر بود. صبح روز نهم تیر ماه سه نفری راهی مهران و باتلاش وپیگیری فراوان بلافاصله وارد سازماندهی لشکر حضرت امیر(ع) شدیم . یک گروهان از تیپ امیر که فرماندهی آن را محسن کریمی بر عهده داشت قراربود دراین عملیات شرکت کنه. فرماندهی لشکرامیر هم برعهده سردارکرمی راد بود. اتفاقا شهید سردارجاسم امامی وچند نفر دیگر ازفرماندهان لشکر امیر در منطقه حضورداشتند. گروهانی که مادر آن قرارگرفتیم بیشتر ازبچه های دره شهر بودند. سردارکرمی ومحسن کریمی با توجه به سوابق وشناختی که ازما در جبهه داشتند مسئولیت گروهان را به سه نفر که تازه وارد تیپ شده بودیم واگذار کرد در آن لحظه بود که اوج سعادت در دفاع از کشور و اعتقادات را لمس کردم. بالاخره لحظه حرکت فرا رسید .رزمندگان هر کدام با هنرهایی که داشتند با شوخی و بازی و خنده فضا را برای عملیات و مقاومت و شهادت مهیا می کردند . قمقمه ها را پر از آب وتجهیزات را کول کردیم ،لحظه حرکت فراررسید. بالاخره به طرف امامزده سیدحسن راه افتادیم،گرمای طاقت فرسا،نوازش خارهای بیابان که درزبان محلی به زرده درگ معروفند ذره ای در اراده و ایمان بچه ها خلل وارد نمی کرد. مانند همه عملیات های جنگی نقشه عملیات به گونه ای طراحی شده بودکه احتمال پیروزی بر دشمن حتمی قلمدادشود . طبق تاکتیک و برنامه عملیاتی گروهان ما برای سرگرم و اغوا کردن دشمن وارد معرکه شدیم تااز طرف دیگر لشکرهای عمل کننده عراقیها محاصره شوند. نیروهای گروهان ما از نوجوانان هم سن وسال خودم، پر توان ٬ شاداب و مقاوم و رشید تشکیل شده بود. بعضی ازبچه هاکه سر و صورت خود را با چفیه و کاملابسته بودند، اشتباها قمقمه خودرا ازتانکر بنزین پرکرده بودند،که همین امر بعدها دستمایه جک و شوخی بقیه همرزمان شده بود. نفس ها در سینه حبس شد ، واردکانال و خاکریزی شدیم که فاصله اش با عراقیها شاید کمتر از بیست متر بود رزمندها آرام در جای خود قرار گرفتند؛ تاچند دقیقه ای خستگی حدودا 4کیلومتر پیاده روی را بیرون کنند و آماده نبردی سخت شوند . بااطلاعاتی که از قبل از طرف فرماندهان در اختیار داشتیم جزئیات را با ایما واشاره به همدیگر رساندیم که البته به دلیل کم سن وسال بودن و کم تجربگی بعضی بچه ها نگرانی های ما هویدابود . اما من دلم قرص بود که با این نیروهای متعهد وعاشق امام وشهادت جایی برای نگرانی باقی نمی ماند به همین دلیل بچه ها را با صلابت آما ده حمله کرد یم. فرمان حمله صادر و درگیری بین ما ونیروهای دشمن شروع شد . به بچه ها با رمز اعلام کردیم که هدف گروهان که سرگرم کردن نیروهای عراقی بود ، فراموش نشود . اما جنگ شوخی بردار نبود وگلوله و سرب ، دفاع به صرف سرگرم کردن در آن لحظه منطقی بنظر نمی آمد . وارد کارزار سنگین و یک نبرد تمام عیار شدیم . نوجوانان بدون کوچکترین هراسی به دشمن یورش می بردند شاید اصلا یادمان رفته بود که گلوله های دشمن جنگی است. عراقی ها در تیررس مستقیم ماقرار نداشتند. لذامجبورشدیم برای هجوم از کانال بیرون بزنیم . دشمن غافلگیری خود را با آتش خمپاره پاسخ می داد وبامنور همه منطقه را مثل روز روشن کرده بود. هراس دشمن که فکر نمیکرد در پشت این همه شلوغ کاری و درگیری و یورش بی امان فقط یک گروهان است. موجب آتش باران ِمضاعف میشد . قباد احمدی -جوان دلاور ی که با ترس بیگانه بود-هر لحظه برای جلو رفتن بیقراری میکرد اما مانع او می شدیم که بی گدار به آب نزند و او را به صبر دعوت می کرد.یم ما سه نفر نیروها را به صورتِ هدایت می کردیم وبا هدف شکار عراقی ها درموقعیتی مناسب٬ به سنگرهای دشمن بصورت سینه خیزنزدیک می شدیم و آنان را مورد هجوم آرپی جی قرار میدادیم ٬ سپس به سرعت به کانال بر می گشتیم . سینه خیز بروی خارهای بیابان بدون حاج عباس: اینکه خار ها را حس کنیم پیشروی میکردیم . حملات حساب شده و پی در پی و ضربه ای بچه های گروهان چنان سنگین بودکه بسیاری ازخودروهای عراقی هراسان ازمحل حادثه گریختند. درگیری مستقیم بانیروهای عراقی چندین ساعت ادامه داشت. بالاخره بیسیم به صدا درآمد واعلام کرد نیروهای گروهان به پایگاه برگردند. پیروزی بر شما مبارک باد، تمام منطقه وعراقیها درمحاصره نیروهای لشکر های عمل کننده قرارگرفته است . آماده بازگشت شدیم اما ازافراسیاب که در ضلع غربی گروهان بود خبری نبود، فکرم پیش افراسیاب بود که قبادضربه ای به پشتم زد و گفت یک ماشین عراقی داره میره بریم بزنیمش . آرپی جی را برداشته و بالا رفتیم، اما گلوله دشمنِ بعثی به قباد اصابت کرد وبر زمین افتاد، تیر مستقیم به فک او زده بود ، با زحمت توانستم قباد را کول کنم وبه کانال برسانم ،بدنم غرق خون بود . فریاد زدم افراسیاب به دادم برس ٬ قباد شهیدشده، چون واقعا فکرکردم به شهادت رسیده، خون زیادی ازش رفته بود. نگاهم را بسوی افراسیاب چرخاندم اما در بهت و حیرت دیدم از ناحیه کتف مجروح شده است . انگار تمام دنیا روی سرم خراب شده بود و نمیتوانستم در مقابل ریختن اشکهایم مقاومت کنم. افراسیاب گفت دلاور چیزی نشده یه خراش کوچیک برداشتم. درست میشه ، باکتف زخمی کمک کرد قباد را روی کولم گذاشتم وازمعرکه دور شدیم. قباد وافراسیاب را با یک دستگاه تویوتا تا بیمارستان صحرایی واقع در نخلستان رساندیم واز آنجا به ایلام انتقال دادیم. در ایلام قباد با هلی کوپتر به کرمانشاه اعزام شد. ومن با همان سرو وضع خونی به خانه برگشتم .آرام وبی صدا درخانه راباز کردم ، مرحوم مادرم بادیدن لباسهای خونی و سر و وضع بهم ریخته من بیهوش شد. به کمک همسایه ها به هوش آمد و گفت عباس سالمی ؟ افراسیاب و قباد سالمند ؟ ماجرای مجروح شدن آنان را برایش گفتم؛ مادر مثل همیشه به شکرگزاری پرداخت برای سلامتی افراسیاب راسخی و قباداحمدی و رزمندگان دعا کرد ... عباس خزلی

برگزیده سایت

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب